What do you think?


شهر شب، شهر صبح
عنوان: شهر شب، شهر صبح؛ شاعر: نیما یوشیج؛ تهران، مروارید؛ 1355؛ در 96 ص؛ چاپ پنجم 1362؛ چاپ دیگر: تهران، فیروزه، 1377، چاپهای دیگر: شابک: 9646542034؛ شابک: 9789646542037؛ موضوع: شعر شاعران نوپرداز ایرانی قرن 20 م
- GenresPoetry
96 pages, Paperback
First published April 1, 1976
About the author
نیما یوشیج
54 books166 followersعلی اسفندیاری یا علی نوری مشهور به نیما یوشیج (زاده ۲۱ آبان ۱۲۷۴ خورشيدی در دهکده یوش استان مازندران - درگذشت ۱۳ دی ۱۳۳۸ خورشیدی در شمیران شهر تهران) شاعر معاصر ایرانی است. وی بنیانگذار شعر نو فارسی است.
نیما پوشیج با مجموعه تأثیرگذار افسانه که مانیفست شعر نو فارسی بود، در فضای راکد شعر ایران انقلابی به پا کرد. نیما آگاهانه تمام بنیاد ها و ساختارهای شعر کهن فارسی را به چالش کشید. شعر نو عنوانی بود که خود نیما بر هنر خویش نهاده بود.
تمام جریانهای اصلی شعر معاصر فارسی مدیون این انقلاب و تحولی هستند که نیما مبدع آن بود.
نیما پوشیج با مجموعه تأثیرگذار افسانه که مانیفست شعر نو فارسی بود، در فضای راکد شعر ایران انقلابی به پا کرد. نیما آگاهانه تمام بنیاد ها و ساختارهای شعر کهن فارسی را به چالش کشید. شعر نو عنوانی بود که خود نیما بر هنر خویش نهاده بود.
تمام جریانهای اصلی شعر معاصر فارسی مدیون این انقلاب و تحولی هستند که نیما مبدع آن بود.
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 3 of 3 reviews
Read
August 22, 2007در تمام طول شب
كاين سياه سالخورده انبوه دندانهاش ميريزد
و زدرون تيرگيهاي مزور
سايههاي قبرهاي مردگان و خانههاي زندگان در هم ميآميزد
و آن جهان افسا، نهفته در فسون خود
از پي خواب درون تو
ميدهد تحويل از گوش تو خواب تو به چشم تو
پادشاه فتح بر تختش لميدست
بس شب دوشين بر او سنگين و بزم آشوب بگذشته
لحظهاي چند استراحت را
مست بر جا آرميدهست
كاين سياه سالخورده انبوه دندانهاش ميريزد
و زدرون تيرگيهاي مزور
سايههاي قبرهاي مردگان و خانههاي زندگان در هم ميآميزد
و آن جهان افسا، نهفته در فسون خود
از پي خواب درون تو
ميدهد تحويل از گوش تو خواب تو به چشم تو
پادشاه فتح بر تختش لميدست
بس شب دوشين بر او سنگين و بزم آشوب بگذشته
لحظهاي چند استراحت را
مست بر جا آرميدهست
August 25, 2021
هیس ،آهسته
قدم از ،هر قدمی دارد بیم
به ره دهکده مردی عریان
دست در دست یکی طفل یتیم
هیس!آهسته شب تیره هنوز
می مکد
زیر دندان لجن آلودش
هر چه می بیند خواهد نابودش
کی ولیکن گوید
از در دیگر،این روز سپید
در نمی آید؟
شب کسی یاوه به ره می پوید
شب عبث کینه به دل می جوید
روز می آید
آنگه می باید روید،روید
از نم ابر اگرچه سیر آب
خنده میبندد در چهره ی شب.
قدم از ،هر قدمی دارد بیم
به ره دهکده مردی عریان
دست در دست یکی طفل یتیم
هیس!آهسته شب تیره هنوز
می مکد
زیر دندان لجن آلودش
هر چه می بیند خواهد نابودش
کی ولیکن گوید
از در دیگر،این روز سپید
در نمی آید؟
شب کسی یاوه به ره می پوید
شب عبث کینه به دل می جوید
روز می آید
آنگه می باید روید،روید
از نم ابر اگرچه سیر آب
خنده میبندد در چهره ی شب.
Read
December 31, 2017خيلى درك نميكنم شعرهاشُ، به همين خاطر اصلا ستاره ندادم
Displaying 1 - 3 of 3 reviews




