group discussion
topic:
طنز شيرين >
عشقولانه من
Comments
(showing 38-87)
post a comment »
عشق یعنی عشق يعني يك سلام و يك درود عشق يعني درد و محنت در درون عشق يعني يك تبلور يك سرود عشق يعني قطره و دريا شدن عشق يعني يك شقايق غرق خون عشق يعني زاهد اما بت پرست عشق يعني همچو من شيدا شدن عشق يعني همچو يوسف قعر چاه عشق يعني بيستون كندن بدست عشق يعني آب بر آذر زدن عشق يعني چون محمد پا به راه عشق يعني عالمي راز و نياز عشق يعني با پرستو پرزدن عشق يعني رسم دل بر هم زدن عشق يعني يك تيمم يك نماز عشق يعني سر به دار آويختن عشق يعني اشك حسرت ريختن عشق يعني
20.07 12/2 سكوت بهترين تفسير دوست داشتن است
دوستان، فرشته هايي هستند كه شما را بر روي پاهايتان بلند ميكنند، زماني كه بالهاي شما به سختي به ياد ميآورند چگونه پرواز كنند
20.09 12/2 دوستان، فرشته هايي هستند كه شما را بر روي پاهايتان بلند ميكنند، زماني كه بالهاي شما به سختي به ياد ميآورند چگونه پرواز كنند
S.Parisan wrote: ""عشق يعني وقتي ميخواي برسونيش راديو پيام رو روشن کني و ببيني کدوم مسير پر ترافيک تره! ";)"
چه جالب
تو سیب کدامین درخت پرتقالی که هر دانه انارت به سرخی گیلاسهای درخت موز است ای گلابی من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
عشقولانه یک دیوانه
Mehrdad wrote: "عشق از منظر طلاق گرفته ها:عشق یعنی باختن
زندگی را با هر الاغی ساختن"
:D
ایول عزیز
اینو خوب اومدی
Farzane wrote: "در زندگي افرادي هستند كه
مثل قطار شهربازي هستند.
از بودن با اونا لذت مي بري
!ولي باهاشون به جايي نمي رسي
"
!!!جالب بود
;-)
در زندگي افرادي هستند كه
مثل قطار شهربازي هستند.
از بودن با اونا لذت مي بري
!ولي باهاشون به جايي نمي رسي
از شامپوي وجودت كفي زديم بر سر
در سر هوا فتاد و دل شد تميز يارا
اي كاش تا نهايت شويم به اين وسيله
سر را كه هي فزايد عشقت به دل صفارا
اي گل فروش عطار اين مشك چند داري
تاعطر اين فضاحت بردارد عالمي را
عشقت به بيابان وجودم زده آتش
هرگز نكنم ناله كه در آن خللي نيست
آره عزيزم هيچ خاري در وجودم نيست كه بسوزه
عشق آلوچه نیست که بهش نمک بزنی، دختر همسایه نیست که بهش چشمک بزنی، غذا نیست که بهش ناخونک بزنی، رفیق نیست که بهش کلک بزنی عشق مقدسه , باید جلوش زانو بزنی
البته منم كامل باشما موافقم
فقط چون جنسش خيلي خوبه اصلا پاك نميشه
فقط مي توني اينجور اينجور بمالي به لباست تا ليزيش رو حس نكني
الهام خانوم
دست مريزاد بابا شمام اهل ادب بودي ما اينجوري در به در دنبال مودب
تكه هاتون همه زيبا و صفا داد مرا
دو سه تا ديگه بينداز شايد ما هم بشويم؟
ممنون از اشعار زيبا تون
دوستدارتان مهرداد
عشق ،یعنی که تکان خورده و سرپا بشویم
زورکی هم که شده در دل هم جا بشویم
دست در دست هم اصلا ندهیم و نرویم
مگر آن وقت که دیوانه و تنها بشویم
عینک تیره و تیپ و هیجان و بلوتوث
همه جا چشم به راه اس ام اس ها بشویم
عشق ، یعنی من و تو ، هیچ نگوییم به هم
زیر عینک خرکی محو تماشا بشویم
تکیه بر هیچ نهادی ندهیم و خودمان
خودکفایی بنماییم و متکّا بشویم
گر که دیدیم که پولی به زمین افتاده ست
متفاهم ، متبسّم شده ، دولّا بشویم
عشق ، یعنی که فقط عاشق پیتزا نشویم
گاه بریانی و گاهی لازانیا بشویم
نتواند احدی تفرقه ایجاد کند
جمعمان را بزند برهم و منها بشویم
آنقَدَر کم شود این فاصله هامان که شود
جلوی تاکسی ِ شهری من و تو ، "ما " بشویم
عشق ، یعنی من وتو راز دل هم باشیم
نه که مشهور تر از وامق و عَذرا بشویم
من وتو ؟...نه !...تو و من ...ما ؟...تو و من ؟...نه !...من وتو
بختمان یار شود آدم و حوّا بشویم
چشش از میوه ی ممنوع ؟ - همین باد حلال !
با همین طنز دلی صاحب فتوا بشویم
عشق ، یعنی دل من با دل تو جور شود
"بشوم " با " بشوی " جمع شود ، تا " بشویم "
من وتو پنجره هستیم پر از گرد وغبار
شیشه را پاک نماییم که زیبا بشویم
- نه که آن پنجره باشیم به ماشین ِ طرف
وقت آشغال پرانی همه جا وا بشویم –
آنقَدَر صبر که شاید علفی سبز شود
پای هم پیر شویم و متوفّی بشویم !
ممنون از تذكر بجاتون
با اين كار هم درد سر فكر كردن ندارين هم هركاري بكنين ميگن طرف عاشقه حرجي بهش نيست
عشق دوست داره كه انقدر دوستش داريم
واي به روزي كه ناز كردنش بگيره
بي وفايي خيردار ميشه
خيانت
بزدلي
فراموشي رو صدا مي كنه
تا سر كوچه دل
حالت رو بگيرن













