به نام خدايي كه پرتو نور هدايتش را به هر آن كس كه بخواهد مى تاباند...
نميدونم چى بگم و اون چيزى رو كه تو ذهنمه چطورى بگم. صفحه به صفحه ى كتاب پاسخى بود به سوالات من و اصلاح كردن اون ذهنيت اشتباه من در مورد حركت ائمه . .. وقتى تو مقدمه منظور از انسان 250 ساله بيان شد فهميدم كه اشتباهات و قضاوت هاى سطحى ما از كجا نشأت ميگيره. دقيقا مشكل همينه كه ما حركت ائمه رو در طول هم بررسى نميكنيم و هر كدوم رو منفك از ديگرى در نظر ميگيريم سكوت امام على رو جدا , صلح امام حسن مجتبى رو جدا, قيام امام حسين رو جدا و و و ... و نميفهميم كه چرا هركدوم شيوه ى عمل متفاوتى رو اتخاذ كردن يه جواب اينكه خوب معلومه شرايط زمانيشون فرق ميكرده و بعضا هم با اين جواب قانع ميشيم اره درسته اين يه قسمته جوابه اما همه ى جواب نيست . مگه ائمه چى ميخواستن كه هر كدوم تو زمان خودشون شيوه ى متفاوتى رو اعمال كردن؟ جواب اصلى اينجاست...و اين كتاب و بيانات زيباى رهبر به طور كامل جا ميندازه و عمل ائمه رو در زمان خودشون با توجه به هدف اصليشون معنا ميكنه..
اين كتاب بسيار من رو ترغيب كرد كه در مورد همه ى جنبه هاى زندگى ائمه مطالعات ويژه اى داشته باشم..
و تازه فهميدم كه چرا پيامبر مى فرمايند من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتتا جاهلية..