Jump to ratings and reviews

گلدسته و سایه‌ها

109 pages, Paperback

First published January 1, 2005

Loading...
Loading...

About the author

Mahmoud Dowlatabadi

82 books1,399 followers

Ratings & Reviews

What do you think?

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
13 (10%)
4 stars
35 (27%)
3 stars
46 (35%)
2 stars
30 (23%)
1 star
5 (3%)
Displaying 1 - 12 of 12 reviews
Profile Image for Astraea.
139 reviews1 follower
December 19, 2017
-شما فی الواقع داری می سوزی؟
-توقع داری آدم تو جهنم باشه و نسوزه؟
Profile Image for Sajede.
97 reviews3 followers
September 8, 2022
توصیفات داستان ها خیلی گیرا بود اینکه شخصیت ها خاکستری بودن هم جالب بود، قضاوت درباره ی شخصیت ها رو گذاشت به عهده خواننده برای همین ذهنم درگیر شده🤷‍♀️
Profile Image for Sara Alaee.
211 reviews206 followers
May 29, 2015
""گلدسته و سایه ها" شامل 2 داستان کوتاه است. اولی داستان داور متولی امامزاده و زنی است که در يك شب سرد به او پناه می برد، شب را با او سر مي‌كند اما صبح هنگام داور به شكلي وحشتناك به هويت خود و زن پي مي‌برد. دومی روایت برخورد 4 شخصیت -2 مرد مسن، 1 جوان و 1 نوجوان- است که همه به نوعی دچار فقر مادی یا عاطفیند. در هر دو داستان نویسنده نگاهی گذرا به مسئله جنسیت و غرایز جنسی داشته است
Profile Image for Maryam Mousavi.
111 reviews12 followers
March 21, 2019
اولین کتاب دولت ابادی که پنج ستاره ندادم بهش
اونقدرا برام جذاب نبود
اولش نفهمیده بودم دوتا داستان ازهم جدان ولی بعدشم که فهمیدم چندان توفیری نداشت.
نه این کتاب مورد علاقه‌م نبود قطعا
Profile Image for Mahdi shafiee.
16 reviews3 followers
April 14, 2019
کتاب مشتمل از 2 داستان است. بخش عمده‌ای از نظرم، مشابه نظراتم بر دیگر آثار دولت آبادی چون بیابانی و هجرتاز خم چنبر، دیدار بلوچ، گاواره بان است. نمایش نگون بختی مردمانی که رنج ناآگاهی و باورهای خود و فشار سرمایه داران را بر تن خود متحمل می‌شوند. این اثر در داستان اول علی رغم سبک توصیفات دقیق و خاص دولت آبادی، بسیار غیر منتظره و از نظر من مضحک به پایان رسید، یعنی دور خیز نویسنده به گونه‌ای بود که می‌توانست رمان بلندی از شالوده داستان خلق کند. در داستان دوم (حکایت پیرمردی تنها است که بر گذار خود با فردی هم صحبت می شود و...) نیز به نوعی این اتفاق هم مجدد تکرار می شود. اما از حس چند برداشتی که در انتهای داستان و شخصیت اکبر دیده می‌شود، قابل ستودنی است که آیا او فردی مالیخولیایی یا دوشخصیتی و بدبین است، آیا او که در تلاش است خود را فردی آزاد از تعلقات نشان دهد، به این دلیل (دوشخصیتی بودن) در انتهای داستان سعی در جا زدن خود به جای فرزند گمشده روستایی دارد؟
This entire review has been hidden because of spoilers.
Profile Image for Reza Haghighi .
62 reviews1 follower
August 21, 2017
داستان گلدسته خیلی زیبا و پایان شوک آوری داشت. داستان سایه های خسته هم خوب بود ولی نسبت به گلدسته ضعیف تر بود.

آدم وقتی که پیر میشه، قدری پرچونه میشه. یعنی همه زورش توی زبونش جمع میشه.
بعضی افراد چیزایی رو که در دوره‌ی جوونی و قبل از جوونی از دست دادن... در دوره‌ی پیری و قبل از مرگ میخوان به دست بیارن. یعنی میخوان تلافی کنن.


گلدسته و سایه ها؛ #محمود_دولت‌آبادی
انتشارات نگاه
Profile Image for Sina.
133 reviews12 followers
June 9, 2018
شامل دو داستان کوتاه به نام های پای گلدسته امامزاده شعیب و سایه های خسته
داستان اول حکایت از متولی یک امامزاده دارد که در شبی داستانی عجیب برایش رخ می دهد. این داستان کشش بیشتری برای خواننده ایجاد می کند
داستان دوم پیرمردی را به تصویر می کشد که گویی به اغفال کودکان و نوجوانان می پردازد
انتهای هر دو داستان تلخ و گزنده است
1 review
July 24, 2014
خیلی روان داستان ها پیش می روند اما انتظار داستان بیشتری داری و گره گشایی بیشتر اما یهو تموم میشه ولی در کل جذاب و حتما یکبار خوندنش ارزش داره.
Profile Image for امیرمحمد.
Author 1 book82 followers
August 15, 2021
همان مشکلاتِ همیشگی من با دولت‌آبادی: خودژرف‌پنداری، تکلف، بی‌سر و تهی، لنگ زدنِ کمیتش در رساندن مفهوم (که به فرمِ نداشته‌اش برمی‌گردد) و غیره. منتها این‌بار سایه‌مالی را هم باید اضافه کنم. همین است که بدجور در دل این نظام جا باز کرده.
Profile Image for Ahmadreza.
28 reviews64 followers
July 4, 2015
نام کتاب «گلدسته و سایه‌ها» است نه گلدسته‌ها و سایه‌ها. دو داستان به خودی خود آن‌قدرها قوی نیستند، آنچه آن‌ها را خواندنی‌ کرده قلم و ترکیب‌های زبانی خاصِ جناب دولت‌آبادی است.
Profile Image for Bahman Bahman.
Author 3 books246 followers
March 8, 2019
از همان ساعت اولی که رسید پا به صحن گذاشت سخت به کار چسبید و جلوه‌اش را به حدی رساند که میرزا موسی او را فرزند صدا می‌زد و سید اگر نصف شب، شیر مرغ و جان آدمیزاد می‌خواست میرزا موسی برایش فراهم می‌کرد. سید انگار از هوا افتاد و خودش را روی یک جوال جواهر یافت. بختش بود و روی بختش هم جلوس کرد.
Profile Image for 6070104.
35 reviews1 follower
March 13, 2024
این کتاب اولین برخوردم با دولت آبادی بود. قصه اولش خیلی دوست‌داشتنی‌تر بود. قصه دوم رو نتونستم تموم کنم متاسفانه. نصفه ولش کردم.
Displaying 1 - 12 of 12 reviews