group discussion
topic:
مطالب علمي >
عشق یا بازی با احساس؟ چرا؟
Comments
(showing 1-29)
post a comment »
date
newest »
newest »
مردها خیلی دیر دل وابسته میشن ولی اگه دل ابسته بشن غیرتی هستنئ فرق مرد های ایرانی با مرد های دیگه ی دنیا همین غیرت شونه مرد ه خدشون برا زن و بچه ش میکشه ولی بعضی دختر ها میبیند کی پول بیشتری داره میرن سمت اون دختر ها خیلی نامردن
Sara wrote: "میدونید ما خانمها باید در روابط عاشقانه یک چیز رو از آقایون یاد بگیریم آنهم اینکه اول به خودمون فکر کنیم
منتها از یک طرف دیگر مشکلی که به نظر من آقایون در روابط عاشقانه دارند این هست که فقط به خ..."
سارا جان اینطور نیست
به خدا اینطور نیست
میدونید ما خانمها باید در روابط عاشقانه یک چیز رو از آقایون یاد بگیریم
آنهم اینکه اول به خودمون فکر کنیم
منتها از یک طرف دیگر مشکلی که به نظر من آقایون در روابط عاشقانه دارند این هست که فقط به خودشون فکر میکنند.
عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی . اما دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال .
عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هر چه از غریزه سر زند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد ، دوست داشتن نیز هنگام با او اوج می گیرد .
عشق در غالب دل ها ، در شکل ها و رنگهای تقریبا مشابهی متجلی می شود و دارای صفات و حالات و مظاهر مشترکی است ، اما دوست داشتن در هر روحی جلوه ای خاص خویش دارد و از روح رنگ می گیرد و چون روح ها بر خلاف غریزه هاهر کدام رنگی و ارتفاعی و بعدی و طعم و عطری ویژه خویش را دارد می توان گفت : که به شماره هر روحی ، دوست داشتنی هست .
عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر می گذارد ، اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می کند و بر آشیانه بلندش روز و روزگار را دستی نیست.
عشق ، در هر رنگی و سطحی ، با زیبایی محسوس ، در نهان یا آشکار رابطه دارد . چنانچه شوپنهاور می گوید : شما بیست سال سن بر سن معشوقتان بیفزائید ، آنگاه تاثیر مستقیم آنرا بر روی احساستان مطالعه کنید . اما دوست داشتن چنان در روح غرق است و گیج وجذب زیبایی های روح که زیبایی های محسوس را بگونه ای دیگر می بیند .
عشق طوفانی و متلاطم و بوقلمون صفت است، اما دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار و سرشار از نجابت .
عشق با دوری و نزدیکی در نوسان است . اگر دوری بطول انجامد ضعیف می شود ، اگر تماس دوام یابد به ابتذال می کشد . و تنها با بیم و امید و اضطراب و دیدار وپرهیززنده و نیرومند می ماند، اما دوست داشتن با این حالات نا آشنا است ، دنیایش دنیای دیگری است .
عشق جوششی یکجانبه است . به معشوق نمی اندیشد که کیست یک خود جوششی ذاتی است ، و از ین رو همیشه اشتباه می کند و در انتخاب بسختی می لغزد و یا همواره یکجانبه می ماند و گاه ، میان دو بیگانه نا همانند ، عشقی جرقه می زند و چون در تاریکی است و یکدیگر را نمی بینند ، پس از انفجار این صاعقه است که در پرتو رو شنایی آن ، چهره یکدیگر را می توانند دید و در اینجا است که گاه ، پس جرقه زدن عشق ، عاشق و معشوق که در چهره هم می نگرند ، احساس می کنند که هم را نمی شناسند و بیگانگی و نا آشنا یی پس از عشق درد کوچکی نیست . اما دوست داشتن در روشنایی ریشه می بندد و در زیر نور سبز می شود و رشد می کند و ازین رو است که همواره پس از آشنایی پدید می آید ، و در حقیقت در آغاز دو روح خطوط آشنایی را در سیما و نگاه یکدیگر می خوانند ، و پس از آشنا شدن است که خودمانی می شوند .
دو روح ، نه دو نفر ، که ممکن است دو نفر با هم در عین رو در بایستی ها احساس خودمانی بودن کنند و این حالت بقدری ظریف و فرار است که بسادگی از زیر دست احساس و فهم می گریزد و سپس طعم خویشاوندی و بوی خویشاوندی و گرمای خویشاوندی از سخن و رفتار و آهنگ کلام یکدیگر احساس می شود و از این منزل است که ناگهان ، خودبخود ،دو همسفر به چشم می بینند که به پهندشت بی کرانه مهربانی رسیده اند و آسمان صاف و بی لک دوست داشتن بر بالای سرشان خیمه گسترده است و افقهای روشن و پاک و صمیمی ایمان در برابرشان باز می شود و نسیمی نرم و لطیف همچون روح یک معبد متروک که در محراب پنهانی آن ، خیال راهبی بزرگ نقش بر زمین شده و زمزمه درد آلود نیایش مناره تنها و غریب آنرا بلرزه می آورد .
دوست داشتن هر لحظه پیام الهام های تازه آسمانهای دیگر و سرزمین های دیگر و عطر گلهای مرموز و جانبخش بوستانهای دیگر را بهمراه دارد و خود را ، به مهر و عشوه ای بازیگر و شیرین و شوخ هر لحظه ، بر سر و روی این دو میزند .
عشق ، جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی فهمیدن و اندیشیدن نیست .
اما دوست داشتن ، در اوج معراجش ، از سر حد عقل فراتر می رود و فهمیدن و اندیشیدن را نیز از زمین می کند و با خود به قله بلند اشراق می برد
دکتر علی شریعتی
تمام حرفهای شما درست
ولی هم دختر هم پسر باید تکلیف خودش و طرفش را مشخص کنه
ببین وقتی در یک رابطه یک نفر نقش بازی کنه و روراست نباشه (من نمیگم فقط پسرا این طوری هستن من دخترای این مدلی هم دیدم) هر چند تو تکلیفت با خودت و طرف مقابلت مشخص باشه ولی بازم مشکل پیدا میکنی.
و یک نکته دیگه اینکه اینجا ایران است با افکار سنتی خودش هر چند تو و خانواده ات روشنفکر باشه ولی از این جامعه و افکارش (حتی اگه خیلی سنتی باشه) جدا نیستی ما داریم تو این جامعه زندگی میکنیم بخصوص نسل ما با این افکار بزرگ شده سخته یک شبه مثل غربیا شد ( گرچه من اون فرهنگی که شما بهش اشاره داری دوست ندارم)
دیگه اینکه فکر نکنید دخترا هر رابطه ای را بزرگ میکنند.
به نظر من اگه از اول هرکسی حد و حدود رابطه اش را برای طرفش مشخص کنه مشکلی پیش نمیاد
سلام قبول ميكنو :1 - پسرا نقش بازي ميكنند -2-با تعيين تكليف پسرا با خودشون همه چيز حل نيست .....ولي - دخترا بايد ياد بگيرند تكليف خودشون و با خودشون و پسرا تعيين كنند اينجوري خيلي چيزا حل ميشه 2- دليل نداره ارزش هر رابطه اي رو اينقدر بالا ببريم كه مبادا يه روزي تبديل به عشق ميشه . ميتونيم در حد يك دوستي ساده نگه داريم يا يك رابطه صرفا لذت بخش باشه .اينو ميتونيد تو جوامع غربي ديد (هر چند به سبك و سياق و به غلظت غربيش براي ما قابل قبول نيست ).ط
ببینید دلیلی نداره بگید وقتی پسرا تکلیفشون با خودشان معلوم است همه چیز حل است صحبت از یک رابطه است که در آن دو نفر آدم مطرح هستند شما باید غیر از اینکه تکلیفت با خودت روشن باشه تکلیف طرف مقابل رو هم معلوم کنی. اینکه در شروع یک رابطه طرفت بدونه تو چی میخواهی؟ هدفت چی است؟ آره درست است تکلیف پسرا همیشه فقط با خودشان معلوم است. پسرا باید بدونند بیشتر دخترا برای خودشان ارزش قایل هستند و اجازه نمیدهند به چشم کالا به آنها نگاه بشود. بیشتر پسرا برای به دست آوردن یک دختر هزار و یک جور نقش بازی میکنند که فقط کم نیارند.
قبول کنید پسرا با دخترا رو راست نیستند.
درست متوجه شدید . ولی وقتی دختر ها الان میگن ما تفکراتمون به روز شده باید بدونند که یک دوستی با پسر میتونه به توقع رابطه نزدیک جنسی از طرف پسر ختم بشه .این همون نکته مهمه که دختره باید بدونه این رابطه ایجاد عشق برای پسره نمیکنه بلکه پسره فقط میخواد لذت ببره و دختره هم اگر میخواد تن به این رابطه بده باید به دیده لذت به اون نگاه کنه .در این صورت اگر پسره ترکش کنه احساس شکست یا مورد سو استفاده قرار گرفتن بهش دست نمیده . نباید نتیجه اون لذت که با خواست دوطرفه بوده تغییر دوستی به عشق باشه . این برای هر دو طرف صادقه . برای همینه که پسرا هیچ وقت نمیگن "دختره اومد کیفشو کرد ما رو تیغ زد و رفت " چون از اول با خودشون تعیین تکلیف میکنند.ط
آقای علیرضا
به نظر من این موضوع رعایت نشدن مرز دوستی و عشق کاملا دوطرفه است . تو نمیتونی بگی فقط دخترها این مشکل را دارند. دخترها با پسرهای تنوع طلب خیلی متفاوت هستند. بعضی پسرها روزی ۱۰ بار عاشق میشوند و فارغ. ولی دخترها اگر عاشق هم نباشند دوستیهاشون خیلی پایدار است. اگه دخترها مرز دوستی و عشق رو رعایت نمیکنند به خاطر اینه که شما پسرها هم این مرز رو رعایت نمیکنید. توقعات بیجا و یا شدت در ابراز احساسات در پسرها حتی در یک رابطه دوستی یک دختر را دچار سردرگمی میکنه. واقعیت این هست که شاید دخترها نسبت به پسرا دچار نوعی بی اعتمادی شدن. موضوع دیگه ای که به نظرم هست تفاوت دیدگاه پسرا و دخترا نسبت به دوستی و عشق است. مرزی که شما پسرها در دوستی یا عشق دارید ممکن است از نظر دخترا قابل قبول نباشه. توقع تو به عنوان یک پسر در دوستی از نظر یک دختر ممکن است قابل قبول نباشه. نمیدونم درست منظور شما را فهمیدم ولی این نظر من است.
منظورم اينه كه چرا دخترها نميتونند مرز دوست داشتن و عشق رو رعايت كنند ؟ يا از همون اول مشخص كنند تو يك دوستي بايد تا چه مرزي پيش بروند ؟
در عشق همیشه یک مساله وجود دارد و آن اینکه هر چه بیشتر عاشق باشید بیشتر احساس ترس میکنید. به همین دلیل است که زنان بیشتر از مردان در عشق احساس ترس میکنند چون استعداد بیشتری برای عشق دارند.
استاد اوشو
سلام با كمي تاخير مثل هميشه :)آخرين سوالم اين بود كه تفاوت بين عشق و دوستي چيه .ممنون از دوستان كه خوب جواباي خوب دادند .ط
سوال اين بار من اينه كه فرق بين دختر ها و پسرهادر ايجاد مرز بين دوستي و عشق در چيست ؟
ممنون از نوشته هاتون ، عالی بود ولی دوست دارم دوستای دیگر هم نظرشون رو بگن تا من و دیگران بیشتر یاد بگیریم .
سلام
ممنونم از جناب علیرضا که من رو به این بحث دعوت کردند.
در مورد عشق که به طور خاص عشق میان زن و مرد در اینجا مطرح شده مطلب بسیار زیاده
چه از دید روحی و روانی و چه از نظر جسمی و بدنی
این دو نوع عنصر یعنی روح و بدن در قضیه عشق دو انسان غیر همجنس به همدیگر نقش تنگاتنگی با هم دارند
نمی خوام بحث فلسفی راه بیاندازم و عشق و دوست دشاتن رو از نظر کانت بررسی کنم و برسم به شریعتی که دوست داشتن برتر از عشق!و حرف ها و بحث های کلامی که شاید جز مشغولیت ذهنی فایده دیگه ای نداشته باشند آخر هم مردها بگم زن ها مقصر هستند و زن ها بگن مردها !
می خوام اینجا ارتباط زن و مرد و از نظر علمی یه خورده بحث کنم
از نظر علمی و تحقیقاتی شخصی که عقیم باشه حس مخصوصی نسبت به جنس مقابلش نداره!
یک انسان مخنث چه از نظر روانی و چه از نظر جسمی هیچ گرایشی به جنس مقابل نداره
و با جنس مخالف به مانند سایر انسانها برخورد می کنه
این نشون دهنده ای اینه که مسئله جنسیت مسئله مهمیه که در ارتباط بین زن و مرد موثره
در حقیقت درصد ترشح دو هورمون تسترون و استروژن در بدن افراد حالات مردانگی و یا زنانگی رو تعیین می کنن
( گرچه نباید نقش فیزیولوژی و متابولیسم زن و مرد رو نادیده گرفت )
این دو هورمون همان هورمون هایی هستند که در یک انسان مخنث ( انسان خنثی کسی که نه زن است و نه مرد ) تولید نمی شوند
این دو هورمون هم در زنان تولید می شوند و هم در مردان ولی در مردان میزان تستسرتون بسیار بیشتر از استروزن است و برعکس در زنان میزان استرژن بسیار بیشتر است
حالا این دو هورمون که نقش اصلی در مردانگی و زنانگی یک نفر دارند دارای چه ویژگی هایی هستند.
بحث و مقالات در این زمینه نیز بسیار زیاده ولی به طور خیلی کلی در مورد موضوعی خیلی خصوصی یعنی نقش آنها در ارتباطات روزمره بدین صورته
هورمون تستسترون هورمون ریسک هم نامیده میشه هورمونی که به مردان ( و همین طور به زنان ) اجازه میده که بیشتر در زندگی خودشون خطر کنن و از طرفی باعث میشه که جسارت و پر روریی لازم رو در مواجه با مشکلات داشته باشند از طرفی با عث میشه که حتی مرد خیلی تک محور بشه و تک رو بره جلو که البته قوه ریاست گونه مردی هم از همین هورمون نتیجه میگیره
از نظر عاطفی شخصی کاملا با جنب و جوش میشن و نیروی جنسی مردانه شون رو بالا میبره
این هورمون باعث میشه که مرد رفتار های جنسیش اظهار کنه
یعنی باعث میشه که بخشی از فعالیت فکری و گفتاری و حتی رفتاری مرد رو تحت تاثیر خودشون قرار بده
این هورمون در زنان هم تولید میشه ولی میزان تولید این هورمون در زنان در مقایسه با مردان خیلی کمه
این هورمن در زنان باعث میشه که آنها جرات بیشتری در خودشون احساس کنن و به علاوه رفتار های جنسی خودشون رو اظهار کنن
در مقابل این هورمون در بخش حسی و روانی ارتباط بسیار ضعیف عمل می کنه در حقیقت د مواجه به اظهار کردن نیروی جنسی ( حالا به هر صورت مثلا دعوا کردن با مردهای دیگه برای رسیدن به یه زن )
این هورمون بسیار خوب عمل میکنه اما در مواجه با احساس و روان موضوع خیلی ضعیفه
هورمون استروژن دقیقا مکمل ( و یا در بعضی جاها نقش متضاد ) هورمون تستسترون عمل می کنه این هورمون به هورمون ارتباطات هم نامیده میشه .. یعنی هرچه این هورمون در بدن انسان بیشتر باشه ( چه زن چه مرد ) سطح تک محوری تقلیل پیدا کرده و شخص از موجوی تک رو به موجودی گروهی تبدیل میشه
یادآوری این نکته بسیار مهمه که این هورمون گرچه در زن و مرد تولید می شود ولی نقش آنها در بدن یک زن و در بدن یک مرد به دلیل تفاوت متابولیسم جسمی آنها در بعضی جاها متفاوت است
مثلا کمبود تستسترون در مردان باعث افسردگی میشه ولی در مقابل کمبود استروژن در زنان باعث ایجاد افسردگی میشه
----
سطح تستسترون در بدن مرد بسیار بالاست برای همین برانگیختگی جنسی یکی از شاخص های مرد هاست ...
البته اعتیاد به این هورمون و بالا بودن این هورمون در مردان به هیچ وجه خوب نیست چرا که به مانند الکل در جاهایی باعث کشته شدن سلول های مغری می شوند
از طرفی یک مرد در هنگام بلوغ مانند کسی است که تازه مخدر را شروع کرده با کمترین سطح میزان هورمن باعث برانگیختگی میشود
مثلا یه جوان 14-15 ساله که تازه بدنش شروع به تولید تستسترون کرده با دیدن زنی در اتوبوس که جورابی پایش نکرده امکان دارد که از نظر جنسی تحریک بشه!!
چرا که همونطور که پیشتر گفته شد هورمون تستسترون نقش اساسی در اظهار جنسی چه زن و چه مرد داره ( چه از نظر بدنی که باعث میشه مرد پشمالو تر بشه و یا حتی مو صورت در زنان رشد کنه و این هورمون از نظر روحی و روانی نیز تاثیر اظهاری داره)
اما هورمون استروژن
این هورمون در مردان باعث میشه که کمی بیشتر عاطفی بشوند و در زنان باعث خفتگی اظهار جنسی بشوند ( یعنی زنان به این راحتیا به مانند اون جوان 14-15 ساله برانگیخته نمیشن )
------------------------
من و باش !!
مثلا می خواستم کم بنویسم !
-------------------
کمال ارتباط بین یک زن در صورتی بوجود میاد که هردو به ارامش جسمی و روحی برسن .. یعنی اینکه زن و مرد از بودن با هم و احساس کردن هم لذت ببرن و با اطمینان خاطر در کنار هم باشند.
در حقیقت از نظر علمی هم قابل اثباته که زمانی دو نفر در کنار هم می مونند که از این دو نظر یعنی روحی و جنسی کاملا همدیگر رو درک کرده باشند
و این مهم تحقق پیدا نمیکنه مگر اینکه هم از نظر روانی و از نظر جنسی طرفین به رضایت مطلق برسند
یعنی اینکه رابطه عاطفی بین زن و مرد بدون رابطه جنسی کامل نمیشه و بلعکس رابطه جنسی زن و مرد بدون رابطه عاطفی کامل نمیشه
اکثر روابطی که منجر به جدایی میشه باعث و بانی ان عدم درک صحیح از روابط عاطفی و جنسی طرفین هستش
مثلا در ایران خودمون بیشتر از 70 % از طلاق ها به خاطر عدم درک صحیح از رابطه جنسی طرفین هستش
مثلا مردها و زنانی که خواهان طلاق هستند نمی دونن که چطور با همسرشون باید درست ارتباط برقرار کنن ( در حقیقت به علت کم بودن تستسترون در بدن زن باعث میشه که زن ها در رابطه جنسی بسیار کند عمل کنند و دیر تحریک میشوند و در مقابل مرد ها به دلیلی کم بودن هورمون استروژن از نظر عاطفی کند هستند و از نظر عاطفی دیر تحریک می شوند ! )
پس باید زن و مرد رفتار های روحی و جنسی خوشون رو بیشتر بشناسند و علاوه بر این رفتار های جنسی و روحی طرف مقابل رو نیز بیشتر بشناسن
تا بتونن اول از همه خودشون و رفتارهاشون رو کنترل کنند و اگر کمبودی در رابطه عاطفی ویا جنسی داشتند کامل کنند ...
----------------
---------------________________________________________________
از سایتها ی زیر جهت کامل شدن این نوشته استفاده کردم
راستی مستند سه گانه بی بی سی رو خیلی پیشنهاد می کنم من که دیدمش خیلی استفاده بردم
http://www.telegraph.co.uk/scienceandtec...
http://www.iransalamat.com/index.php?fil...
http://www.iranpressnews.com/zanan/fun-l...
http://salamatnews.com/viewNews.aspx?ID=...
مجموعه سه گانه مستند بی بی سی
http://www.bbc.co.uk/sn/tvradio/programm...
دوست داشتن بدون داشتن حس خودخواهی است. تو ضمن توجه به خودت طرف مقابلت رو هم در نظر داری ولی در عشق فقط خودت را در نظر داری. در کل دوست داشتن بر پایه منطق و عقل شکل میگیرد ولی در عشق عقل و منطق نقشی ندارند.
موقعی که یک نفر رو دوست داری بهترینها رو برایش میخواهی حتی اگه با تو نمونه. در عشق اگه طرف با تو نباشه حس علاقه به تنفر تبدیل میشه.
In front of the person you love, your heart beats faster
But in front of the person you like , you get happy.
In front of the person you love, winter seems like spring
But in front of the person you like, winter is just a beautiful winter.
If you look into the eyes of the one you love, you blush
But if you look into the eyes of the one you like, you smile.
In front of the person you love, you can' t say everything on your mind
But in front of the person you like, you can.
In front of the person you love, you tend to get shy
But in front of the person you like, you can show your ownself.
Then person you love comes into your mind every 2 minutes.
You can't look straight into the eyes of the one you love
But you can always smile into the eyes of the one you like.
When the one you love is crying, you cry with them
But when the one you like is crying, you end up comforting.
The feeling of love starts from the eye
And the feeling of like starts from the ear.
So if you stop liking a person you used to like
All you need to do is cover your ears,
But if you try to close your eyes
Love turns into a drop of tear and remains in your heart forever after.
Author Unknown
سلام من یه چند وقتی نبودم ولی مطالب رو میخوندم،به هر حال میخوام این مطلب رو تمام کنم امید وارم دیگران هم کمک کنند .اما از نظر من عشق نه یک چیز پیچیده هست نه یک پدیده مبتنی بر احساس بلکه ساده ترین احساس مبتنی بر منطق و خواست فطری انسان هست ودر طلب آنچه بیشترین سازگاری را با خواست فطری ما دارد. و اینکه شما احساس میکنید پیچیده هست به این دلیل هست که خواست فطری و منطق انسانها یه تعداد انسانها متفاوت هست برای همین که انسانها عاشق چیز های متفاوت میشوند و ما سعی میکنیم یک تعریف واحد برای خواست آنها پیدا کنیم.این نشدنیست.اگراین چنین میشد دیگر نمیتوانستید این همه مطلب متفاوت بنویسید .اما تمایل مبتنی بر احساس هوس است و مشخصه آن پایان یافتن پس از ارضای آن است .این دو در همه امور زندگی نقش مهمی را بازی میکنندمثلا در انتخاب رشته تحصیلی یا شغل یا....اما یک چیز خیلی مهم این است که جز در موارد نادر مانند عشق به خدا یا عشق مادری این دو دقیقا یا هم هستند و جدایی ناپذیر و دلیلی هم ندارد که از یکی به دیگری فرار کنیم.چون روح انسان مجرد از غرایض او نیست.تا لحظه مرگ.پس ارضای هردو باید همزمان با تعریف مذهبی (مواکدا)وعرفا (نه الزاما)انجام شود.ط
ماریا خانوم خیلی خوب بود ولی من منتظرم خانوما و آقایون بیشتر نظر بدهند . اینجوری میشه چت کردن . من میخوام بیشتر از دیگران یاد بگیرم
عشق: لذتی مثبت است که موضوع آن زیبایی است؛ رشته درهم پيچيده اي از هيجانات و عواطف رواني، احساسات عمیق، علاقهای لطیف و یا جاذبهای شدید است که محدودیتی در موجودات و مفاهیم ندارد و میتواند در حوزههایی غیر قابل تصور ظهور کند.
عشق و احساس شدید دوست داشتن میتواند بسیار متنوع باشد و میتواند علایق بسیاری را شامل شود.
در بعضی از مواقع، عشق بیش از حد به چیزی میتواند شکلی تند و غیر عادی به خود بگیرد که گاه زیان آور و خطرناک است و گاه احساس شادی و خوشبختی میبشد. اما در کل عشق باور و احساسی عمیق و لطیف است که با حس صلحدوستی و انسانیت در تطابق است. عشق نوعی احساس عمیق و عاطفه در مورد دیگران یا جذابیت بی انتها برای دیگران است. در واقع عشق را میتوان یک احساس ژرف و غیر قابل توصیف دانست که فرد آنرا در یک رابطه دوطرفه با دیگری تقسیم میکند.
هوس (شهوت): آرزو و میل و رغبت و اشتیاق و خواهش و شوق نفساني در حصول لذت و سود است
شهوت ممکن است به طور مستقل از عشق رمانتیک برانگیخته شود. بدیهی است که شهوت میتواند همزمان با عشق هم وجود داشته باشد؛ گرچه در مورد بعضی عشاق ارضای بی بند و بار و غیرمتعهدانه شهوت میتواند عشق رمانتیک همراه آن را از بین ببرد.
اغلب پژوهشها حاکی از آن است که شهوت صرف کمتر به سمت عشق رمانتیک پیشرفت میکند. مداربندی مغز در مورد شهوت، لزوما آتش عشق را روشن نمیکند.
ممنون از عليرضا عزيز
به خاطر اهتمام به اين موضوع اگه نكاتي رو اشاره كردم فقط براي ايجاد روحيه همكاري در دوستاني بود كه كنار ايستاده و نظاره مي كنند
و البته با وجود پذيرش سخنان شما بر مواردي كه عرض كردم تاكيد مي كنم
اول اینکه کار کارشناسی باید مبتنی بر واقعیت باشه
دوم من همون اول گفتم حرف زدن از این مسئله خطرناکه
سوم قرار نیست تو دامن سکس بیفتیم ولی جوونامون افتادن ... بدجورشم
چهارم گفتم رابطه جنسی سالم
پنجم تعریف خوب وکلی بود بهتر از سکوت ایجاد شده است
ششم تعریف من:ط
رابطه بین افراد زیر جهت تمتع هواس های جسمی و روحی از روی تحریک غریضه و هوس های حیوانی را بین گروه های زیر گویند:
1-زن با مرد (زن و شوهر رسمی)ط
2-دختر و پسر روابط غیر رسمی از نظر جامعه
3-مرد متاهل و زن یا دختر مجرد
4-زن متاهل با مرد با پسر مجرد
میتوان تلفیقی از آنها را هم نام برد ولی در سنت اجتماعی ایران فقط مورد 1 رابطه جنسی سالم هست و در مذهب تشیع با اضافه کردن یک تعریف کوچک موارد 2 و 3 هم سلامت واخلاقی محسوب میشوند .(لطفا چراشو از خدا بپرسید و وارد این بحث نشویم)ط
سوال اصلی 2 :ط
این خطرناک نیست و سعی کنید همه جواب بدید
تعریف عشق و هوس را بگویید ؟ط
الیته یادتون یاشه اون چیزایی که شما مینویسید تعریف عشق نیست بلکه بیان احساسات طراوش شده از خود عشقه .ممنون
ببين عليرضا جون
اگرچه تو اينجا خيلي مد نيست در خصوص اين مسائل راحت حرف بزنن
اما اگه بشه بحث رو بدون در گير شدن با مسائل جنسي معمول
و در قالب كارشناسي و علمي جلو ببريم شايد مفيد باشه
به طور كلي اون لذتي كه از ارتباط با جنس مخالف براي فرد حاصل مي شه رو مي شه ازش تعبير لذت جنسي كرد و البته اين خيلي كليه
در عرف جامعه موضوع كمي عريان تر از اينه و باز تو ايران داشتن رابطه جنسي با همسر و نامزد مرسوم و داشتن رابطه جنسي با دوست دختر و... اگرچه مرسوم نيست ولي شيوع داره ، مخفيه و به همين خاطر موجب ايجاد آسيبهاي زيادي شده.
كه از ديد جامعه شناسي و روانشناسي مي تونه اثر گذار باشه
و البته من معتقدم بحث رو واقعي پيش ببريم نه ايده آلي
نه مثل غربيا بريم تو دامن سكس و نه مثل بعضيا
نتونيم به نامزدمون نگاه چپ كنيم
سلام من که گفتم این دفعه بحث و متفاوت شروع کردم.از یه جایی که خطرناک به نظر میاد . ولی دلیلم اینه که تا در مورد بعضی چیزا تعریف مشترک نباشه نتیجه ای نمیگیرید.من از خیلی پسرا که به خاطر تمتع از دخترا اونارو بازیچه میکنند سوال میکنم اصلا قبول ندارند که دارند اشتباه میکنند و میگن خوب طرف هم کیف شو کرده.من میخوام راه دور زدن بعضیها رو از همین اول ببندم.در ضمن بعضی چیزایی که تو جامعه ما بد یا خوب طلقی میشه اصلا برعکسه . حالا من منتظر جوابم.خودم هم جواب خواهم داد
سلام
آقا علیرضا
ممنون که بعد از کلی انتظار و درخواست این تاپیک
ایجاد شد
من یک سوال دارم
این موضوعی که شما مطرح کردی با موضوع
اصلی "عشق یا بازی با احساسات" چه ارتباطی داره؟
آقا علیرضا
ممنون که بعد از کلی انتظار و درخواست این تاپیک
ایجاد شد
من یک سوال دارم
این موضوعی که شما مطرح کردی با موضوع
اصلی "عشق یا بازی با احساسات" چه ارتباطی داره؟
با سلام و تشکر.من میخوام اول این بحث و از چند تا سوال شروع کنم تا به یک پایه مشترک برسیم یا با اصول نظرات هم آشنا بشیم.اول هم از خطرناک ترین مطلب ممکن شروع میکنم.از همه دوستان میخوام که تمام سعیشون و بکنند تا بدون سانسور ولی با ظرافتی که حرمت عرفی و اجتماعی و مذهبی شکسته نشه و با وسواس مطالب رو بنویسند:شاید در ابتدا سوال ها بی ربط به نظر بیاد ولی هدف من رسیدن به اصل مطلب از یه راه بدیع هست
سوال اصلی اول:تعریف رابطه جنسی سالم رو چی میدونید ؟و بین چه کسانی اونو تایید میکنید ؟ ط


