Jump to ratings and reviews
Rate this book

اشارات و تنبیهات #1

طبیعات، الهیات، عرفان و تصوف

Rate this book
"Esahrat va Tanbihat" is one of the most important works of Avicenna which includes two parts: 1. Logic 2. Metaphysics.

الاشارات و التنبیهات" اثری از ابن سینا (370-428 ق.) فیلسوف و دانشمند و پزشک ایرانی، به زبان عربی در منطق و فلسفه است که بر خلاف "شفا" (در فلسفه) و "قانون"(در طب) کم حجم است و از قدیم آن را "صغیر الحجم و کثیر العلم و الفایده" وصف کرده اند و از همین رو کتاب درسی شده است. بسیاری از مطالب که در آثار دیگر ابن سینا آمده در "اشارات"یا نیامده یا به صورت رمز و اشاره آمده است و فشردگی مطالب و طبیعت موضوع آن و تعهد مؤلف در اختیار زبانی فخیم، آن را دشوار و محتاج شرح و بیان استاد ساخته است؛ چنان که خود ابن سینا تیزهوشی و اهلیت را جزو شرایط فهم این کتاب برمی شمارد. "اشارات" در سه بخش مستقل تنظیم شده است: منطق، حکمت طبیعی و حکمت الهی؛ امّا شاید بتوان کتاب را در واقع متشکل از چهار بخش، و بخش چهارم را بحث مستقلی در عرفان و تصوف دانست که در هیچ یک از آثار دیگر ابن سینا نظیر و مشابه ندارد و می تواند نمودار تحوّلی در نگرش و بینش ابن سینا تلقی شود

564 pages, Paperback

First published January 1, 1984

2 people are currently reading
48 people want to read

About the author

Avicenna

315 books900 followers
(Arabic: ابن سينا)
(Persian: ابوعلی سینا، پورسینا)
(Greek: Aβιτζιανός, Avitzianós)

Europeans used Canon of Medicine , a standard textbook of noted Persian physician and Neoplatonist philosopher Avicenna, also ibn Sina, fully named Abu Ali al-Husain ibn Abdullah ibn Sina, until the 17th century.

Abū ‘Alī al-Ḥusayn ibn ‘Abd Allāh ibn Sīnā, known more commonly as Pour Sina but mostly in English under Avicenna, his Latinized name, a foremost polymath of his time, originated. He also qualifies as an astronomer, chemist, geologist, Hafiz, logician, paleontologist, mathematician, Maktab teacher, physicist, poet, and scientist.

Ibn Sīnā studied under a named Koushyar. He wrote almost four hundred fifty treatises on a wide range of subjects; two hundred forty works survive. His most famous works include The Book of Healing , a vast scientific encyclopedia at many medieval universities. The universities of Montpellier and Louvain used his books as late as 1650.

Ibn Sīnā provides a complete system according to the principles of Galen and Hippocrates.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
2 (25%)
4 stars
3 (37%)
3 stars
2 (25%)
2 stars
1 (12%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 of 1 review
Profile Image for میثم موسوی نسیم‌آبادی.
524 reviews1 follower
September 5, 2025


ابوعلی سینا بنابر آنچه مشهور است، پیرو ارسطو بود و سبکی مشایی (عقلی محض) داشت و معروف‌ترین کتاب فلسفی او، یعنی شِفا، تأییدی بر صحّت این مطلب است. هرچند باید دانست که بوعلی علاوه بر شفا، دارای کتاب مهم دیگری با عنوان الاشارات و التنبیهات است که آخرین اثر فلسفی‌اش شمرده می‌شود.

ابوعلی سینا در کتاب «اشارات و تنبیهات»، که از دو قسمت منطق و حکمت اسلامی تشکیل شده است، علاوه بر مطرح کردن مطالب فلسفی به سیاق گذشته، در نَمَطِ (راه و روش) هشتم و نهم و دهم از تمایل خود به عرفان و تصوّف و به اعتباری دقیق‌تر، فلسفۀ اشراقی، پرده برداشته است. ابوعلی ‌سینا در نمطِ هشتم: از شادمانی و نیکبختی، در نمطِ نهم: از علوم و مقامات صوفیه و در نمط دهم: از اسرار و کرامات عارفان سخن می‌گوید. او ضمن تفاوت گذاشتن میان زاهد [دوری کننده از لذّات مادّی]، عابد [عبادت‌کننده] و عارف [دنبال‌کننده معرفت]، زهد و عبادتِ غیرعارف را نوعی معامله برای دریافت پاداش اخروی برشمرده (ابوعلی سینا، ۱۳۶۳: ۴۴۱-۴۴۲) و با تأکید بر گشاده‌رویی و برابربینی عارفان می‌نویسد:

عارف، گشاده‌رو و خوش‌برخورد و خندان است، در تواضع و فروتنی کودکان و خردسالان را همچون بزرگسالان محترم می‌شمارد، از گمنام همچون آدم مشهور با گشاده‌رویی استقبال می‌کند. چگونه گشاده‌رو نباشد درحالتی‌که او به‌حق مسرور و شاد است و در هرچیزی خدا را می‌بیند؟ و چگونه برابر نداند درحالتی‌که همگان در نزد او شبیه اهل رحمت‌اند که به باطل اشتغال ورزیده‌اند (همان: ۴۵۵)؟ عارف به تجسس احوال مردم نمی‌پردازد و هنگام مشاهدۀ امر ناخوشایند خشم بر او مستولی نمی‌شود (همان: ۴۵۶). عارف گاهی در حال اتصال به‌حق از جهان محسوس غافل می‌شود و تکالیف شرعی را انجام نمی‌دهد. او گناهکار نیست، زیرا او در حکم غیرمکلفین است (همان: ۴۵۸).

ابن‌سینا در نمطِ دهم، امکان وقوع کرامات و امور خارق عادت را تأیید کرده و بر آن اعتقاد است که عارف می‌تواند در عناصر تصرّف کند و سبب دگرگونی آن‌ها شود، می‌تواند از غیب و حوادث آینده خبر دهد و در کل می‌تواند دست به انجام اموری زند که خارج از توان و عادت انسان‌های عادی است. هرچند همۀ این امور بر مجرای طبیعی است (همان: ۴۶۱). او ضمن تأکید بر طبیعی بودن و عدمِ‌مخالفت این امور با قوانین طبیعت و اختصاص نداشتن آن به پیامبران (همان: ۴۶۵-۴۶۶)، می‌نویسد:

نفس انسانی همان‌گونه که در خواب به غیب دسترسی پیدا می‌کند، مانعی ندارد که در بیداری نیز به آن دست یابد. مگر آن‌که مانعی چون فساد مزاج یا خفتگی قوۀ تخیّل و حافظه وجود داشته باشد (همان: ۴۶۷). اوهام مردم گاهی به تدریج یا یک‌دفعه مزاج را تغییر می‌دهد و درنتیجه بیماری روی می‌آورد یا از بیماری رهایی پیدا می‌کند. بنابراین بعید ندان که برخی نفوس ملکه‌ای داشته باشند که تأثیر آن از بدن آنان تجاوز کند و آن‌چنان قوی باشند که گویی نفس جهان است... و بعید ندان که از قوای خاص آنان به قوای نفوس دیگر برسد و در آن‌ها کارگر افتد (همان: ۴۸۷). موضوع چشم زخم ممکن است از این قبیل باشد. و مبدأ آن یک حالت نفسانی اعجاب‌آور است که در شیء یا شخص مورد تعجب تأثیر بد می‌گذارد و این بر اثر تأثیر آن است. و فقط کسی این مطلب را بعید می‌داند که فرض می‌کند فقط تماس باعث تأثیر در اجسام است (همان: ۴۸۹).
ابوعلی در ادامۀ این کتاب، سرچشمۀ پدیده‌های عجیب و غیرعادی در جهان را سه منشأ معرفی کرده است: ۱-حوادث عجیبی که علت آن‌ها نفوس قوی است. مانند سِحر و امور خارق عادت. ۲-حوادث عجیبی که علت آن‌ها اجسام مادی است. مانند شعبده‌ها. ۳-حوادث عجیبی که علت آن‌ها اجرام آسمانی است. مانند طلسمات و تأثیر موجودات غیرارگانیک (همان: ۴۹۰-۴۹۱).

شاید اخباری دربارۀ عارفان بشنوی که مربوط به دگرگونی عادت باشد و شما به تکذیب آن مبادرت نمایید. مثلاً بگویند که عارفی طلب باران برای مردم نماید و باران ببارد، یا طلب شفای کسی را نماید و او شفا یابد، یا بر مردم نفرین کند و خسوف و زلزله و یا نوعی هلاکت برای مردم پیش آید... یا درّنده رامشان شود و پرنده از آنان فرار نکند، یا امثال این کارها که محال و ممتنع قطعی نیستند. پس توقّف کنید و عجله نکنید؛ زیرا این کارها علل و اسبابی در اسرار طبیعت دارند (همان: ۴۸۶).

ابن‌سینا درنهایت با توضیح بر این مطلب که صحّت وجود دسترسی به غیب با شواهد و استدلال‌های عقلی قابل اثبات نیست و باید آن را تجربه کرد بدین صورت که پس از انس گرفتن با آن و رام شدن وهم، عقل به آن اطمینان می‌یابد (همان: ۴۸۴-۴۸۵)، در فصل پایانی نمطِ دهم، انسان‌ها را از انکار برحذر داشته و انکار هر چیزی را دلیلی بر سبکی و ناتوانی می‌شمرد و ضمن نادرست پنداشتن چنین عملی و حکم به احتمال و امکان درستی این امور (همان: ۴۹۱)، در فصل بیست‌وهفتم از نمطِ نهم، تعداد واصلان به حق را اندک شمرده و علت انکار و تمسخر مردم نسبت به مسائل عرفانی را جهل و نادانی می‌داند (همان: ۴۵۹).

و اما علاوه بر کتاب «اشارات و تنبهات»، که ذکر آن گذشت، ابوعلی سینا در مقدمۀ کتاب دیگرش با نام «منطق‌المشرقیین»، که آن را متعلّق به خواص دانسته و عامه را به کتاب شِفا ارجاع داده است (همان: ۴)، ضمن اعتراف به فضل و بزرگی ارسطو، متعلّمان کتب یونانیان را غافل و کم‌فهم دانسته و وجود تناقض در آثار خود را چنین توجیه می‌کند:

به دلیل رغبت بسیار به مشائیان و ارسطو و عدمِ‌مخالفت با جمهور، مخالفت با آن نکرده و بر فلسفۀ مشاء تعصّب ورزیدم؛ زیرا تعصّب برای این طایفه از مردم اولی بود. لذا عمداً برای هریک از اشتباهات آن‌ها دلیلی تراشیدم و پردۀ تغافل پوشیدم، مگر در مواردی که قابل چشم‌پوشی نبود. بلی، اینک ما گرفتار دستۀ نافهمی از این جنس شده‌ایم که به چوب خشک می‌مانند. این‌ها تعمّق نظر را بدعت می‌دانند و مخالفت با آنچه را که نزد آن‌ها مشهور است، ضلالت می شمرند. این جماعت مانند حنبلی‌ها هستند در استناد به کتب حدیث (ابوعلی سینا، ۱۴۰۵: ۲-۳)!
منابع:

_ ابوعلی سینا، حسین، ۱۳۶۳، ترجمه و شرح اشارات و تنبیهات، نگارش حسن ملکشاهی، تهران، سروش.

_ ابوعلی ‌سینا، حسین، ۱۴۰۵ق، منطق‌المشرقیین، قم، مکتبة‌النجفی‌المرعشی.
Displaying 1 of 1 review

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.