Group Discussion

فلسفه فلسفه

Topic: وجود مقدم بر ماهيت؟

Comments (showing 1-8 of 8) (8 new)

dateDown_arrow    newest »

message 1: by Lohrasb (last edited Jan 09, 2009 07:48am) (new)

Lohrasb | 6 comments آيا در نظام هستي وجود مقدم بر ماهيت است؟ اگر اينگونه ميپنداريد يا چيزي غير از اين دلايل خود را بيان كنيد


message 2: by Zahra (new)

Zahra | 16 comments سلام. سوالاتون خیلی کلیه .. اگه میشه ریزترش کنین ...


message 3: by Lohrasb (new)

Lohrasb | 6 comments با يك مثال مطلب را كالبدشكافي خواهم كرد: (البته بايد توجه داشته باشيد كه اين مثال مطعلق به "ژان پل سارتر" ميباشد )
قبل از ساختن يك چاقو ابتدا ماهيت آن در ذهن شما نقش ميگيرد: چاقو بايد توانايي برندگي داشته باشد. بايد از جنس فلز ساخته شود تا به راحتي نشكند. بايد دسته اي براي آن تعبيه كرد تا بتوان به راحتي از آن استفاده كرد. با در نظر گرفتن نياز هاي شما "ماهيت" آن خلق ميشود. سپس شما با استفاده از آن چاقو را خواهيد ساخت: در اين مرحله چاقو "وجود" پيدا ميكند. كه اين نشان ميدهد كه ماهيت چاقو بر وجودش مقدم است
حال مشئله مورد برسي اين است كه آيا هستي نيز اينگونه شكل گرفته است؟ يا اينكه به عكس، وجود آن بر ماهيتش مقدم است؟ يا اينكه اين تنها بشر است كه ابتدا وجود پيدا ميكند سپس ماهيت؟
يا نظريه ديگري در اين باب داريد ؟


message 4: by Zahra (new)

Zahra | 16 comments سلام. ممنون از توضیحاتتون . از نظر من در مورد بشر هیچ یک از این دو اتفاق نیفتاده یا لااقل نوع بشر نمی تونه در این زمینه نظر بده کسی می تونه در مورد بشر در مورد جوابی که فرای بشر باشه ...اما در مورد هستی شاید منطقیش این باشه که وجودش برای بشر مقدم بر ماهیتش بوده . از نظر من جواب به این سوال رابطه ی مستقیمی با دید و نقطه نظر جواب دهنده داره یعنی مهمه که اون کجا ایستاده و داره چه جوری به دنیا نگاه می کنه .


message 5: by Lohrasb (new)

Lohrasb | 6 comments پيدايش هستي را در نظر بگيريد: انفجار بزرگ باعث ميشود كه هستي پديد آيد ( بيگ بنگ ) و شرايط در زمين به گونه اي محيا مي شود تا حيات در آن، در غالب ماده به گردش درآيد. موجودات تك سلولي اولين ساكنان حقيقي زمين بودند!‌اما با گذشت زمان و تغيير پيدا كردن شرايط محيطي، با جهش سلولي نباتات و سپس ديگر موجودات زنده نيز پديد آمدند. حال اگر به اين ماجرا نگاه كنيم خواهيم ديد كه هستي ابتدا وجود پيدا كرده است سپس به دنبال ماهيت خويش ميرود. حال به ذات بشر نگاه كنيد تا مسئله قابل درك تر شود: شما مسئول آينده خويش هستيد. ماهيت خويش را ابتدا با رشته تحصيلي انتخوابي و سپس با شغلتان، پيدا ميكنيد.
به عنوان مثال شما دكتري ميشويد:‌ماهيت شما شفا دادن بيماران شده است. رسالت خود را اينگونه انتخواب كرده ايد. پس شما ابتدا وجود پيدا كرده ايد سپس به دنبال ماهيت خويش رفته ايد. هستي هم همينطور اما چون غير از بشر ديگر موجودات انتخوابگر نيستند و به اين درجه هوش نرسيده اند،‌اينگونه نمي نماياند.


message 6: by Maryam (new)

Maryam (maryam-b) | 6 comments شما به آزادي مطلق در انتخاب ماهيت خود اعتقاد داريد؟انسان آنقدرها هم انتخابگر نيست.انسان موجودي اجتماعي است.ساختارهاي اجتماعي را نمي توان انتخاب كرد.ساختارهايي كه نه تنها الزام آورند بلكه محدود كننده هم هستند


message 7: by mohammad reza (new)

mohammad reza (rezareza17) | 2 comments هر وجودی ماهیتی داره و هر ماهیتی تا به وجود نیاد، بالقوه میمونه و به فعلیت نمیرسه. نمیشه ماهیت اشیا رو از وجودشون جدا کرد. این دوتا با هم و کنارهم باید باشن.


message 8: by Nasim (new)

Nasim | 3 comments ماهیت،حیثیتی عدمی است پس چگونه میتواند مقدم یا همراه وجود باشد؟


back to top

post a comment »
unread topics | mark unread