group discussion
topic:
مناسبت ها
Comments
(showing 65-114)
post a comment »
((کنسرت گروه نقش آوا-تا میخانه های نیشابور))
آهنگساز و سرپرست گروه: مسعود حاجی حسن
خواننده: دکترخلیل پوستینی
هم نوازان نقش آوا: ندا علیخان(سه تار)- مریم کاوه(سه تار - بم سه تار) - نسیم حاجی حسن(سه تار)-مسعود حاجی حسن(تار-سه تار)
هومن توتونچیان(دف ، دهل،سازهای ضربی)- امیرحسین ذوالمجد(تمبک)- ارشیا شریعتی(دایره، کوزه ،دایره زنگی و سازهای ضربی)
زمان: 19 و 20 آذر 1388
www.naghshava.persianblog.ir
www.naghshava.net
مکان: فرهنگسرای ابن سینا(شهرک غرب-فاز 1- خیابان ایران زمین-روبروی باغ خوردین-)
باز آمد بوی ماه مدرسه!!!! بوی بازی های راه مدرسه
بوی ماه مهر ماه مهربان !!!! بوی خورشيد پگاه مدرسه
از ميان کوچه های خستگی !!!! می گريزم در پناه مدرسه
باز می بينم ز شوق بچه ها!!!! اشتياقی در نگاه مدرسه
زنگ تفريح و هياهوی نشاط !!!! خنده های قاه قاه مدرسه
باز بوی باغ را خواهم شنيد !!!! از سرود صبحگاه مدرسه
روز اول لاله ای خواهم کشيد !!!! سرخ بر تخته سياه مدرسه
قيصر امين پور
پاییز را دوست دارم...
به خاطر غریب و بی صدا آمدنش
رنگ زرد زیبا و دیوانه کننده اش
خش خش گوش نواز برگ هایش
صدای نم نم باران های عاشقانه اش
پاییز را دوست دارم....
به خاطر رفتن و رفتن... و خیس شدن زیر باران های پاییزی
بوی مست کننده خاک باران خورده کوچه ها
پاییز را دوست دارم...
به خاطر غروب های نارنجی و دلگیرش
شب های سرد و طولانی اش
تنهایی و دلتنگی های پاییزی ام
پیاده روی های شبانه ام
پاییز را دوست دارم...
به خاطر بغض های سنگین انتظار
اشک های بی صدایم
سالها خاطرات پاییزی ام
پاییز را دوست دارم...
به خاطر معصومیت کودکی ام
نشاط نوجوانی ام
تنهایی جوانی ام
پاییز را دوست دارم...
به خاطر اولین نفس هایم
اولین گریه هایم
اولین خنده هایم
پاییز را دوست دارم...
به خاطر دوباره متولد شدن
رسیدن به نقطه شروع سفر
یک سال دورتر شدن از آغاز راه
یک سال نزدیک تر شدن به پایان راه
پاییز را دوست دارم...
به خاطر هدیه زیبایی که به من داد
هدیه ای که به من امید ماندن داد
هدیه ای که به من جرات عاشق شدن داد
پاییز را دوست دارم...
به خاطر غریبانه و بی صدا رفتنش
پاییز را دوست دارم...
به خاطرخود پاییز
(unknown)
فرازهایی از دعای و داع امام سجاد(ع) با ماه رمضان:بدرود ای بزرگترین ماه خداوند و ای عید اولیای خدا...
بدرود ای ماه دست یافتن به آرزوها....
بدرود ای یاریگر ما که در برابر شیطان یاریمان دادی...
بدرود ای که هنوز فرا نرسیده از آمدنت شادمان بودیم
و هنوز رخت برنبسته از رفتنت اندوهناک.
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت...
عید مبارک
عید است و دلم خانه ویرانه ، بیا
این خانه تكاندیم ز بیگانه ، بیا
یك ماه تمام مهیمانت بودیم
یك روز به مهمانی این خانه بیا
عید سعید فطر مبارک
به یاد اول مهر
یاد آن آموزگار ساده پوش
اوّلين روز دبستان باز گرد
كودكي ها شاد و خندان باز گرد
باز گرد اي خاطرات كودكي
بر سوار اسبهاي چوبكي
خاطرات كودكي زيباترند
يادگاران كهن مانا ترند
درسهاي سال اوّل ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود
درس پند آموز روباه و خروس
روبه مكار و دزدو چاپلوس
روز مهماني كوكب خانم است
سفره پر از بوي نان گندم است
كاكُلي گُنجشككي با هوش بود
فيل نادان برايش موش بود
با وجود سوز و سرماي شديد
ريزعلي پيراهن از تن مي دريد
تا درون نيمكت جا مي شديم
ما پر از تصميم كبري مي شديم
پاك كن هايي زپاكي داشتيم
يك تراش سُرخ لاكي داشتيم
كيفمان چفتي به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هايش درد داشت
گرمي دستانمان از آه بود
برگ دفترها به رنگ كاه بود
مانده در گوشم صدايي چون تگرگ
خش خش جاروي با پا روي برگ
همكلاسيهاي من يادم كنيد
باز هم در كوچه فريادم كنيد
همكلاسيهاي درد و رنج و كار
بچه ها ي جامه هاي وصله دار
بچه هاي دكه سيگار سرد
كودكان كوچك امّا مرد مرد
كاش هرگز زنگ تفريحي نبود
جمع بودن بود و تفريقي نبود
كاش مي شد باز كوچك مي شديم
لا اقل يك روز كودك مي شديم
ياد آن آموزگار ساده پوش ياد
آن گچ ها كه بودش روي دوش
اي معلم نام و هم يادت به خير
ياد درس آب و بابايت به خير
اي دبستاني ترين احساس من
بازگرد اين مشقها را خط بزن
شهادت مولی متقیان امیر مومنان، اسوه انسانیت و تقوی
را به شیعیان و پیروان حقیقی ایشان
تسلیت عرض می نمایم
را به شیعیان و پیروان حقیقی ایشان
تسلیت عرض می نمایم
نیـم به هجـر تو تنهـا، دو همنشین دارم
دل شکسته یکی، جان بی قرار یکی
ولادت با سعادت حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف به عموم شیفتگان حضرتش مبارک باد
سالروز میلاد با سعادت
،قطب عالم امکان
،منجی عالم بشریت
بر دلهای سبز و با نشاط منتظران
و عدالت جویان
خجسته باد
میلاد منجی عالم حضرت مهدی (ع) بر همه شما تبریک و تهنیت باد
اگرچه با این همه شهید و زندانی اصلا امسال برای من نیمه شعبان عید نیست برای شما نمی دونم؟
اگرچه با این همه شهید و زندانی اصلا امسال برای من نیمه شعبان عید نیست برای شما نمی دونم؟
اي يوسف كنعاني وي نفحه روحاني
در دام رخت افتد هر كس كه تو بنشاني
در خرمن صبرم زد آتش به فغان اي گل
صد بار برون افتد اين آتش پنهاني
اي نرگس ناز من، وي ناز و نياز من
تا كي نظرم بر در، اي آيه رحماني
اي سوز و گداز من وي محرم راز من
اي فر زمين از تو اي طالع كيهاني
از يار نمي پرسم ،چون بند شود زلفت
كين راز نهان باشد از شاهد زنداني
يارب بنما لطفي در دايره رحمت
فردي برسان كز او عالم شده نوراني
اي مهدي راه حق وي نور ز حق مشتق
از پرده برون آور آن چهره يزداني
از سروده هاي اين حقير به مناسبت ولادت امام عصر ع
تهران 14/5/88
تولد امام حسين ع امام سجاد ع و حضرت عباس ع
رو به همه دوستان تبريك ميگم
و مژده مي دم فعلا از تعطيلي گروه منصرف شدم
دوستدار همتون مهرداد
سرانجام اعتراض به نام مجهول براي خليج فارس»درگوگلارتGoogle Earth، تابامداد روزجمعه به950.000هزارامضاء رسيده است. يعني بعد از هشتماه حالا ديگر فقط 50.000امضاء کم داريم ! بيشک ماايرانيهامردمان عجيبي هستيم؛ از يک سوعرب ستيزترين ملتِ گيتي هستيم وازطرف ديگر، گذرنامههاي تکتکمان ممهور است به مُهرسفارت ا=D 9ارات متحدهعربي درجواني و عربستان سعودي در=2 0پيري ازآن طرف دم زدن از وطنپرستي وتمدن دوهزاروپانصدسالهمان گوش فلک راکر کرده، و از اين طرف بهسختي توان گردآوريِ يکميليون امضا براي جلوگيري از تغيير نام خليجفارس را داريم؛ و در همان حال به راحتي يکميليون پيامک دردو ساعت براي عادل فردوسيپوروبرنامهاش ميفرستيم. واقعاً مسامحهکار و بيخيال شدهايم. اگر کسي را سراغ د اريد که هنوز
اين اعتراض را امضا نکرده، براي جمع کردنِ اين پنجاههزار امضاي باقيمانده اين نشاني و ضرورت و اهميتِ اين کار را به اويادآور شويد
http://www.petitiononline.com/sos?????/ petition.html
استدعا ميکنم هر20ايراني را که ميشناسيد،برايش ارسال نماييد.
مدیران محترم گروهحتی شما هم دیگه سری به اینجا نمی زنید؟ خودتون هم که گروهتونا فراموش کردین!
سیزده رجب گذشت و اینجا خبری نیست
سر فصل کتاب آفرینش زهراست
روح و ادب و کمال و بینش زهرااست
روزی که گشایند در از باغ بهشت
مسئول پذیرش و گزینش زهراست
ایام سوگواری بانوی دو عالم حضرت فاطمه (س) تسلیت باد
روح و ادب و کمال و بینش زهرااست
روزی که گشایند در از باغ بهشت
مسئول پذیرش و گزینش زهراست
ایام سوگواری بانوی دو عالم حضرت فاطمه (س) تسلیت باد
سال نو ، یا د آور تمام خوبی ها ی زندگی است .
... مردمی که عاشقانه دوستشان داریم
سرزمینی که جزئی از انیم
خاطراتی که با آن روزگار می سپریم ...
و تمامی آن لحظه های فراموش نشدنی که چشمان خود را می بندیم و در آرامش ، با لبخندی زندگی را لمس می کنیم
به امید آنکه قلب شما آکنده از دلایلی هر چند کوچک برای شاد زیستن در سال جدید و تمامی عمر باشد .
نوروزتان پیروز
دلت شاد و لبت خندان بماند
برایت عمر جاویدان بماند
خدا را می دهم سوگند بر عشق
هر آن خواهی برایت آن بماند
به پایت ثروتی افزون بریزد
که چشم دشمنت حیران بماند
تنت سالم سرایت سبز باشد
برایت زندگی آسان بماند
تمام فصل سالت عید باشد
چراغ خانه ات تابان بماند.
سال نو مبارک
معلی پسر خنیس برای دیدن امام صادق(ع) (در روز نخست بهار) به خا نه ایشان وارد می شود، امام از او می پرسد: از امروز چه میدانی؟
معلی اظهار بی اطلاعی کرده و تنها با اشاره به رفتار ایرانیان در این روز گفت: آنان امروز را بزرگ می دارند و به هم تبریک می گویند.
امام فرمود: گرامیداشت امروز به سبب وقایعی است که به تو می گویم؛
نخستین بار خورشید در این روز طلوع کرد ؛
خداوند از بندگان خود پیمان ستاند که تنها او را پرستش کنند و چیزی را شریک او قرار ندهند و پیرو رسول او،حجج الهی و اولیائش باشند ؛
کشتی نوح بر کوه جودی قرار گرفت ؛
ابراهیم خلیل بتها را شکست ؛
جبرییل بر پیامبر خاتم فرود آمد ؛
رسول خدا(ص)،حضرت علی(ع) را بر روی شانه اش قرار داد تا او بتهای قریش را از روی خانه خدا به زیر افکند ؛
برای امیرالمؤمنان علی(ع) در غدیر خم عهد و پیمان ستاند و در آن روز بر ولایت علی(ع) اقرار کردند؛ خوشا به حال آنانکه بر ولایت او استوار ماندند و بدا به حال کسانیکه آن پیمان را شکستند؛
نوروز روزی است که در آن قائم آل محمد(ص) ظهور می کند و خداوند او را بر دجال پیروز می گرداند. هیچ روزی نیست جز آنکه ما در آن، فرج او را انتظار می کشیم، نوروز از ایام ما می باشد ایرانیان آن را بزرگ داشتند و شما (عربها) آن را ضایع ساخته، کوچک شمردید.
امام در ادامه فرمود: سببش را جز ریشه داران در دانش، کسی نمی داند و نوروز همان روز نخست سال ایرانیان است.*
*( به نقل از وسایل الشیعه – حر عاملی ج٨ ص۱٧۳ )
معلی اظهار بی اطلاعی کرده و تنها با اشاره به رفتار ایرانیان در این روز گفت: آنان امروز را بزرگ می دارند و به هم تبریک می گویند.
امام فرمود: گرامیداشت امروز به سبب وقایعی است که به تو می گویم؛
نخستین بار خورشید در این روز طلوع کرد ؛
خداوند از بندگان خود پیمان ستاند که تنها او را پرستش کنند و چیزی را شریک او قرار ندهند و پیرو رسول او،حجج الهی و اولیائش باشند ؛
کشتی نوح بر کوه جودی قرار گرفت ؛
ابراهیم خلیل بتها را شکست ؛
جبرییل بر پیامبر خاتم فرود آمد ؛
رسول خدا(ص)،حضرت علی(ع) را بر روی شانه اش قرار داد تا او بتهای قریش را از روی خانه خدا به زیر افکند ؛
برای امیرالمؤمنان علی(ع) در غدیر خم عهد و پیمان ستاند و در آن روز بر ولایت علی(ع) اقرار کردند؛ خوشا به حال آنانکه بر ولایت او استوار ماندند و بدا به حال کسانیکه آن پیمان را شکستند؛
نوروز روزی است که در آن قائم آل محمد(ص) ظهور می کند و خداوند او را بر دجال پیروز می گرداند. هیچ روزی نیست جز آنکه ما در آن، فرج او را انتظار می کشیم، نوروز از ایام ما می باشد ایرانیان آن را بزرگ داشتند و شما (عربها) آن را ضایع ساخته، کوچک شمردید.
امام در ادامه فرمود: سببش را جز ریشه داران در دانش، کسی نمی داند و نوروز همان روز نخست سال ایرانیان است.*
*( به نقل از وسایل الشیعه – حر عاملی ج٨ ص۱٧۳ )
سبب نهادن نوروز آن بوده است که آفتاب سیصد وشصت و پنج روز و ربعی از شبانروز به اول دقیقه حمل باز آید به همان وقت و روز که رفته بود بدین دقیقه نتواند آمدن، چه هر سال از مدت همی کم گردد و چون جمشید آنروز را دریافت نوروز نام نهاد و جشن آیین آورد، و چنین گفتند موبدان عجم که ایزد تبارک و تعالی دوازده فریشته آفریده است،از آن چهار فریشته بر آسمانها گماشته است.
تا آسمان را بهر چه اندروست از اهرمنان نگاه دارند، چهار فرشته را بر چهار گوشه جهان؛ چهار فرشته در آسمانها و زمینها واهرمنان را دور میدارند از خلایق و این جهان اندر میان آن جهان چون خانه ای است نو در سرای کهن بر آورده. و گویند چون ایزد تبارک بدان هنگام که فرمان ستاند که جهان ثبات برگیرد تا تابش خورشید و منفعت او به همه چیزها برسد آفتاب از سر حمل برفت و آسمان او را بگردانیدو تاریکی از روشنایی جدا شد و شب و روز پدیدار شد و آن آغازی شد تاریخ جهان را. به فرمان ایزد حالهای عالم دیگرگون گشت و چیزهای نو پدید آمد مانند آنکه در خورد عالم گردش بودو چون آن زمان دریافتند آنروز را بزرگ داشتند و جشن گرفتند.
برگرفته از نوروزنامه خیام
تا آسمان را بهر چه اندروست از اهرمنان نگاه دارند، چهار فرشته را بر چهار گوشه جهان؛ چهار فرشته در آسمانها و زمینها واهرمنان را دور میدارند از خلایق و این جهان اندر میان آن جهان چون خانه ای است نو در سرای کهن بر آورده. و گویند چون ایزد تبارک بدان هنگام که فرمان ستاند که جهان ثبات برگیرد تا تابش خورشید و منفعت او به همه چیزها برسد آفتاب از سر حمل برفت و آسمان او را بگردانیدو تاریکی از روشنایی جدا شد و شب و روز پدیدار شد و آن آغازی شد تاریخ جهان را. به فرمان ایزد حالهای عالم دیگرگون گشت و چیزهای نو پدید آمد مانند آنکه در خورد عالم گردش بودو چون آن زمان دریافتند آنروز را بزرگ داشتند و جشن گرفتند.
برگرفته از نوروزنامه خیام
برگرفته شده از تارنگار تاریخ جشنها و زبان پارسی:
امروزه نوروز بزرگترین جشن باستانی ایرانیان است. گستره ی این جشن نه تنها در ایران که در میان تیره های گوناگون آریاییست. چه در کردستان و چه در آذرآبادگان و چه در تیره ی بلوچ و فارس و لر و.... این جشن با شکوه بزرگ و درخوری برگزار میشود. و این همان چیزیست که ایرانیان و تیره های آریایی برای یکپارچگی نیازمندند.
نوروز، جشن ایرانیان از روزگاران کهن پر شکوه ترین جشن بهاری در جهان بوده است. نوروز بهارانه ای است که روایت های تاریخ درباره پیدایش آن بسیار گوناگون است نوروز جشن شروع فروردین یا « فرودگان » است که یاد آور اجداد و نیاکان ما بود و چنان می پنداشتند که در پنج شب ، ارواح پاک مردگان ، برای دیدار سامان زندگی و روزگار بازماندگان به زمین فرود می آیند و در خانه و آشیانه خویش سرگرم تماشا وسرکشی می شوند . اگرخانه روشن و پاکیزه و ساکنان آن راحت وشاد باشند ، ارواح مسرور و سر افراز برمی گردند. اما درغیر اینصورت ، آنان اندوهگین وناراحت به جایگاه خویش باز می گردند وتا سال آینده چشم براه می نشینند.
فردوسی بزرگ درباره ی پیدایش نوروز چنین میگوید:
چو خورشید تابان میان هوا
نشسته برو شاه فرمانروا
بجمشید بر گوهر افشاندند
مران روز را روز نو خواندند
درباره ی پیدایش نوروز در روایتی دیگر چنین آمده است که نیشکر را جمشید در این روز یافت و مردم از کشف خاصیت آن متحیر شدند . پس جمشید دستور داد تا از ( شهد آن ) شکر ساختند و به مردم هدیه دادند . از این رو ، آن را نوروز نامیدند.
همچنین گفته شده که اهریمن ، بلای خشکسالی و قحطی را بر زمین فرو نشانید . اما جمشید به جنگ با اهریمن پرداخت و درپایان او را شکست داد . آنگاه خشکسالی، قحطی ونکبت را بر روی زمین از ریشه بخشکانید و به زمین بازگشت با بازگشت ویدرختان و هر نهال و چوب خشکی سبز شدند . پس مرد م این روز را « نوروز » خواندند و هر ﮐس به یمن و خجستگی در تشتی جو کاشت و این رسم سبزه نشانیدن در ایام نوروز از آن زمان به امروز باقی مانده است.
سر سال نو هرمز فروردین
بر آسوده از رنج روی زمین
بزرگان به شادی بیاراستند
می و جام و رامشگران خواستند
چنین جشن فرخ از آن روزگار
بما ماند از آن خسروان یادگار
نوروز در تخت جمشید:
همانگونه که گفته شد‚ یکی از کاربرد های تخت جمشید برگزاری جشن نوروز در آنجا بوده در اینجا به برخی تفصیر های اساطیری نوروز اشاره میشود :
یکی از آنها باورمندی به فرود آمدن فروهرها در نوروز است. باور دیگر این است که در نوروز فروهر انسان از آسمان به زمین آمد و در کالبد انسان جای گرفت و در این روز فروهر درگزشتگان به زمین باز میگردد. در اسطوره دیگر آمده است نوروز اولین روز پادشاهی جمشید پس از ساختن قصری با شکوه است و اسطوره دیگر نوروز را روزی میداند که جمشید واحد های اندازه گیری را تایین نمود. واحد اندازه گیری طول 1 بند انگشت (اینچ) در تخت جمشید به کار میرفته که هر واحد آن برابر 2.2 سانتیمتر بوده.
در خیام نامه آمده است :
چون از امیری جمشید 421 سال گذشت ، جهان از او یکسره راست همی آمد .ایران و ایرانیان هم مطیع و مرید او شدند تا بفرمود گرمابه های بسیار ساختند و سیم و زر از معادن بر آوردند و دیبای ابریشمی بافتند که آن روز ، روز اول « حمل » بود . پس جشنی بر پا ساخته و نوروزش نام نهاد تا هر سال چو فروردین آید ، آن روز را جشن گیرند.
در میان اقوام آریایی که وارد ایران شدند ، جشن سال نو در به دو گونه زیر بوده است :
آریاییها در روزگاران باستانی دارای دو فصل گرما و سرما بودند . فصل سرما دارای دو ماه و فصل گرما دارای ده ماه می شد . ولی پس از مدتی ، تابستان دارای هفت ماه و زمستان دارای پنج ماه شد . در هر یک از این دو فصل جشنی برگزار می کردند که هر دو این جشنها را آغاز سال نو گفته می شد. در جشن نخست که به هنگام آغاز فصل گرما یعنی به هنگامی که گله ها را از آغل به چمنهای سبز و خرم می کشانیدند و از دیدن چهره ی گرمابخش خورشید شاد می شدند. جشن دوم با شروع سرما آغاز می شد . در این روزها گله را به آغل باز می گرداندند و با توشه های اندوخته از آنها نگهداری می کردند . بر پایه شواهد و قرا ئن ، جشن نوروز حتی به هنگام تدوین بخش کهن اوستا نیز در آغاز بهار بر پا می شده و شاید به ریختی که اکنون بر ما نمایان نیست آن را در برج مزبور ثابت نگاه می داشتند .
جشن نوروز شش روز پشت سر هم دنبال میشد و در این روزها ، سلاطین بار عام می دادند و مهتران خاندان خود را به ترتیب می پذیرفتند و به حاضران عیدی می دادند . در روز نخست سال مردم زود از خواب برمی خواستند ، به کنار نهرها و قناتها و خود را می شستند و به یکدیگر آب می پاشیدند و شیرینی تعارف می کردند . صبح قبل از آنکه کلامی گویند ، شکر یا عسل می خورند و برای حفظ بدن از نا خوشی ها و بدبختی ها روغن به تن می مالیدند.
ابزارهایی که در زمان جمشید پادشاه اسطوره ای ایران ساخته شد:
جنگ افزارهای گوناگون:
بفر کیی نرم کرد آهنا *** چو خود و زره کرد و چون جوشنا
چو خفتان و تیغ و چو بر گستوان *** همه کرد پیدا بروشن روان
بافتن پارچه و دوختن و شستن آن:
زکتان ابریشم و موی قز *** قصب کرد پرمایه دیبا و خز
بیاموختشان رشتن و تافتن *** بتار اندرون پود را بافتن
چو شد بافته شستن و دوختن *** گرفتند از و یکسر آموختن
خشت و گچ:
بفرمود پس دیو ناپاک را *** بآب اندر آمیختن خاک را
هر آنچ از گل آمد چو بشناختند *** سبک خشت را کالبد ساختند
بسنگ و به گچ دیو دیوار کرد *** نخست از برش هندسی کار کرد
ساختن گرمابه و کاخ:
چو گرمابه و کاخهای بلند *** چو ایران که باشد پناه از گزند
سیم و زر و یاقوت:
بچنگ آمدش چند گونه گهر *** چو یاقوت و بیجاده و سیم زر
پزشکی و درمان:
پزشکی و درمان هر درد مند *** در تندرستی و راه گزند
کشتی و دریانوردی:
گذر کرد از آن پس به کشتی بر آب *** ز کشور به کشور گرفتی شتاب
اما نوروز ، پس از مرگ جمشید نیز به زندگی خود ادامه داد . نوروز از همه ی تاخت و تازهای مغولها، یونانیان، تازیان، ترکها و... جان سالم بدر برد. چرا که نوروز در خون مردمان آریایی جاریست.
هر روزتان نوروز **** نوروزتان پیروز
منم به نوبه ی خودم نوروز رو به همه ی بچه ها تبریک میگم
ایشالله سال پر باری داشته باشیدir
پروردگاریگانه را سپاس می گوییم که بار دگر و با آمدن بهار دگر ما را به اندیشیدن واداشت.
چشم به آینده داریم که در سال نو چه خواهد شد و چه زیباست به خود بگوییم در سال نو چه خواهیم کرد. پروردگار مهربان کردار نیک را به گیاهان ارزانی داشت ومی بینیم درخت سیب هیچگاه گلابی نخواهد داد و کردار نیک واندیشه ی نیک را به جانوران هدیه نمود تا تلاش کنند و زندگی را آنگونه که باید به انجام رسانند و کردار نیک و اندیشه ی نیک و گفتار نیک را به انسان وا گذاشت تا خود اراده کند که کدامین راه را پیشه گرداند او نخستین اندیشه ی نیک را که عشق است به ما آموخت و نخستین کردار نیک را که مهر است به مادر یاد داد و در آغاز هر سال نخستین سخن شادباش را بر زبان ما نشاند و این سرمشق زندگی از اوست
بهاران فراوان آمده است و خواهد آمد واین فراز و نشیب ها که می بینیم از ما سرچشمه میگیرد از ایزد یکتامی خواهیم که پیوسته ما را در فراز ها نگه دارد و از نشیب ها دور.
عيد نوروز را به همه دوستان تبريك عرض مي نمايم.
بهار آمد و عطر ختن از جانب ايران همه برپاست
از بوي گلش گلشن ايران همه برجاست
من هم ولاديت پيامبر بزرگ اسلام حضرت محمد مصطفي(ص) و ششمين جانشين حضرت امام صادق (ع) او را به دوستداران وعلاقه مندانشان تبريك عرض مي كنم
زمستان ملال انگیز بگذشت
بهاران خنده بر لب آشنا کرد
پیشا پیش فرارسیدن بهار دل انگیز را به همه دوستان
تبریک می گم
بهاران خنده بر لب آشنا کرد
پیشا پیش فرارسیدن بهار دل انگیز را به همه دوستان
تبریک می گم
اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و السر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک
سلام و درود بیکران خداوند بر مظاهر عشق
پروردگار رحمت و مهربانی، و خاندان پاکش
عید بر عاشقان مبارک
سلام و درود بیکران خداوند بر مظاهر عشق
پروردگار رحمت و مهربانی، و خاندان پاکش
عید بر عاشقان مبارک
ماه فروماند از جمال محمد
سرو نباشد به اعتدال محمد
قدر فلک را کمال و منزلتی نیست
در نظر قدر با کمال محمد
وعده دیدار هرکسی به قیامت
لیلة اسری شب وصال محمد
آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی
آمده مجموع در ظلال محمد
عرصه گیتی مجال همت او نیست
روز قیامت نگر جمال محمد
وانهمه پیرایه بسته جنت فردوس
بو که قبولش کند بلال محمد
همچو زمین خواهد آسمان که بیفتد
تا بدهد بوسه بر نعال محمد
شمس و قمر در زمین حشر نتابد
نور نتابد مگر جمال محمد
شاید اگر آفتاب و ماه نتابد
پیش دو ابروی چون هلال محمد
چشم مرا تا به خواب دید جمالش
خواب نمی گیرد از جمال محمد
سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی
عشق محمد بس است و آل محمد
دگر بار سرانگشتان لطیف نسیم بهاری
گونه ی گلستان هستی را نوازش داد
تا رویش امید را در گلزار زندگی نوید بخشد
"پيشاپيش، نوروز بر همگان مبارک"
ميلاد
وعده ي زرتشت نبي؛
رهرو ابراهيم بت شکن؛
امين پروردگار؛
ختم رُسُل؛
پيامبر مهربانمان؛
!!!احمد مصطفي (ص) مبارک
*********
فروزان از دو مشرق در سحرگاهان، دو ماه آمد
دو خورشيد جهان افروز، در دو صبحگاه آمد
دو موسي در دو دريا يا دو يوسف از دو چاه آمد
دو رهرو يا دو رهبر يا دو مشعل دار راه آمد
دو شمع جمع بزم جان، دو رکن محکم ايمان
دو بحر رحمت و غفران، دو دست قادر منان
دو آدم خو، دو يوسف رو، دو موسي يد، دو عيسي دم
دو شمع جمع انسانها، دو شاه کشور جانها
دو باب الله احسانها، دو بسم الله عنوانها
دو سرو باغ و بستانها، دو باغ روح و ريحانها
دو واجب جاه امکانها، دو مشعل دار کيهانها
دو خالق را نماينده، دو قران را سراينده
دو رحمت را فزاينده، دو دلها را رباينده
يکي را بر اولياء سادس، يکي را بر انبياء خاتم
ای با من و پنهان شده از دل
سلامت می کنم
تو کعبه ای هر جا روم
وصف مقامت می کنم
آغاز امامت و ولایت آخرین منجی عالم
بر همگان مبارک
سلامت می کنم
تو کعبه ای هر جا روم
وصف مقامت می کنم
آغاز امامت و ولایت آخرین منجی عالم
بر همگان مبارک
شمس و قمرم آمد سمع و بصرم آمد
وان سيمبرم آمد وان كان زرم آمد
مستي سرم آمد نور نظرم آمد
چيز دگر ارخواهي،چيز دگرم آمد
آن راه زنم آمد ، توبه شكنم آمد
وان يوسف سيمين بر ناگه به برم آمد
از مرگ چرا ترسم كو آب حيات آمد
وز طعنه چرا ترسم چون او سپرم آمد
از حد چو بشد دردم در عشق سفر كردم
يا رب چه سعادت ها كه زين سفرم آمد
غزلات شمس
سالروز آغاز امامت مهدي فاطمه (عچ الله تعالي فرجه الشريف ) رو خدمت دوستان تبريك مي گم
"پانزدهم اسفند، روز درختكاری"
به دست خود درختی می نشانم
به پایش جوی آبی می کشانم
کمی تخـم چــمن بر روی خاکش
برای یــادگاری می فشـــانم
درخت یكی از زیباترین مظاهر خلقت و جلوه ای از تجلیات آفریدگار عالم است. درخت نماد آبادانی و شاخص سبزی و خرمی و مظهر زندگی و باعث تلطیف هوا و موجب آسایش و رفاه شهروندان و صفا و پاكی طبیعت می باشد، درختان همواره در زندگی بشر موثر بوده اند. قرنهاست كه آدمی در سایه شاخسارشان از شدت گرما و تابش خورشید در امان مانده و از میوه های الوان و شیرینشان بهره مند گشته است. آوای پرندگان كه در لابلای شاخسارشان مأوا گزیده اند، روح و جانش را صفا بخشیده و قلب وی را مملو از خوشی و شادابی نموده است. در دل زمستان سرد نیز بار دیگر به مدد هیمه ای كه از تنه درختان فراهم آورده و آتشی كه از آن افروخته سرما و یخبندان را تاب آورده و با آنها دست و پنجه نرم كرده است و بار دیگر این شكوفه های زیبای درختانند كه به او نوید فرا رسیدن بهاری دل انگیز را می دهند.
من و تو با دستهایمان نهال کوچک را به خاک سرد اسفند میسپاریم و آفتاب، گرمای خویش را هدیه راه طولانیاش میکند و آب، با پاکیاش بدرقه شکفتناش میشود. زمینِ سبز، دوست داشتنی و خیالانگیز است. چشم را نوازش میدهد و زبان را به تسبیح وا میدارد. ما با هم در روز درختکاری قراری سبز میگذاریم و همدیگر را به کاشت و حفظ این موجود زیبای خداوندی سفارش میکنیم. این قامت بلند و باشکوه، طلای سبزی است که زیستن، شکوفایی، حرکت و پویایی را به ما میفهماند. خداوند این موجود سبز و بابرکت را مایه عبرت، حکمت و قدرت خویش قرار داده است و ما نیز در جهت باروری این حكمت بی نظیر و ارزشمند تلاش خواهیم كرد.
،پانزدهم اسفند، روز درختکاری
بر شما سبز اندیشان گرامی باد





