شاید بتوان جذابیت این کتاب را به یک تابع تصاعدی تشبیه کرد. شروع داستان اشتیاق زیادی را در ادامه خواندنش برنمی انگیزد و به نوعی روند و سوژه آن در ابتدا برای خواننده لو می رود, اما چیرگی سید مهدی شجاعی در نویسندگی و دست �� دل بازیش در استفاده از کلمات, تمثیل ها و توصیفات, خواننده را همچنان مشتاق و کنجکاو نگه می دارد. از اواسط کتاب که نویسنده به همراه اسد به سیر وسلوک در فضا و زمان می پردازند, روند داستان جذاب و گیرا می شود.
از دیدگاه موضوعی, در فضای غبار آلود کنونی کتابی به قلم نویسنده ای مذهبی همچون سید مهدی شجاعی شاید لازم و ضروری مینمود. این کتاب نگاهیست منتقدانه به مساله ظهور در جامعه کنونی ما. سید مهدی شجاعی با آوردن کارکترهای متفاوت با موقعیت های اجتماعی مختلف, نشان می دهد که تمامی این اشخاص که به ظاهر بسیار مشتاق ظهور "آقا" هستند, زبان و دلشان با هم یکسو نیست. آنها هنگامی که در موقعیت دیدار ایشان قرار می گیرند هر کدام به بهانه و به نوعی این ملاقات را زود ارزیابی کرده و "کمی دیرتر" را برای دیدار یا ظهور درخواست دارند. این گونه است که نویسنده با قلم زیبای خویش پرده از ریاکاری هر یک از این افراد ,که ما می توانیم خود را در موقعیتی نزدیک به یکی از آنها قرار دهیم, بر می دارد.