Rasool Parvizi عنوان: لولی سرمست؛ نویسنده: رسول پرویزی؛ تهران، امیرکبیر، کتابهای پرستو؛ 1346؛ در 173 ص؛ موضوع: مجموعه داستانهای کوتاه از نویسندگان معاصر ایرانی - قرن 20 م
من کلا از نوع نگارش و طنز لطیف و توصیفات جزئی رسول پرویزی خوشم میاد. جوری بهار و شب های شیراز و لولی سرمست توصیف میکنه که آدم ناخوداگاه لبخند محوی میزنه و دلش حافظیه و شبدرهایش را می خواهد. یک داستانی هم داره ابن سلام مادر مرده:) من تا حالا به قضیه لیلی و مجنون این شکلی نگاه نکرده بودم. و نوع توصیف آقای مجنون در پرده ی قلمکار و معاشرت و گفت و گوی آن ها برایم لذت بخش بود!
برخی داستانها خیلی خندهدار بودند و برخی نشانههای خوبی از ایران پیش از تجدد و اینکه چرا ما نیاز به تجدد داشتیم. حتی رسول پرویزی هم گاه از آن خرافات خوش میگوید شاید هم تنها چشم ما را به آن دوران باز میکند. به گمانم در نوشتن این کتاب کمی شتاب داشته، متن بالا و پایین دارد ولی خواندنیست.
من کتاب شلوارهای وصلهدار رو نخوندم و این اولین کتابی بود که از رسول پرویزی خوندم قلم خوبی داره و توصیفهای قشنگی از شیراز و شیرازی و دختر شیرازی داره ، اما در کل چنگی به دل نمیزنه در داستانها دائما از موضوعی به موضوعی دیگری پرش میزنه که خود پرویزی میگه این خاصیت نقله ( و میگه کتابش نه رمانه، و نه داستان، بلکه نقل و نقالی هست)
در ابتدای کتاب آمده "این داستان کوتاه نیست، این نقالی است. در ایران زمین این گفتهها را نقل میگویند." کتاب داستانهای سادهای را نقل میکند که نثر روان نویسنده خواندن این داستانها را لذتبخش میکند؛ اما، لذتی که با به پایان رسیدن کتاب به پایان میرسد و آنقدر برانگیزاننده نیست که شما را علاقهمند به مرور دوبارهی کتاب بکند.