group discussion


42 views

topic: شعری برای یک عکس از جنگ


Comments (showing 1-9 of 9) (9 new)    post a comment »
dateDown_arrow    newest »

message 1: by mansoureh (new)

71520 چه راحت و آرام

در میان دشت زیبا

_ بر خاک فتاده _

خفته بودند

مرد و زن و کودک.

و پیراهنی خون آلود

آن سوترها

سبزی یک دست علف را

خدشه دار کرده بود.

مردگان زیبا!

منصوره اشرافی


997526 maybe i should leave this group... english or the other language?


1512863 شعری بود زیبا منصوره جان


message 4: by Sahel (new)

1622586 شعری بود زیبا


message 5: by Behnam (new)

1343924 يه تابلو هم بايد درست كنن
.
ورود جنگ ممنوع
.
باشه عنوانش
.
خواندني بود شعرت


message 6: by Pars (new)

1258727 سلام بسيار زيبا بود اما...


message 7: by Mahsa (new)

1407967 جنگ ما
همنفسی
سبز شدن
در چمن خاطره ها
روییدن
پر زدن
تا قفس فاصله را
بشکستن
پیوستن
جنگ ما
عشق
خطر کردن و
یکجا
به اسارت رفتن
آن نبردی
که به یغما
دل ما
را برده
اثرش
سوخته گنجی ست
که سرباز گروگان شده
است
به بهایی
که همان
خواستن است
جبهه دلشدگی
چشمه جوشان
تن آتشکده
است
که خدایی
شب هنگامه
تماشاگر این سوختن
است
کشتن و
کشته شدن
مردن و
یکبار دگر
از نفس عاشق خود
زنده شدن


message 8: by Mahsa (new)

1407967 ای جنگ جنگ جنگ
ای جنگ آدمی کش ای جنگ تیز چنگ
فرزند من کجاست
روی کدام خاک غریبی غنوده است ؟
در خواب دیدمش
از روی تپه های شقایق
چون ابر می گذشت
سر در پی اش نهادم و با نام خواندمش
گم شد فراز دشت
اینک ای جنگ کینه جو
با من بگو که او
روی کدام پشته به غربت عنوده است
روی کدام سنگ
با گل به گل شقایق پر پر به پیرهن
با تیره فام توده خاکی درون چنگ؟




message 9: by Bahram (new)

Nophoto-m-25x33 ای جنگ پدران ما را بردی
برادرانمان را کشتی
خواهرانمانرا گریاندی
هنوز مادرانمان
داغدارند
اکنون از
ما
چه
میخواهی؟


back to top


unread topics | mark unread