Jump to ratings and reviews
Rate this book

موسیقی عطر گل سرخ

Rate this book
پای دیوار، قشنگ ترین گل دنیا را دیدم. عطر این گل به صورت موسیقی پخش می شد. آن جا بود که من واقعا بوی گل را شنیدم. نمی توانم بگویم موسیقی عطر بود، یا عطر موسیقی. هرچه بود، مست کننده بود. همین باعث دردسر من شد.

First published January 1, 2004

1 person is currently reading
24 people want to read

About the author

عمران صلاحی

40 books29 followers
عمران صلاحی (زادهٔ يكم اسفند ۱۳۲۵ – درگذشتهٔ ۱۱ مهر ۱۳۸۵) شاعر، نویسنده، مترجم و طنزپرداز ایرانی بود.

صلاحی تحصیلات ابتدایی خود را در شهرهای قم، تهران به پایان رساند. نخستین شعر خود را در مجلهٔ اطلاعات کودکان به سال ۱۳۴۰ چاپ کرد. پدر خود را در همین سال از دست داد.

عمران صلاحی نوشتن را از مجلهٔ توفیق و به دنبال آشنایی با پرویز شاپور در سال ۱۳۴۵ آغاز کرد. سپس به سراغ پژوهش در حوزهٔ طنز رفت و در سال ۱۳۴۹ کتاب طنزآوران امروز ایران را با همکاری بیژن اسدی‌پور منتشر کرد که مجموعه‌ای از طنزهای معاصر بود. او شعر جدی هم می‌سرود و نخستین شعر او در قالب نیمایی در مجلهٔ خوشه به سردبیری احمد شاملو در سال ۱۳۴۷ منتشر شد.

صلاحی سپس در سال ۱۳۵۲ به استخدام رادیو درآمد و تا سال ۱۳۷۵ که بازنشسته شد به این همکاری ادامه داد. او همچنین سال‌ها همکار شورای عالی ویرایش سازمان صدا و سیما بود.

وی با گل آقا با نام‌های مستعار ابوقراضه، بلاتکلیف، کمال تعجب، زرشک، تمشک، ابوطیاره، پیت حلبی، آب حوضی، زنبور، بچهٔ جوادیه، مراد محبی، جواد مخفی، راقم این سطور و… و مجله بخارا همکاری داشت.

عمده شهرت صلاحی در سال‌هایی بود که برای مجلات روشنفکری آدینه، دنیای سخن و کارنامه به‌طور مرتب مطالبی با عنوان ثابت حالا حکایت ماست می‌نوشت و از همان زمان وی بر اساس این نوشته‌ها آقای حکایتی لقب گرفت و بعدها توسط انتشارات مروارید به چاپ رسید و چاپ کتاب در سال ۱۳۹۳ به نوبت چهارم رسید. از او آثاری به زبان ترکی آذربایجانی نیز در دست است.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
6 (20%)
4 stars
15 (51%)
3 stars
6 (20%)
2 stars
2 (6%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 3 of 3 reviews
Profile Image for Maryam Hosseini.
164 reviews191 followers
June 2, 2015
شخـصـیت های این داستان - چه انسان و چه حـیـوان - درسـت هـمان هایی هستند "
"که شـما فکر می کنیـد

.یک داسـتان طـنـز و بسیار خوشـخوان
داستان مردی که به گونه ای صاحب گل عجیبی میشودو به جـرم داشتن
...این گل بازداشت میشود و
در ادامه شخـصیت های بسیاری هـم وارد داستان می شوند که به گونه ای دچار مسـائل و معضـلات اجتماعی هسـتند و توصـیف این اشخاض و مسائل شان بسـیار جـذاب و خواندنی ست
و همانطور که در ابتدای کتاب یادآوری شده می توان برای شخصیت ها و کاراکترهای داستان ما به ازای بیرونی متصور شد


. آن خــری که آنجا وسط ماشین ها دیده ای، مال مـن است
. بیچـاره او هـم به آتش من سوخته. خر صبوری است
توی آن سالهای قحـطی که مردم علـف می خوردند، بیچـاره را به خـوردن روزنامه عادت دادم
. بعضی از روزنامه ها را با اشتـهـا می خـورد. بعضـی ها را نه
. یک روزی بدجـوری رودل گرفت. بردمش پیـش دامپزشـک

پرسید: چـی به خـوردش داده ای ؟
گفتم: روزنامه و مجـله
گفت: میتوانی یک شـماره از آخرین مجـله ای را که خورده ، برایم بیاوری؟
. گفتم: آره . و مجله را برایش بردم
. دامپزشک مجـله را ورق زد و صفحه ای را نشانم داد و گفت: علتـش این هاست
دیدم یک چیزهایی زیر هم نوشته اند
پرسیدم: آقای دکتر این ها چی است؟
. گفت: شـعـر است
پرسـیدم: مگر شـعـر هـم رودل می آورد؟
. گفت: آخـر این ها خیلی دیر هـضـم اند
از این به بعد اگر خواستی این مجله را به خورد خـرت بدهی ، صفـحـه شـعـرش را دربیاور
بعدش گفت: ضـمنا روزنامه های خـبـری را هـم از لیـسـت غـذای خـرت حـذف کن. عارضـه این روزنامه ها خـیلی شـدیدتر از آن مجـله است
چون در این روزنامه ها خـبـرهایی چـاپ می شـود که خـرت عـلاوه براینکه دل پیچـه می گیرد ، ممکن است شــاخ هـم دربیاورد
. گاهی عـوارض جانبی از خود عارضـه اصلی خطـرناک تر است
گفتم: خـر چاکرت هـمین طـوریش لگـد می اندازد ، وای به اینکه شاخ هم دربیاورد
! آن وقـت خـر بیار و باقالی بار کن
!!! آن هـم با این نـرخ ها
Profile Image for Hamed Mirbabaie.
2 reviews3 followers
December 15, 2013
کتابی به شدت حال خوب کن که با طنازی و نثر هنرمندانه عمران صلاحی شما را جزیی از داستان جالبش میکند . شما را میکند یکی از بازداشتیهای داستان که سرگذشتشان را یکی یکی در کتاب میخوانید به طوری که در اواسط کار به سرتان میزند داستان خودتان را هم بنویسید و ضمیمه کتاب کنید .
Profile Image for Salar.
9 reviews
July 17, 2007
یه داستان طنز جالب که به گفته نویسنده : شخصیت های این داستان- چه انسان و چه حیوان - همان هایی هستند که فکر می کنید.
Displaying 1 - 3 of 3 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.