Jump to ratings and reviews

پستی

پَستی رمان تردید است، رمان پستی و بلندی. اثری دربارهٔ اینکه دربارهٔ چیزی نمی‌شود چیزی نوشت که درباره‌اش باشد و اگر نویسنده فکر کند که دربارهٔ چیزی نوشته است، فقط فکر کرده است. پستی رمانی است متشکل از چند داستان به هم پیوسته که همان قدر که می‌توان در پیوستگی این داستان‌ها شک کرد، می‌شود گفت که به هم پیوسته‌اند.

256 pages, Paperback

First published April 1, 2002

Loading...
Loading...

About the author

محمدرضا کاتب

19 books38 followers
محمدرضا کاتب (زاده ۱۳۴۵، تهران) در رشته کارگردانی تلویزیونی فارغ التحصیل شد و به سریال سازی و فیلم‌نامه نویسی اشتغال یافت.
مجموعه داستان
* قطره‌های بارانی، ۱۳۷۱
* نگاه زرد پاییزی، ۱۳۷۱
* عبور از پیراهن، ۱۳۷۲

رمان
* شب چراغی در دست، ۱۳۶۸
* فقط به زمین نگاه کن، ۱۳۷۲
* هیس، ۱۳۷۸
* پَستی، ۱۳۸۱
* وقت تقصیر، ۱۳۸۲
* دوشنبه‌های آبی ماه، ۱۳۷۴

فیلم‌نامه
* ماه شب چهارده (۱۳۸۵)
* سرخی سیب کال (۱۳۸۴)

Ratings & Reviews

What do you think?

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
14 (18%)
4 stars
26 (33%)
3 stars
27 (35%)
2 stars
8 (10%)
1 star
2 (2%)
Displaying 1 - 4 of 4 reviews
Profile Image for Negar Khalili.
222 reviews80 followers
November 13, 2016
این سه ستاره هم به اعتبار نیمه ی اول کتاب...
واقعا دیگه این میزان از سوررئال نویسی و عجایب غرایب برای من چندان جذاب نبود و دقیقا نفهمیدم فازش چیه و چی میخواد بگه اول تا آخر
با این حال گاها جذابیت های خاص خودش رو به واسطه ی داستان عجیبی که خلق کرده بود،‌داشت
Profile Image for مهسا.
246 reviews36 followers
October 10, 2017
پیشتر توی یکی از شماره‌های همشهری خونده‌بودم :«کاتب،برای خوانندگانی که در کتاب دنبال آرامش می‌گردند،نویسنده‌ی مناسبی نیست.»

عاملِ برهم‌زننده‌ی آرامش، متن نیست توی این کتاب. متن، متنِ دشوار ولی استانداردی بود. چندبار راوی یا مرجع ضمایر رو گم‌کردم ولی نمی‌شه این رو ایرادِ متن دونست
افکار نویسنده که به خواننده سرایت می‌کنه،(ممکنه) آرامشش رو به هم بزنه و آزارش بده
افکاری که با هر شیوه‌ی روایی یا نگارشِ دیگه‌ای تبدیل به کتاب بشن، از آزاردهنده‌بودنشون کم نمی‌شه

در مقایسه با رمان‌های آن زمان،کمتر آثار تقلید از معاصران دَرِش دیده می‌شد(البته با توجه به دامنه‌ی مطالعاتیِ فقیرِ این‌جانب)
فقط معلق بودن افکار نویسنده بین مرگ و زندگی-با روایت پست‌مدرن-،فاکنر رو به یاد می‌آره کمی

ایده‌ش رو شخصا خیلی دوست داشتم؛ ذهن و قلم پیچیده،سیال و غیرخطی نویسنده،طوری بود که آزار نمی‌داد

نه فقط شیوه‌ی روایت،بلکه ماهیتِ محتوا و ایده‌ی داستان طوری بود که از نوشتن پیرنگ و آغازِ ماجرا عاجزم

بهش پنج ستاره دادم چون حکایتِ پسری بود که انگار خودِ من بود. من هم نمی‌دونم چطور در یک آن توی چند زمان،مکان و حال و هوا زندگی می‌کنم. واقعا دیگه نمی‌دونم کدومشونم،چون چیزی نیست که این رو معلوم کنه. ولی اگه روزی هم معلوم بشه، باز هم می‌خوام همین‌طوری باشم که دوست‌دارم و با سرنوشت اون باقی راه رو برم
نزدیک‌بودن و آشنابودنم به حالاتی که نویسنده توصیف می‌کنه(همذات‌پنداریه اسمش فکر کنم)،صرفا دلیل قانع‌کننده‌ای برای پنج ستاره دادن به یه کتاب نیست،ولی سکری بهم می‌ده که باعث میشه بکنم این کار رو.


از متن:
گاهی آدم به خاطر عبور از مرحله‌ای چنان درد می‌کشد و تغییر می‌کند که دیگر خودش هم نمی‌تواند خودش را بشناسد.شاید فقط از نشانه‌هایی که حادثه‌های مختلف روی آدم جا می‌گذارند می‌توانیم خودمان را بشناسیم : آن نشانه‌ها
تنها چیزهایی هستند که فکرهای ما را به هم وصب می‌کنند و نمی‌گذارند از هم بپاشیم

اگر تو حصار دور خانه‌ات را برداری همان‌قدر حیاط و خانه‌ی تو جزئی از دشت می‌شود که دشت جزئی از باغچه و خانه‌ی تو. با برداشتن این حصار که فقط جزء می‌تواند بزرگتر از کل بشود، چون تو نه تنها تکه‌ای از همه هستی که که همه تکه‌ی بزرگی از تو هستند. این خیلی مهم است چون این مرزهاست که تعیین‌کننده‌ی همه‌چیز هستند حتی وجود من و ما. اگر نباشند نمی‌توانی بفهمی کجا تو منی و کجا ما. اگر این را خوب نفهمی،مطمئن باش یک روز بلاخره گم می‌شوی چون نشانه‌های خودت را در دیگران می‌بینی و نشانه‌های آن ها را در خودت.آن وقت است که همه چیز باز به هم می‌ریزد
Profile Image for Mahtab.
45 reviews
Read
July 1, 2026
 
ارائه کردن خلاصه ای از رمان پستی نه تنها دشوار بلکه غیر ممکن است. این کار اصلاً داستان و طرح مشخصی ندارد. این اثر دارای لایه های مختلف داستانی است .
اما فکر می کنم خود کتاب دو فرامتن دارد که این دو فرامتن به فهم متن کمک بسیاری می کنند؛
یکی در صفحه اول کتاب که فقط یک جمله است: «چیزهایی هست که مزه می دهد مثل …» این یکی از نکته های کلیدی فهم این کتاب است که جزء ضمایم کتاب هم آمده است. دیگری «جمع خانه» است.
به نظرم تفسیر کل اثر در همین «جمع خانه» آمده، یعنی به نوعی خود نویسنده این کار را تفسیر کرده است. چند نکته اساسی در این فرامتن هست؛

یکی آنکه آنچه روایت می شود، معلوم نیست که لزوماً روایت زنده ها باشد؛ می تواند روایت مرده ها باشد.
دوم اینکه آنچه گفته می شود واقعیت نیست. مرز خیال، تصور، و هم و کابوس و روایتها مشخص نیست.
سوم یکی شدن، تبدیل شدن و شباهت داشتن شخصیتها به یکدیگر است.
 
اگر قرار باشد یک کانون مرکزی و یک مفهوم مرکزی برای اثر قائل شویم، مفهوم مرگ است. البته در آثار کاتب این دلمشغولی همواره وجود داشته است. در آثاری که درباره جنگ نوشته نیز مفهوم مرگ از اهمیت ویژه ای برخوردار است. نگاهی که کاتب به مرگ دارد، نگاهی دقیق، موشکافانه و گاه مطایبه آمیز، شوخناک و طنزآمیز است.
 در فصل اول کتاب پستی وقتی گروتسک وار به توصیف جسد راوی که زیر قطار رفته است، می پردازد، نگاه طنزآمیز و در عین حال دقیق او را به مرگ می توان دید. مفهوم مرگ مفهوم مرکزی رمانهای هیس و پستی است، اما مفاهیم دیگری نیز در هر دو اثر وجود دارد که به نوعی با مفهوم مرکزی یعنی مرگ مرتبط هستند.
مفهوم خاطره، فراموشی و سرگرم کنندگی از جمله این مفاهیم است. شاید آن سه گانه ای که پل ریکور درباره خاطره، فراموشی و تاریخ می گفت اینجا به خاطره، فراموشی و روایت یا داستان تبدیل می شود و به نظرم این سه گانه، دغدغه اصلی آقای کاتب در دو اثر اخیرش به شمار می روند.
در هیس و پستی خاطرات مهم هستند، به این دلیل که شخصیتها در خاطره ها زندگی می کنند یا می خواهند در خاطره ها ادامه حیات بدهند یا می خواهند با نقل روایت به شکلی خاطره ها را زنده نگاه دارند.

جالب اینکه مرگ همواره با زندگی است. مرز این دو هم خیلی برایش مشخص نیست که کجا مرگ شروع می شود، کجا زندگی پایان می یابد. یکی دیگر از مفاهیم مرتبط با مفهوم مرگ، روایت است. کسانی که کتاب هیس را خوانده اند، می دانند که داستان هیس دست کم این خوبی را داشت که ارائه خلاصه ای از آن ممکن بود.

در پستی یکی از مفاهیمی که خیلی به آن اهمیت می دهد و از مفاهیمی است که جزء ویژگیهای آثار پست مدرن نیز محسوب می شود، خود مفهوم داستان، قصه گویی و روایت است که با مفهوم سرگرم کنندگی، در ارتباط است. در پایان هر قصه و روایتی که در پستی آورده می شود راوی اذعان می کند که نمی داند آنچه گفته واقعیت است یا بر ساخته ذهنش برای سرگرم شدن.
خودش اسم این تکه ها را قصه های «کوپه ای» می گذارد.

پستی رمان تردید است ؛ رمان " شاید ها....."
Profile Image for Hosna.
552 reviews22 followers
May 11, 2021
قلم خام، ادا، ضدزن، شعاری.
Displaying 1 - 4 of 4 reviews