What do you think?


روز واقعه
فیلمنامهای به قلم بهرام بیضایی
64 pages, Paperback
First published April 1, 1982
About the author
بهرام بیضائی
70 books84 followersبهرام بیضایی: مروری بر زندگی و آثار یک اسطوره زنده
آغاز راه و شکلگیری اندیشه
کارنامه هنری: از صحنه تئاتر تا پرده سینما
سبک و مضامین کلیدی
مهاجرت و تداوم فعالیت
بهرام بیضایی، نویسنده، کارگردان، پژوهشگر و اسطورهشناس برجسته ایرانی، در ۵ دی ۱۳۱۷ در تهران چشم به جهان گشود ور در روز ۵ دی ۱۴۰۴ در سن ۸۷ سالگی، دور از وطن، چشم از جهان فروبست. او به عنوان یکی از پیشگامان موج نوی سینما و تئاتر ایران و از تأثیرگذارترین چهرههای فرهنگی معاصر شناخته میشود که با خلق آثاری عمیق و چندلایه، نقشی بیبدیل در غنای هنر و اندیشه ایرانی ایفا کرده است.
آغاز راه و شکلگیری اندیشه
بیضایی در خانوادهای اهل فرهنگ و ادب در تهران زاده شد. پدرش، ذکایی بیضایی، شاعر بود و این پیشینه، او را از همان ابتدا با ادبیات و هنر مأنوس کرد. علاقهی وافر او به سینما و نمایش از دوران نوجوانی آغاز شد و همین علاقه او را به سمت پژوهشهای گسترده در تاریخ نمایش ایران و جهان سوق داد. بیضایی تحصیلات خود را در رشته ادبیات فارسی در دانشگاه تهران آغاز کرد، اما آن را ناتمام گذاشت تا به صورت مستقل به تحقیق و آفرینش هنری بپردازد.
حاصل پژوهشهای ژرف او در همان دوران جوانی، کتاب مرجع و ماندگار "نمایش در ایران" بود که به عنوان یکی از مهمترین منابع در زمینه تاریخ نمایش ایرانی شناخته میشود و تسلط عمیق او بر ریشههای فرهنگی و نمایشی ایران را به نمایش میگذارد.
کارنامه هنری: از صحنه تئاتر تا پرده سینما
فعالیتهای هنری بیضایی در دو حوزه اصلی تئاتر و سینما متمرکز است، هرچند قلم او در قالب فیلمنامه، نمایشنامه، پژوهش و داستاننویسی نیز آثاری درخشان خلق کرده است.
در عرصه تئاتر، بیضایی با نگارش نمایشنامههایی چون "پهلوان اکبر میمیرد"، "مرگ یزدگرد"، "چهار صندوق" و "افرا، یا روز میگذرد"، جانی تازه به تئاتر ایران بخشید. آثار نمایشی او با بهرهگیری هوشمندانه از اساطیر، تاریخ و فرمهای نمایش ایرانی (همچون تعزیه و نقالی) و ترکیب آن با تکنیکهای مدرن تئاتری، به کاوش در مفاهیمی چون هویت، تاریخ، زن، مرگ و حقیقت میپردازند. زبان فاخر، ساختار پیچیده و شخصیتپردازی عمیق از ویژگیهای بارز نمایشنامههای اوست.
در حوزه سینما، بیضایی کار خود را با ساخت فیلم کوتاه "عمو سیبیلو" در سال ۱۳۴۹ آغاز کرد و با اولین فیلم بلندش، "رگبار" (۱۳۵۱)، نام خود را به عنوان یک فیلمساز صاحبسبک و اندیشمند مطرح کرد. "رگبار" با نگاهی دقیق و شاعرانه به تحولات اجتماعی و تقابل سنت و مدرنیته، آغازگر مسیری بود که با شاهکارهایی چون "باشو، غریبه کوچک" (۱۳۶۴)، "شاید وقتی دیگر" (۱۳۶۶) و "مساف" (۱۳۷۰) ادامه یافت.
فیلم "مرگ یزدگرد" (۱۳۶۰)، که اقتباسی از نمایشنامه خود او بود، نقطه عطفی در کارنامه سینمایی او و سینمای ایران به شمار میرود. این فیلم با ساختاری مبتنی بر روایتهای متناقض و تمرکز بر مفهوم نسبیت حقیقت، نمونهای درخشان از سینمای فلسفی و تاریخنگر است. "سگکشی (۱۳۷۹) نیز پس از سالها دوری از فیلمسازی، بازگشتی قدرتمندانه برای او بود که با استقبال منتقدان و تماشاگران روبرو شد.
سبک و مضامین کلیدی
آثار بیضایی، چه در سینما و چه در تئاتر، از ویژگیهای منحصر به فردی برخوردارند:
زبان و دیالوگ: استفاده از زبانی فاخر، ادیبانه و در عین حال دقیق و حسابشده که به آثار او عمقی چندبعدی میبخشد.
اسطوره و تاریخ: بهرهگیری از اساطیر ایرانی و بازخوانی رویدادهای تاریخی برای طرح مسائل جهان معاصر.
هویت زنانه: توجه ویژه به شخصیت زن و جایگاه او در تاریخ و اجتماع. زنان در آثار بیضایی اغلب شخصیتهایی قدرتمند، کنشگر و پیچیده هستند.
ساختار روایی: استفاده از ساختارهای روایی غیرخطی، روایتهای تودرتو و شکستن مرز میان واقعیت و خیال.
پژوهش و دقت: تمامی آثار او بر پایه تحقیقات گسترده و دقیق در زمینههای تاریخی، اسطورهشناسی و فرهنگی بنا شدهاند.
مهاجرت و تداوم فعالیت
بهرام بیضایی در سال ۱۳۸۹ به دعوت دانشگاه استنفورد به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد و به عنوان استاد مدعو در این دانشگاه به تدریس و پژوهش در زمینه ادبیات و هنرهای نمایشی ایران پرداخت. او در طول اقامت خود در آمریکا نیز از فعالیت هنری باز نایستاد و چندین نمایشنامه از جمله "طربنامه" و "چهارراه" را با حضور بازیگران ایرانی در کالیفرنیا به روی صحنه برد و کارگاههای آموزشی متعددی برگزار کرد.
بهرام بیضایی، با بیش از نیم قرن فعالیت هنری و پژوهشی، نه تنها به عنوان یک هنرمند بزرگ، بلکه به مثابه یک اندیشمند و روشنفکر تأثیرگذار، جایگاهی رفیع در تاریخ فرهنگ
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 30 of 61 reviews
June 12, 2024
شبلی جوان نصرانیزادهی نو مسلمان پس از بارها خواستگاری از دختر زید، راحله، جواب مثبت گرفته. نهم محرم سال ۶۱ هجری مجلس بزم آنهاست که زمزمههای کشتن مسلم بن عقیل در کوفه و حرکت کاروان حسین ابن علی (ع) به سمت کوفه بر زبانها جاری میشه. برخی میگن حسین به نیت حکمرانی کوفه رفته و شک در دل شبلی میشه، شلبی که دین جدیدش رو از حسین گرفته. در همین زمان صدایی به گوشش میرسه «کیست مرا یاری کند؟» و همهی اینها باعث میشه تا شلبی به سرعت مجلس بزم رو رها کنه و به سمت کوفه بره، سفری برای یافتن حقیقت...ه
این نمایشنامه عالیه
«من حقیقت را بر سر نیزه دیدم...»
در مسلخ عشق جز نکو را نکشند
روبه صفتان زشت خو را نکشند
گر عاشق صادقی ز مردن نهراس
مردار شود هرآنکه او را نکشند
August 14, 2025
باید خودِ اثر سخن بگوید، هرچه از ما صادر شود مهملات و اضافهگویی است.
September 5, 2019
بهرام بیضایی / روز واقعه
.
: شِبلی (پس از بازگشت)
او به بالاترين جايگاهي رسيد که بشیری رسيده. همه حجت مسلماني من حسين بن علي است-
راحله: حقيقت را چگونه يافتي؟
شبلی: من حقيقت را در زنجير ديدم.
من حقيقت را پاره پاره بر خاک ديدم.
من حقيقت را بر سر نيزه ديدم.
...من حقيقت را
.
حسین گفت: چگونه سنگي بر بتان مُرده بيندازم حال آنکه
بت هاي زنده بر روی زمين فراوانند
.
حسیبن بن علی گفت: این نیست آنچه ما می گفتیم
ندیدم سری به سرداری ،مگر بسیار سرها زیر پای او.
خود ستایان تکیه بر اریکه ها زدند.
کتاب خدا را چنان می خوانند که سود ایشان است.
آنان که طیلسان زهد پوشیده اند، تک پیرهنان را پیرهن بر تن می درند.
آنان که دستار بر سر می نهند ،سر از گردن خدا ترسان می اندازند
و آنان که آب بر مردمان می بندند ، مردمان را آب از لبه تیغ میدهند.
این نیست آنچه ما می گفتیم.
اینان سپاه آز می آرایند و دیوار غرور می افرازند و
کوشک های خودپرستی میسازند
وانبانشان را از انباشتن پایانی نیست.
این نیست آنچه ما می گفتیم
.
.
متنی مانا برای همه ی دوران ها
برای دیروز و امروز و فردا
.
: شِبلی (پس از بازگشت)
او به بالاترين جايگاهي رسيد که بشیری رسيده. همه حجت مسلماني من حسين بن علي است-
راحله: حقيقت را چگونه يافتي؟
شبلی: من حقيقت را در زنجير ديدم.
من حقيقت را پاره پاره بر خاک ديدم.
من حقيقت را بر سر نيزه ديدم.
...من حقيقت را
.
حسین گفت: چگونه سنگي بر بتان مُرده بيندازم حال آنکه
بت هاي زنده بر روی زمين فراوانند
.
حسیبن بن علی گفت: این نیست آنچه ما می گفتیم
ندیدم سری به سرداری ،مگر بسیار سرها زیر پای او.
خود ستایان تکیه بر اریکه ها زدند.
کتاب خدا را چنان می خوانند که سود ایشان است.
آنان که طیلسان زهد پوشیده اند، تک پیرهنان را پیرهن بر تن می درند.
آنان که دستار بر سر می نهند ،سر از گردن خدا ترسان می اندازند
و آنان که آب بر مردمان می بندند ، مردمان را آب از لبه تیغ میدهند.
این نیست آنچه ما می گفتیم.
اینان سپاه آز می آرایند و دیوار غرور می افرازند و
کوشک های خودپرستی میسازند
وانبانشان را از انباشتن پایانی نیست.
این نیست آنچه ما می گفتیم
.
.
متنی مانا برای همه ی دوران ها
برای دیروز و امروز و فردا
May 1, 2018
بارها فیلم «روز واقعه» را دیدهام اما موقع خواندن متن انگار ناخن روی فلز بکشند، دلم ریشریش میشد. چیزی در من هست، در وجودم، در عمیقترین نقطهی روحام تا نسبت به تمام روایتهایی که موضوعشان رسیدن و دست یافتن به حقیقتی متعالی است، حساس باشم. تمام تنام بلرزد. سردم بشود. مثل حکایت بلوقیا در هزارویک شب که آنقدر عجیب است و دگرگونکننده برای من، که حتی سخت میتوانم ازش حرف بزنم و یا بگویم که چقدر محبوبم است. و یا همین ماجرای شبلی (که در فیلم اسمش عبدالله است) و جستوجویاش برای رسیدن به حسینِ علی.
کاش بهرام بیضایی خدا بود، من مؤمنترین بندهاش میشدم.
کاش بهرام بیضایی خدا بود، من مؤمنترین بندهاش میشدم.
February 26, 2020
راحله: شبلی بگو، از من چه بدی ظاهر شد که سزاوار این جفا شدم؟ چه خطا دیدی که از من بریدی؟ چه بود که ترکم کردی؟
شبلی: سوگند به شب چون شکسته شود و روز چون براید، که از تو جز مهری ندیدم که همه عمر از آن محروم بودم، بیماری جان تو بر من باد و سایه ات از زمین کم مباد...من میروم چون خوانده شده ام!
من شک کردهام...
.....
این داستان عاشقانهی شبلی و راحله نیست، داستانی از جستجوی حقیقت و سفر خودشناسیه. اما برای رسیدن به حقیقت، شبلی از عروسش که ۷۲ بار به خواستگاریش رفته بود، در روز عروسی میگذره تا به یقین برسه.
.....
فیلم روز واقعه ساخته شهرام اسدی هم خیلی خوبه ، ولی فکرش رو بکنید اگر خود آقای بیضایی این فیلم رو میساخت چطور شاهکاری از کار در میومد.
من نمایشنامهرادیوییش رو گوش کردم. بخش مربوط به صحبتهای شبلی با شهربانو توی فیلم حذف شده، اسم شبلی هم به عبدالله تغییر داده شده.
حقیقتا یکساعت فوق العاده رو با گوش دادنش گذروندم که برای تمام روز غرق لذتم کرد. چقدر عالی بود ،چقدر محشر...
در مسلخ عشق جز نکو را نکشند
روبه صفتان زشت خو را نکشند
گر عاشق صادقی ز مردن نهراس
مردار شود هرآنکه او را نکشند
شبلی: سوگند به شب چون شکسته شود و روز چون براید، که از تو جز مهری ندیدم که همه عمر از آن محروم بودم، بیماری جان تو بر من باد و سایه ات از زمین کم مباد...من میروم چون خوانده شده ام!
من شک کردهام...
.....
این داستان عاشقانهی شبلی و راحله نیست، داستانی از جستجوی حقیقت و سفر خودشناسیه. اما برای رسیدن به حقیقت، شبلی از عروسش که ۷۲ بار به خواستگاریش رفته بود، در روز عروسی میگذره تا به یقین برسه.
.....
فیلم روز واقعه ساخته شهرام اسدی هم خیلی خوبه ، ولی فکرش رو بکنید اگر خود آقای بیضایی این فیلم رو میساخت چطور شاهکاری از کار در میومد.
من نمایشنامهرادیوییش رو گوش کردم. بخش مربوط به صحبتهای شبلی با شهربانو توی فیلم حذف شده، اسم شبلی هم به عبدالله تغییر داده شده.
حقیقتا یکساعت فوق العاده رو با گوش دادنش گذروندم که برای تمام روز غرق لذتم کرد. چقدر عالی بود ،چقدر محشر...
در مسلخ عشق جز نکو را نکشند
روبه صفتان زشت خو را نکشند
گر عاشق صادقی ز مردن نهراس
مردار شود هرآنکه او را نکشند
September 5, 2024
"شبلی" جوان نصرانیِ تازه مسلمان شده ای است که در روز عروسی خود با "راحله" ندایی می شنود که <<کیست که مرا یاری کند؟>>
شبلی پس از چند بار شنیدن آن صدا،منقلب می شود و مجلس عروسی را ترک می کند.او به جست و جوی صدا بر می آید؛آن هم در حالی که برادران متعصب راحله،ترک عروسی را توهینی به خود میدانستند.
شبلی در طول راه با نشانه هایی برخورد می کند و می فهمد این نشانه ها از حسین (ع) است
شبلی پس از چند بار شنیدن آن صدا،منقلب می شود و مجلس عروسی را ترک می کند.او به جست و جوی صدا بر می آید؛آن هم در حالی که برادران متعصب راحله،ترک عروسی را توهینی به خود میدانستند.
شبلی در طول راه با نشانه هایی برخورد می کند و می فهمد این نشانه ها از حسین (ع) است
August 20, 2022
این نه آن است:
در دهه پنجاه با بالا گرفتن موجی مذهبی در میان عموم جامعه و تمایل نویسندگان و حتی خوانندگان پاپ به مضامین مذهبی، نگارش داستان های تاریخی-مذهبی نيز رواج پیدا می کنند و با حمایت های دولت های پساانقلابی، عملاً دهه شصت به دوران طلایی آن ها تبدیل می گردد (حتی در میان نوشته های پراکنده و تکمیل نشده ساعدی هم میتوان این گونه آثار را سراغ گرفت).
فیلمنامه «روز واقعه» هم در چنین دورانی به نگارش در می آید، و ظاهراً در میان همین آثار قرار می گیرد. آیا واقعاً می توان این فیلمنامه را یک اثر تاریخی- دینی خواند؟
منزل به منزل با شبلی:
اول بیایید با اسم «شبلی» شروع کنيم؛ شبلی تاریخی، یکی از عرفای بزرگ می باشد که عطای امارت را به لقايش بخشید و پا در ره عرفان و معرفت گذاشت.
شبلی بیضایی نیز مراسم عروسی و مورد استقبال قرار گرفتن توسط جامعه مسلمان عرب را رها می کند (و حتماً به آسیابان بودن و به تازگی بیرون آمدن از حمام هم توجه داریم)، با پا در راه دعوتی مبهم میگذارد.
راوی «تذکرة الأولیاء»، پای نهادن شبلی تاریخی در راه معرفت را «روز واقعه» می خواند؛ و این زمان متحول شدن شبلی بیضایی را هم می توان روز واقعه خواند، اگرچه بسیاری لفظ روز واقعه ی بیضایی، روز عاشورا دانسته اند.
بدین ترتیب، سفر قهرمان/عارف بیضایی با یک ندای درونی شروع می شود.... در ادامه همان الگوی سفر منزل به منزل عرفا دنبال می شود، حالا با رگه هایی کمابیش حماسی.
شبلی بیضایی منزل به منزل با افراد و وقایع مختلف مواجه می شود، از بعضی پند و رهنمايی ميگيردد و در بعضی دیگر، عملاً به بوته آزمون گذارده می شود.
اگر داستان بیضایی را با الگوی سفر قهرمان کمبل مطابقت بدهیم، صحنه ی نخلستان در آتش و فراریان سپاه کوفیان را می توان همان دنیای زیرین کمبلی دانست.
شبلی در این دنیای زیرین (صحرای کربلا)، با صحنه ی بر صلیب شدن حسین علی و اسارت و قتل عام خانواده ی او روبرو می شود.
او بعد از بیرون آمدن از دنیای تاریک و زیرین، همچون قهرمانی تلاش می کند تا به میان مردمانش بازگردد و هر آنچه را که در سفرش دیده (بر صلیب شدن حقیقت) را برایشان بازگو کند.
بیضایی، تکرار المان ها:
بهرام بیضایی در مصاحبه با زاون قوکاسيان گفته بود که مدت ها بود که می خواست فیلمی با موضوع تعزیه را بنویسد، اما موانعی او را از اینکار باز می داشته است، تا اينکه با فيلمنامه روز واقعه، تکلیفش را با آن روشن می کند (نقل به مضمون).
در توصیف صحنه ها و بعضی از حرکات شخصیت ها به وضوح میتوان رگه هایی از فرمالیسم و نمادگرايی را که در تعزیه وجود دارد، سراغ گرفت.
بیضایی همچنین در جای جای فيلمنامه، با سیاق آثار دیگرش، از ارجاعاتی پیدا و پنهان به باورهای عامیانه و نمادگرايی های حول واقعه کربلا بهره برده است که به خوبی در کنار داستان شبلی نشسته اند.
در دهه پنجاه با بالا گرفتن موجی مذهبی در میان عموم جامعه و تمایل نویسندگان و حتی خوانندگان پاپ به مضامین مذهبی، نگارش داستان های تاریخی-مذهبی نيز رواج پیدا می کنند و با حمایت های دولت های پساانقلابی، عملاً دهه شصت به دوران طلایی آن ها تبدیل می گردد (حتی در میان نوشته های پراکنده و تکمیل نشده ساعدی هم میتوان این گونه آثار را سراغ گرفت).
فیلمنامه «روز واقعه» هم در چنین دورانی به نگارش در می آید، و ظاهراً در میان همین آثار قرار می گیرد. آیا واقعاً می توان این فیلمنامه را یک اثر تاریخی- دینی خواند؟
منزل به منزل با شبلی:
اول بیایید با اسم «شبلی» شروع کنيم؛ شبلی تاریخی، یکی از عرفای بزرگ می باشد که عطای امارت را به لقايش بخشید و پا در ره عرفان و معرفت گذاشت.
شبلی بیضایی نیز مراسم عروسی و مورد استقبال قرار گرفتن توسط جامعه مسلمان عرب را رها می کند (و حتماً به آسیابان بودن و به تازگی بیرون آمدن از حمام هم توجه داریم)، با پا در راه دعوتی مبهم میگذارد.
راوی «تذکرة الأولیاء»، پای نهادن شبلی تاریخی در راه معرفت را «روز واقعه» می خواند؛ و این زمان متحول شدن شبلی بیضایی را هم می توان روز واقعه خواند، اگرچه بسیاری لفظ روز واقعه ی بیضایی، روز عاشورا دانسته اند.
بدین ترتیب، سفر قهرمان/عارف بیضایی با یک ندای درونی شروع می شود.... در ادامه همان الگوی سفر منزل به منزل عرفا دنبال می شود، حالا با رگه هایی کمابیش حماسی.
شبلی بیضایی منزل به منزل با افراد و وقایع مختلف مواجه می شود، از بعضی پند و رهنمايی ميگيردد و در بعضی دیگر، عملاً به بوته آزمون گذارده می شود.
اگر داستان بیضایی را با الگوی سفر قهرمان کمبل مطابقت بدهیم، صحنه ی نخلستان در آتش و فراریان سپاه کوفیان را می توان همان دنیای زیرین کمبلی دانست.
شبلی در این دنیای زیرین (صحرای کربلا)، با صحنه ی بر صلیب شدن حسین علی و اسارت و قتل عام خانواده ی او روبرو می شود.
او بعد از بیرون آمدن از دنیای تاریک و زیرین، همچون قهرمانی تلاش می کند تا به میان مردمانش بازگردد و هر آنچه را که در سفرش دیده (بر صلیب شدن حقیقت) را برایشان بازگو کند.
بیضایی، تکرار المان ها:
بهرام بیضایی در مصاحبه با زاون قوکاسيان گفته بود که مدت ها بود که می خواست فیلمی با موضوع تعزیه را بنویسد، اما موانعی او را از اینکار باز می داشته است، تا اينکه با فيلمنامه روز واقعه، تکلیفش را با آن روشن می کند (نقل به مضمون).
در توصیف صحنه ها و بعضی از حرکات شخصیت ها به وضوح میتوان رگه هایی از فرمالیسم و نمادگرايی را که در تعزیه وجود دارد، سراغ گرفت.
بیضایی همچنین در جای جای فيلمنامه، با سیاق آثار دیگرش، از ارجاعاتی پیدا و پنهان به باورهای عامیانه و نمادگرايی های حول واقعه کربلا بهره برده است که به خوبی در کنار داستان شبلی نشسته اند.
May 4, 2024
فیلمنامه روز واقعه نوشته بهرام بیضایی روایتگر جوانی مسیحی به نام شلبی است که بعد از مسلمان شدن در شرف ازدواج با دختری به نام راحله بود که در بحبوحه عروسی خبر میآید که مسلم بن عقیل فرستاد حسین بن علی توسط کوفیان کشته شده است و در همین هنگام شلبی با شنیدن الهاماتی مانند: کیست که مرا یاری کند ؟
عازم کوفه و دشت نینوا شد تا حقیقت را در کربلا پیدا کند.
عازم کوفه و دشت نینوا شد تا حقیقت را در کربلا پیدا کند.
March 3, 2020
کتاب صوتیش رو می تونید از این جا گوش کنید:
https://t.me/mysmalllibrary/34501
https://t.me/mysmalllibrary/34501
February 27, 2015
"او گفت چگونه سنگی بر بُتان مُرده بیندازم حال آنکه بُت های زنده روی زمین اند؟"
July 16, 2024
شبلی: از او [حسینبنعلی] بسیار میگویند و چرا آنان که از او میگویند خود چون او نیستند؟
سالها از نوشته شدن این فیلمنامه گذشته. دهها کار آیینی ساخته شده. اما هیچ کدام برای من روز واقعه نمیشوند و نخواهند شد. بیضایی اوج توانایی خودش، در نگاه متفاوت به اتفاقات و آشناییزدایی از حوادث تاریخی را در این اثر نشان میدهد. گرچه به خاطر ساختاری که داشت، خواندن دیالوگهای طولانی راوی برای من خوشایند نبود و در کل به نظرم اثر نهایی جزو تاپترین آثار ییضایی نیست، اما عاشقانه ماجرای راحله و شبلی را دوست دارم.
شبلی: مسیح را مسیحیان نکشتند چگونه است که مسلمانان بهترین خود را میکشند؟
شبلی: راحله! تمام حجت مسلمانی من حسین علی بود آنچنان که تو به من گفتی و در آن مجلس شیوخ شنیدم از حسین دیگری میگویند که به راه دنیاپرستان رفته است، گفتم نکند دیر شود و من او را ندیده باشم و حقیقت را در نیافته تمام عمر زیر سایهبان شک اسف بخورم که چرا بر حقیقت بینا نیستم...
راحله: حقیقت را چگونه یافتی؟
شبلی: من حقیقت را در زنجیر دیدم. من حقیقت را پاره پاره بر خاک دیدم. من حقیقت را بر سر نیزه دیدم.
سالها از نوشته شدن این فیلمنامه گذشته. دهها کار آیینی ساخته شده. اما هیچ کدام برای من روز واقعه نمیشوند و نخواهند شد. بیضایی اوج توانایی خودش، در نگاه متفاوت به اتفاقات و آشناییزدایی از حوادث تاریخی را در این اثر نشان میدهد. گرچه به خاطر ساختاری که داشت، خواندن دیالوگهای طولانی راوی برای من خوشایند نبود و در کل به نظرم اثر نهایی جزو تاپترین آثار ییضایی نیست، اما عاشقانه ماجرای راحله و شبلی را دوست دارم.
شبلی: مسیح را مسیحیان نکشتند چگونه است که مسلمانان بهترین خود را میکشند؟
شبلی: راحله! تمام حجت مسلمانی من حسین علی بود آنچنان که تو به من گفتی و در آن مجلس شیوخ شنیدم از حسین دیگری میگویند که به راه دنیاپرستان رفته است، گفتم نکند دیر شود و من او را ندیده باشم و حقیقت را در نیافته تمام عمر زیر سایهبان شک اسف بخورم که چرا بر حقیقت بینا نیستم...
راحله: حقیقت را چگونه یافتی؟
شبلی: من حقیقت را در زنجیر دیدم. من حقیقت را پاره پاره بر خاک دیدم. من حقیقت را بر سر نیزه دیدم.
April 1, 2019
بیش از هر چیز دقتنظر بیضایی در ساخت صحنهها برایم دلنشین است که با نمایش جزییات فرهنگ و تاریخ مردمان داستانش را روایت میکند. قصه قصهایست که بارها شنیدهایم از آدمی در جستجوی حقیقت، با اینحال دوباره خواندنش خالی از لطف نیست.
October 21, 2017
من-حقیقت را-در زنجیر دیدهام
من-حقیقت را-پاره پاره-بر خاک دیدهام
من-حقیقت را-بر سرِ نیزه-دیدهام
من-حقیقت را-پاره پاره-بر خاک دیدهام
من-حقیقت را-بر سرِ نیزه-دیدهام
October 14, 2009
خودستایان تکیه بر اریکهها زدهاند؛ کتاب خدا را چنان میخوانند که سود ایشان است. آنان که طیلسان زهد پوشیدهاند تک پیرهنان را پیرهن بر تن میدرند؛ آنان که دستار بر سر نهادهاند سر از گردن خداترسان میاندازند... اینان سپاه آز میآرایند و دیوار غرور میافرازند و کوشکهای خودپرستی میسازند و انبانشان را از انباشتن پایانی نیست
August 21, 2024
نمایشنامه های آقای بیضایی جای تامل داره به سادگی نمیشه ازش گذشت به سادگی نمیشه فراموششون کرد
+ شبلی حقیقت را چگونه دیدی ؟
_من حقیقت را در زنجیر دیدم
_من حقیقت را پاره پاره بر خاک دیدم
_ من حقیقت را سر نیزه دیدم
+ شبلی حقیقت را چگونه دیدی ؟
_من حقیقت را در زنجیر دیدم
_من حقیقت را پاره پاره بر خاک دیدم
_ من حقیقت را سر نیزه دیدم
March 1, 2024
داستان تلاش برای رسیدن به حقیقت. داستانی که میشود به اشکال مختلفی اون رو گفت و بیضایی اون رو به بهترین شکل در این فیلمنامه نوشته. بالاخره بعد از مدتها بیضایی خوانی رو شروع کردم و بسی خوشحالم.
ربنای شجریان یک خاصیتی داشت که حتی افراد غیرمذهبی هم میتونستند باهاش ارتباط برقرار کنند، به گمانم روز واقعه بیضایی هم این ویژگی رو داره.
از خواندن این اثر بسیار لذت بردم.
ربنای شجریان یک خاصیتی داشت که حتی افراد غیرمذهبی هم میتونستند باهاش ارتباط برقرار کنند، به گمانم روز واقعه بیضایی هم این ویژگی رو داره.
از خواندن این اثر بسیار لذت بردم.
September 28, 2007
معمولن کارهای بیضایی حاوی تصاویر سنتی و آیینی فرهنگ بومی ماست. "روز واقعه" با وجودی که پر است از این نمادها و تصاویر آیینی، اولین کاری از بیضایی ست که بصورتی مستقیم به یک روایت مذهبی در مورد عاشورا و کربلا می پردازد.
با وجودی که از نمایش نامه های عروسکی و "پهلوان اکبر می میرد" با کارهای نمایشی بیضایی آشنا هستم، اما لمس مستقیم یک روایت مذهبی از سوی بیضایی، آن هم تا این حد آشکار ، برایم سخت تازگی داشت.
بیضایی در زمینه ی ادبیات نمایشی ما اثر گذارترین قلم در پنج دهه ی اخیر بوده است. بیضایی سنت نمایشی ما را هم خوب می شناسد. خواندن بیضایی را، بهررو توصیه می کنم.
https://www.goodreads.com/author_blog...
با وجودی که از نمایش نامه های عروسکی و "پهلوان اکبر می میرد" با کارهای نمایشی بیضایی آشنا هستم، اما لمس مستقیم یک روایت مذهبی از سوی بیضایی، آن هم تا این حد آشکار ، برایم سخت تازگی داشت.
بیضایی در زمینه ی ادبیات نمایشی ما اثر گذارترین قلم در پنج دهه ی اخیر بوده است. بیضایی سنت نمایشی ما را هم خوب می شناسد. خواندن بیضایی را، بهررو توصیه می کنم.
https://www.goodreads.com/author_blog...
July 27, 2010
من -حقیقت را- در زنجیر دیده ام
من -حقیقت را -پاره پاره -بر خاک دیده ام
من-حقیقت را-بر سرِ نیزه-دیده ام
من -حقیقت را -پاره پاره -بر خاک دیده ام
من-حقیقت را-بر سرِ نیزه-دیده ام
Did Not Finish
August 2, 2016ناراحتم که ندارمش که بقیه ش رو بخونم :(
June 4, 2016
از كار هاي سخت دنيا، يكي اش همينه كه براي بيضايي حاشيه بنويسي و بعد آنقدر تقوي به خرج بدي تا عين جمله هاي كتاب رو تكرار نكني !
اثر زيبايي و ظرافت باورنكردني اي داره در ستايش ستودني هاي فرهنگ عرب و در عين حال غافل نيست تا در هر ماجرا با حاضر جمعي نازداري، جان و جهان عجم رو به رخ اعراب بكشه.
شاهكاره
خاري به چشم همه ي قلم فروش هاي بخش نامه نويس، مناسبت ساز، دستك و دمبك نشان، خلعت بگير هاي ستاد هاي عريض و طويل تبليغاتي
اثر زيبايي و ظرافت باورنكردني اي داره در ستايش ستودني هاي فرهنگ عرب و در عين حال غافل نيست تا در هر ماجرا با حاضر جمعي نازداري، جان و جهان عجم رو به رخ اعراب بكشه.
شاهكاره
خاري به چشم همه ي قلم فروش هاي بخش نامه نويس، مناسبت ساز، دستك و دمبك نشان، خلعت بگير هاي ستاد هاي عريض و طويل تبليغاتي
October 1, 2017
بهرام بیضایی با هوشِ سرشارش، قلم بینظیرش شاهکاری نوشتهاست که در نهایت به کربلا ختم میشود. حسین کشته شده، زینب به زنجیر است و شهربانو به دیار گذشتگانش با ذوالجناح بازمیگردد. نصرانیای از عشقی که به راحله دختر عرب دارد به تازگی اسلام آورده و در پی حقیقت، بیابانهای عراق را یکی از پس از دیگری طی میکند و آن را بر سر نیزه در نینوا مییابد؛ راستی و درستیِ حسینبنعلی را.
November 15, 2019
من از اینکه بیضایی فیلمنامه روز واقعه رو نوشته خبر نداشتم و فیلم رو بارها دیدهام. تاثیرگذاری فیلمنامه به مراتب بیشتره، ولی هنوز موقع خوندن زنگ صدای بازیگرهاش رو توی دیالوگها میشنیدم.
بیضایی در نمایاندن سنتهای جامعه استثنائی قائل نمیشه و طبیعیه دیدن آثاری مثل مجلس ضربت زدن و روز واقعه از او.
این بهترین روایتیه که از واقعه کربلا خوندم.
بیضایی در نمایاندن سنتهای جامعه استثنائی قائل نمیشه و طبیعیه دیدن آثاری مثل مجلس ضربت زدن و روز واقعه از او.
این بهترین روایتیه که از واقعه کربلا خوندم.
January 31, 2022
بلافاصله بعد از خرید شروع کردم به خوندنش
من آدم مذهبیای نیستم، اما تاثیرگذاری این فیلمنامه واقعا انکارنشدنیه
او گفت چگونه سنگ بر بتان مرده بیندازم حال آن که بتهای زنده روی زمیناند
من آدم مذهبیای نیستم، اما تاثیرگذاری این فیلمنامه واقعا انکارنشدنیه
او گفت چگونه سنگ بر بتان مرده بیندازم حال آن که بتهای زنده روی زمیناند
May 14, 2007
I'm not so religious but I like this one very much and it has a good effect on me.
Read
August 20, 2007فيلمشناسي بهرام بيضايي
عمو سیبیلو(کوتاه)-۱۳۴۹(فیلم شده ی ۱۳۴۹)
عیار تنها-۱۳۴۹
رگبار-۱۳۴۹(فیلم شده ی ۱۳۵۰)
سفر(کوتاه)-۱۳۵۱(فیلم شده ی ۱۳۵۱)
غریبه و مه-۱۳۵۱(فیلم شده ی ۱۳۵۲)
حقایق درباره لیلا دختر ادریس-۱۳۵۴
چریکه تارا-۱۳۵۴(فیلم شده ی ۱۳۵۷)
کلاغ-۱۳۵۵(فیلم شده ی ۱۳۵۵)
چشم انداز-۱۳۵۵(بازنویسی-۱۳۷۵)
آهو٬ سلندر٬ طلحک و دیگران-۱۳۴۹
قصه های میر کفن پوش-۱۳۵۸
شب سمور -۱۳۵۹
اشغال-۱۳۵۹
آینه های روبرو-۱۳۵۹
روز واقعه -۱۳۶۱
داستان باور نکردنی-۱۳۶۱
زمین-۱۳۶۱
عیار نامه-۱۳۶۳
پرونده قدیمی پیر آباد-۱۳۶۳
کفشهای مبارک-۱۳۶۳
تاریخ سری سلطان در آبسکون-۱۳۶۳
باشو غریبه کوچک-۱۳۶۴(فیلم شده ی ۱۳۶۴)
قلعه کولاک -۱۳۶۴
وقت دیگر شاید-۱۳۶۴(فیلم شده ی ۱۳۶۶ با نام شاید وقتی دیگر)
طومار شیخ شرزین -۱۳۶۵
گیل گمش -۱۳۶۵
دیباچه نوین شاهنامه -۱۳۶۵
پرده نئی-۱۳۶۵
آقای لیر-۱۳۶۷
برگی گمشده از اوراق هویت یک هموطن آینده-۱۳۶۷
سفر به شب-۱۳۶۸
مسافران-۱۳۶۸(فیلم شده ی ۱۳۷۰)
فیلم در فیلم-۱۳۶۹
چه کسی رییس را کشت؟-۱۳۷۱
سگ کشی-۱۳۶۸(فیلم شده ی ۱۳۷۹)
یوانا یا نامه ای به هیچکس -۱۳۷۱
گبر گور یا گفتگو با خاک(کوتاه)-۱۳۷۲
سیاوش خوانی(فیلمنامه/نمایشنامه)-۱۳۷۲
آوازهای ننه آرسو-۱۳۷۳
حورا در آینه-۱۳۷۴
مقصد-۱۳۷۵
اعتراض-۱۳۷۵
گفتگو با باد(کوتاه)-۱۳۷۷
گفتگو با آب(کوتاه)-۱۳۷۸
گفتگو با آتش(کوتاه)-۱۳۷۸
ایستگاه سلجوق-۱۳۷۹
اتفاق خودش نمی افتد-۱۳۸۱
سند-۱۳۸۳
ماهی-۱۳۸۳
لبه پرتگاه-۱۳۸۵
وقتی همه خوابیم-۱۳۸6
عمو سیبیلو(کوتاه)-۱۳۴۹(فیلم شده ی ۱۳۴۹)
عیار تنها-۱۳۴۹
رگبار-۱۳۴۹(فیلم شده ی ۱۳۵۰)
سفر(کوتاه)-۱۳۵۱(فیلم شده ی ۱۳۵۱)
غریبه و مه-۱۳۵۱(فیلم شده ی ۱۳۵۲)
حقایق درباره لیلا دختر ادریس-۱۳۵۴
چریکه تارا-۱۳۵۴(فیلم شده ی ۱۳۵۷)
کلاغ-۱۳۵۵(فیلم شده ی ۱۳۵۵)
چشم انداز-۱۳۵۵(بازنویسی-۱۳۷۵)
آهو٬ سلندر٬ طلحک و دیگران-۱۳۴۹
قصه های میر کفن پوش-۱۳۵۸
شب سمور -۱۳۵۹
اشغال-۱۳۵۹
آینه های روبرو-۱۳۵۹
روز واقعه -۱۳۶۱
داستان باور نکردنی-۱۳۶۱
زمین-۱۳۶۱
عیار نامه-۱۳۶۳
پرونده قدیمی پیر آباد-۱۳۶۳
کفشهای مبارک-۱۳۶۳
تاریخ سری سلطان در آبسکون-۱۳۶۳
باشو غریبه کوچک-۱۳۶۴(فیلم شده ی ۱۳۶۴)
قلعه کولاک -۱۳۶۴
وقت دیگر شاید-۱۳۶۴(فیلم شده ی ۱۳۶۶ با نام شاید وقتی دیگر)
طومار شیخ شرزین -۱۳۶۵
گیل گمش -۱۳۶۵
دیباچه نوین شاهنامه -۱۳۶۵
پرده نئی-۱۳۶۵
آقای لیر-۱۳۶۷
برگی گمشده از اوراق هویت یک هموطن آینده-۱۳۶۷
سفر به شب-۱۳۶۸
مسافران-۱۳۶۸(فیلم شده ی ۱۳۷۰)
فیلم در فیلم-۱۳۶۹
چه کسی رییس را کشت؟-۱۳۷۱
سگ کشی-۱۳۶۸(فیلم شده ی ۱۳۷۹)
یوانا یا نامه ای به هیچکس -۱۳۷۱
گبر گور یا گفتگو با خاک(کوتاه)-۱۳۷۲
سیاوش خوانی(فیلمنامه/نمایشنامه)-۱۳۷۲
آوازهای ننه آرسو-۱۳۷۳
حورا در آینه-۱۳۷۴
مقصد-۱۳۷۵
اعتراض-۱۳۷۵
گفتگو با باد(کوتاه)-۱۳۷۷
گفتگو با آب(کوتاه)-۱۳۷۸
گفتگو با آتش(کوتاه)-۱۳۷۸
ایستگاه سلجوق-۱۳۷۹
اتفاق خودش نمی افتد-۱۳۸۱
سند-۱۳۸۳
ماهی-۱۳۸۳
لبه پرتگاه-۱۳۸۵
وقتی همه خوابیم-۱۳۸6
January 13, 2018
۱.
به سال نوشته شدن این فیلمنامه که نگاه میکنم به این فکر میکنم که اگر امروز بهرام بیضایی در خاک وطن ش نیست شاید بخاطر اندیشه اش باشد،
اندیشه ای که چندین سال از عموم مردم زمانه جلوتر است..
و البته که جلوتر بودن اندیشه ها "مجوز"ی برای رفتن نیست اما میتواند "دلیل" خوبی باشد.
+قدرش را ندانستند شاید!
۲.
روان، پرجنب و جوش، اثر گذار
با رگه هایی از وطن پرستی!
فیلمنامه خوبی بود
فیلمش را ندیده ام هنوز!
۳.
لا یوم کیومک یا اباعبدلله!
به سال نوشته شدن این فیلمنامه که نگاه میکنم به این فکر میکنم که اگر امروز بهرام بیضایی در خاک وطن ش نیست شاید بخاطر اندیشه اش باشد،
اندیشه ای که چندین سال از عموم مردم زمانه جلوتر است..
و البته که جلوتر بودن اندیشه ها "مجوز"ی برای رفتن نیست اما میتواند "دلیل" خوبی باشد.
+قدرش را ندانستند شاید!
۲.
روان، پرجنب و جوش، اثر گذار
با رگه هایی از وطن پرستی!
فیلمنامه خوبی بود
فیلمش را ندیده ام هنوز!
۳.
لا یوم کیومک یا اباعبدلله!
September 29, 2018
"آه آری، هنوز این سخن در گوش است که فرمود ما برای برداشتن بند آمدیم نه بند نهادن. سرداری از فاتحان ایران بر جمل می خندید؛ و حسین علی او را به فریاد گفت بر تو باید گریست که جای جنگ با ستم به جای ستمگر نشسته ای".حسین بیش تر به افسانه ماند تا زاویه ای تار از یک تاریخ و این تاریکی نه از گرد فاصله هزار و سیصد و خورده ای ساله که از سیمای ناموزون آن هاست که خود را پیروانش می خوانند: "از او بسیار می گویند؛ و آن ها که می گویند چرا خود چون او نیستند؟"
Read
October 22, 2007بیضایی نابغه اسطوره هاست. روز واقعه تنها روایتی از عاشوراست که روی من تاثیر گذاشت.
November 8, 2017
" از او بسیار می گویند ؛ و آنها که می گویند چرا خود ، چون او نیستند؟"
Read
November 12, 2024«من — حقیقت را — در زنجیر دیدهام. من — حقیقت را — پاره پاره — بر خاک دیدهام. من — حقیقت را — بر سرِ نیزه — دیدهام.»
Displaying 1 - 30 of 61 reviews






























