Jump to ratings and reviews
Rate this book

با من به بوسنی می‌آیی؟

Rate this book
وقتی جنگ در حال نابودی همه نشانه‌های زندگی بود، تنها عده کمی ‌توانستند آزادانه برای فرار کردن یا ماندن تصمیم بگیرند. ادیتا و خانواده‌اش، از زنده مانده‌هایی بودند که به آلمان گریختند و داستان «با من به بوسنی می‌آیی؟» ترس‌ها و تردید‌های ادیتاست، برای بازگشت به وطن. وطنی که در تمام سالهای پناهندگی، هرگز شکی برای دوباره دیدنش به دل راه نداده است. اما نویسنده در کتاب خود، نگاهی خیره کننده و روایتی درخشان از ترس و وحشتی ارایه می‌کند که دیگر ترس از ویرانی و مرگ نیست؛ ترس آنهایی است که فرار کرده‌اند برای رویارویی با آنهایی که رویاروی گلوله و گرسنگی و ترس از مرگ در وطن مانده‌اند. داستانی خواندنی و شگرف که در لابه لای سطورش در پی پاسخ دادن به این سوال است که آیا آن‌ها که در وطن مانده‌اند، مایل هستند که آدمهایی مثل ادیتا به وطنشان، بوسنی، برگردند و یا آن‌ها را خیانتکار می‌دانند؟ عزیمت ادیتا به بوسنی و برخورد او با اولین نشانه‌ها، آدم‌ها و فضاهای کشورش از خواندنی‌ترین و جذاب‌ترین بخش‌های کتاب است.
نویسنده با پرداخت دقیق جزئیات و نزدیک شدن به شیوه زندگی بازماندگان، به زیبایی توانسته است شکاف عمیقی را که میان پناهندگان و بازماندگان ایجاد شده، از دریچه نگاه قهرمان قصه‌اش بازگو کند. نویسنده قهرمانش را به میان جوانان بوسنیایی می‌برد، اما به او اجازه همدری و دلسوزی نمی‌دهد، چرا که این جوانان را انسانهای آزادی می‌بیند که در سرزمین خودشان بوده‌اند و با همه زندگی سختی که داشته‌اند، به چشم ادیتا با نشاط و پرانرژی به نظرمی رسند.
این کتاب خاطرات واقعی دختری نوزده ساله به نام ادیتا دوگالیچ است که بعد از جنگ و پس از چهار سال زندگی در آلمان به وطنش بازمی‌گردد.
چاپ ۱۳۸۹

155 pages, Paperback

First published May 1, 1997

10 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
3 (25%)
4 stars
3 (25%)
3 stars
3 (25%)
2 stars
2 (16%)
1 star
1 (8%)
Displaying 1 - 3 of 3 reviews
Profile Image for مجید اسطیری.
Author 8 books549 followers
September 22, 2023

میخواهم بوسنیایی باقی بمانم!

نویسنده در این رمان کتاب کوتاه با دختری بوسنیایی که چهار سال از عمرش را به عنوان جنگزده در آلمان سپری کرده همراه شده تا تجربه دو سفر پرمخاطره و نهایتا تصمیم سرنوشت ساز او برای زندگی در کشور جنگزده اش را روایت کند.

ادیتا این تصمیم جسورانه را در حالی میگیرد که مادر و برادرش حاضر نیستند در این سفر او را همراهی کنند. خاطرات هولناک جنایات نیروهای صرب چنان ضربات روحی سنگینی به مادر و برادر ادیتا زده که نمیتوانند او را همراهی کنند.
با این حال، وقتی ادیتا سفر پرمخاطره اش را آغاز میکند با صحنه های عجیب و دردناک فراوانی روبرو میشویم:

آن شب من صدای انفجار و صدای فریاد مردمی را شنیدم که زاری کنان میگفتند «خدایا پسرم خواهرم دخترم، کمک کنید، آنها را نجات بدهید.» صدای ناله مجروحان و فریادهای مردمی که با دستپاچگی این طرف و آن طرف میدویدند. در همین اثنا از مسجدی که در نزدیکی ما قرار داشت صدای دل نشینی بلند شد «الله اکبر» خدا بزرگتر است. بزرگتر از جنگ درد و رنج و مرگ. سپس صدای زنگ کلیساها به گوش رسید و حرکت و جنبشی در جمعیت پدید آمد.


اگرچه جنگ به ظاهر تمام شده اما ناآرامی ها کماکان ادامه دارد و از آن بدتر اینکه مردم بوسنی معتقدند قرارداد آمریکایی «دیتون» که به درگیری ها خاتمه داده خیانتی مسلم در حق مسلمانان کرده، شهرهای مهمی را از آنان گرفته و بخشهای زیادی از خاک محل سکونت آنان را به صرب ها تحویل داده. آنها حالا میتوانند به بوسنی برگردند، اما نه به شهرهای خودشان! و این همان مسئله ای است که باعث میشود مادر ادیتا ترجیح بدهد در آلمان بماند. ادیتا بارها از قرارداد آمریکایی «دیتون» انتقاد میکند و جنبه های تبهکارانه مختلف آن را بر میشمارد:
در قرارداد آمده بود: تا زمانی که پناهندگان مسلمان نتوانند به خانه های خود که اکنون در تصرف صربهاست برگردند، صربها هم نباید به خانههای خود در توزلا بازگردند اما برای این بخش از قرارداد دیتون خونهای زیادی ریخته شد. بخصوص وقتی خانه های بیوه ها یتیمان و شهدا به صربها واگذار ،شد مسلمانان احساس کردند که آنان را فریب داده اند آنها نمیتوانستند درک کنند که چرا باید برای دشمن جا باز کنند و خانه خود را در اختیار او قرار دهند.


ما ادیتا را در دو سفر همراهی میکنیم: در سفر نخست او و دایی اش پس از چهار سال تصمیم میگیرند خطر کنند و به کشور جنگزده شان بازگردند. در این سفر ادیتا با تعجب و حیرت با همه چیز روبرو میشود. خاطرات شیرین کودکی اش، بوی گلاب، شنیدن صدای اذان از مناره های مسجد و بسیاری رفتارهای صمیمانه بوسنیایی او را جذب خود میکند. با این حال قدم به قدم این سفر لحظات دردناکی برای او به همراه دارد. او با خانه های ویران شده ای روبرو میشود که صرب ها باید به مسلمانان تحویل میدادند اما قبل از تخلیه شهرها همه چیز را ویران کرده بودند. جا به جای شهر سربرنیتسا علامت گذاری شده و خاله اش برای او توضیح میدهد چه کسانی در چه مکانهایی کشته شده اند:

از خودم می پرسیدم: «چه تعدادی غیر نظامی در این منطقه کشته شدند؟ چند تا از همکلاسهایم در این جنگ جان خود را از دست دادند؟ چند تا از صربها آنها را کشتند؟ در حال ،حاضر مرزی بین جمهوری صربستان و اتحاد مسلمانان - کرواتها وجود دارد اما همۀ این قسمتها بوسنی است و معلوم نیست تا کی بوسنی بماند برای من بوسنی جایی بزرگتر از آمریکا بود

علیرغم همه رنج ها او تصمیم میگیرد وقتی به آلمان بازگشت هر طور شده پدر و مادرش را برای بازگشت و زندگی در بوسنی راضی کند.
فرازهای پایانی کتاب که از چند پارگی خانواده ادیتا و اختلاف سلیقه آنها در انتخاب محل زندگی روایت میکند از دردناک ترین بخش های کتاب هستند. مادر و برادر ترجیح میدهند در آلمان بمانند در حالی که ادیتا و پدرش به حاضر نیستند وطن را تنها بگذارند حتی اگر آنجا سختی های فراوان و ویرانی های پس از جنگ انتظارشان را بکشد:

این روزها پدر و من در بوسنی هستیم و مادر و برادرم در آلمان به سر میبرند بسیاری از دوستان بوسنیایی من که در آلمان با آنها آشنا شدم به اینجا بازگشته اند. بعضی از آنها هم به شهرهای دیگری رفته اند. اگر در آلمان میماندم با ادو و لاریسا به آمریکا می رفتم زبان انگلیسی میخواندم و گذرنامه آمریکایی می گرفتم دیگر برایم چه میماند؟ در آنجا شاید هرگز ندای اذان به گوشم نرسد و شاید دیگر فرصتی پیش نیاید که زورنیک را .ببینم اما من گذرنامه خارجی نمیخواهم. زیرا یک دختر بوسنیایی هستم و میخواهم بوسنیایی باقی بمانم.


پانوشت: اگرچه این کتاب نانفیکشن را خیلی دوست داشتم و الآن هم با حال خوبی دارم این ریویو را اینجا مینویسم، اما دوست دارم به پیچیدگی حیرت انگیز زندگی اشاره کنم. خیلی در برابر این پیچیدگی احساس تنهایی میکنم. هیچ کس نیست که برایم توضیح بدهد.
کسی که نوشتن درباره بوسنی را به من پیشنهاد داده بود خودش این کتاب را ندیدیه، ناشر ظاهرا فقط یک بار کتاب را تجدید چاپ کرده، من کتاب را از کتابخانه امانت گرفتم، در عرض چند ساعت خواندم تابتوانم یادداشتش را به روز 20 سپتامبر که سالگرد یکی از حملات بزرگ صربستان به بوسنی بوده برسانم، این کار را کردم، یادداشت را نوشتم و به نظرم چیز خوبی شد. به پیشنهاد دهنده پیامک دادم که یادداشت را کجا برایت بفرستم؟ جواب نداد. در تلگرام که معمولا آن لاین است پیام دادم. جواب نداد. در دو تا پیامرسان ایرانی فرستادم. حتی باز نکرده بود پیام ها را. آخر سر موقع برگشتن به خانه بهش زنگ زدم. گفتم فلانی این خیلی کتاب خوبی بود و من برایش سنگ تمام گذاشتم بعد با صدای بلند دو بار گفتم امروز 20 سپتامبر سالگرد یک حمله خیلی بزرگ صربستان به بوسنی است و من در مقدمه یادداشت این را نوشته ام که همین امروز منتشر کنید. گفت باشه عکس از کتاب هست؟ گفتم بله تو اینترنت هست. بالاخره نه یادداشت منتشر شد، نه حتی پیامهای من را باز کرد. توی اینستای خودم منتشر کردم و نوشتم نه تنها سفارش دهنده بوسنی را فراموش کرده که حتی ناشر کتاب و حتی از همه عجیب تر برادر ادیتا که در جنگ با صربها مجروح شده هم بوسنی را فراموش کرده و ترجیح میدهد در آلمان زندگی کند.
Profile Image for r.
128 reviews80 followers
December 7, 2014
جنگ فقط شامل جنگجويان وكشته شدگان نيست ..جنگ فقط اسارت وخرابي وكشتن نيست ..روح وجان ادمها در جنگ ضربه ميخورند..واين ضربات يك عمر وشايد چند نسل باقي ميماند..جنگ بوسني يك جنگ داخلي بود.. بعد از فروپاشي نظام سوسياليستي شوروي سابق جنگ خانمان براندازي در منطقه بالكان درگرفت كه بين صربها ومسلمانها وكرواتها كه همگي در كنار هم بودند اتشي عظيم به وجود اورد يه چيزي مثل همين روزها سوريه شايد ....نسل كشي وپاكسازي قومي ومذهبي فجيعي به راه افتاد ..زنان وكودكان زيادي در اين جنگ اسيب تجاوز ويغماگري ديدند ومردان زيادي به صورت گروهي كشته شدن ..اما بعد جنگ چه شد ؟وچه بر سر ملت بوسني امده ؟اديتا 4سال بعد از ان فرار به وطن برميگردد..اما همه چيز تغيير كرده وهمه چيز با جنگ عوض شده ..اين كتاب يك مستند روايتي واقعي است وداستانش بسيار اموزنده وهمراه كننده است ..اروپايي كه منادي صلح وازادي وحقوق بشر بوده در قلب خودش تن به جنگ قوميتي داده وحامي تررويست هاي صرب بوده ..مردماني كه به جرم مسلمان بودن كشته شدند هرچند كه نژاد اسلاو جز نژاد هاي اصلي اروپا بوده ..اين نشان ميدهد كه همه اون بوق وكرنا هاي حقوق بشري حرف پوچ وتو خالي بوده ...خوندن اين كتاب رو از دست نديد ...واقعيت اون رو بشناسيد وكمي درش تعمق كنيد ..مطمين باشيد نتيجه خوبي خواهيد گرفت ..
Profile Image for Ehsan Pezeshki.
42 reviews1 follower
March 5, 2015
ماشین زمانی برای سفر به زندگی به بوسنی پس از جنگ
Displaying 1 - 3 of 3 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.