Group Discussion

IRAN IRAN

Topic: History of IRAN > بخش هایی از وصیت نامه ی داریوش کبیر و منشور کوروش بزرگ

Comments (showing 1-8 of 8) (8 new)

dateDown_arrow    newest »

message 1: by Katayoun (new)

Katayoun | 24 comments اکنون که من از دنیا می روم بیست و پنج کشور جزءامپراتوری ایران است و در تمامی این کشورها پول ایران رواج داردوایرانیان در ان کشورها دارای احترام هستندومردم ان کشورها نیز در ایران دارای احترامند.جانشین من خشایارشاه باید مثل من درحفظ این کشورها کوشا باشدوراه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی انها مداخله نکند ومذهب وشعائر انان را محترم شمارد.
هرگز دوستان وندیمان خود رابه کارهای مملکتی نگمار و برای انان همان مزیت دوست بودن با تو کافیست چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی بگماری و انان به مردم ظلم کنندواستفاده ی نامشروع نمایند نخواهی توانست انها را مجازات کنی چون ناچاری رعایت دوستی نمایی.
هرگز دروغگوومتملق رابه خود راه مده چون هر دو افت سلطنت اندو بدون ترحم دروغگو را از خود بران.
هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط مکن وبرای اینکه عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند قانون مالیات را وضع کردم که تماس انها را با مردم خیلی کم کرده است.
امر اموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا اینکه فهم و عقل انها بیشتر شودوهر چه فهم و عقل انها بیشتر شود تو با اطمینان بیشتری حکومت خواهی کرد.
همواره حامی کیش یزدان پرستی باش اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی کندوپیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید ازاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد پیروی کند.
هرگز خودت هم مدعی هم قاضی نشو زیرا کسی که مدعی است اگر قضاوت کند ظلم خواهد کرد.
هرگز از اباد کردن دست برندار زیرا که اگر از اباد کردن دست برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت زیرا قاعده این است وقتی کشوری اباد نمی شود رو به ویرانی می رود.
عفو و دوستی را فراموش مکن و بدان بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت.ولی عفو باید فقط موقعی باشد که کسی نسبت به تو خطایی کرده و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای.
قبر مرا مسدود نکن تا هر زمانی که می توانی وارد قبر شوی تابوت سنگی مرا انجا ببینی و بفهمی که من پدرت پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور سلطنت می کردم مردم و تو نیز خواهی مرد زیرا که سرنوشت ادمی این است که بمیرد.خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشد خواه یک خار کن و هیچ کس در این جهان باقی نخواهد ماند...


message 2: by Sina (new)

Sina | 659 comments ممنونم كتايون جان از مطلب خيلي قشنگت.


message 3: by Shilan (new)

Shilan Tahami Nasab (shilantn) | 1 comments یا حق
مممنونم که چاپ کردی دقیقا عین زمان ماست این نوشته و فرقی با زمان داریوش کبیر نداریم بعله واقعا عین همین زمان معاصر ما هست.
فدات
وقت کردی به ما هم سر بزن
www.akhsham.blogfa.com


♀☻ஆ(¸.•'´Pal2aSt0o `'•.¸) | 10 comments اینجا ایران است . سرزمین زرتشت کوروش و بابک و آرش و کاوه روز مردش تولد علی تازی -روز زنش تولد فاطمه تازی - روز دخترش زادروز معصومه تازی جشن های مهمش تولد مهدی و محمد تازی بعثت و غدیر -روزها ی عزاش محرم و مرگ تازیان - چه شد مهرگان و تیرگان وسپندارمزگان و..



message 6: by Sina (new)

Sina | 659 comments متن منشور آزادی کوروش بزرگ:

[منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد. شاه چهار گوشه‌ی جهان، پسر کمبودجیه، نوه‌ی کوروش، نبیره‌ی چیش پش. آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه‌ی مردم گامهای مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل به تخت شهریاری نشستم. مردوک خدای بزرگ، دلهای پاک مردم بابل را متوجه من کرد. زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم. ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. برده داری را برانداختم و به بدبختیهای آنان پایان بخشیدم. وضع داخلی بابل و جایگاههای مقدسش، قلب مرا تکان داد. من فرمان دادم که هیچ کس اهالی شهر را ساقط نکند. فرمان دادم که همه‌ی مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند. مردوک خدای بزرگ از کردار من خشنود شد. او برکت و مهربانی اش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم. من همه‌ی شهرهایی را که ویران شده بود، از نو ساختم. فرمان دادم همه‌ی نیایشگاههایی را که بسته شده بود، بگشایند. همه‌ی مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند به جایگاههای خود برگرداندم و خانه‌های ویرانشان را آباد ساختم. باشد که دلها شاد گردد. من برای همه‌ی مردم جامعه ای آرام مهیا ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم عطا کردم. من به تمام سنتها و ادیان بابل و اکد و سایر کشورهای زیر فرمانم احترام می‌گذارم. همه‌ی مردم در کشورهای تحت فرمانم در انتخاب دین، کار و محل زندگی آزادند. تا زمانی که من زنده ام هیچکس اجازه ندارد اموال و داراییهای دیگری را به زور تصاحب کند. اجازه نخواهم داد کسی دیگری را وادار به انجام کار بدون مزد کند. من جلوی برده داری و برده فروشی از زن و مرد را می‌گیرم و کارکنان دولت من نیز چنین کنند تا زمانی که این سنت زشت از روی زمین برچیده شود. هیچکس نباید به خاطر جرمی که اقوام یا بستگان او مرتکب شده‌اند، مجازات شود.:]



message 7: by Sina (new)

Sina | 659 comments کورش است این از نژاد پارسیان راستگو آسمان کیشی که می بخشد زمین را آبرو

آن که بر آژی دهاک ِ کینه عشق آموخـــــــته آنکه بابل را به خون مردمان نفروخــته

آنکه از زرتشت و موسی هم پیام آورتراسـت درجهان عشق ازکل جهان عاشقتر است

آنکه قصدش از جهان گیری جهانخواری نبود مثل آشور و سومر اهل ستمکاری نبــود

او جهان را می گرفت از دســـت اربابان زور تا ببخشد عشق و آزادی و ابزار شعور...

...کاش بودی تا ببینی صحنه ی مرغــــاب را ســـد سیـــــوند و تمدنهای زیــر آب را...


message 8: by Sina (new)

Sina | 659 comments نخستین سرود ملی ایران

نخستین سرود ملی ایران مربوط به دوره قاجار است که موسیقی آن توسط موسیو لومر، موسیقی‌دان نظامی فرانسوی اعزامی به ایران در دوره قاجار، تصنیف شده است. این سرود در اصل برای پیانو نوشته شد و یک بار هنگام ورود مظفرالدین شاه قاجار و در حضور وی در پاریس اجرا گردید.[۴:] اجرای آن توسط ارکستر ملل[نیازمند منبع:] نخستین اجرای رسمی و ارکسترال آن است كه به پیشنهاد رهبر کنونی ارکستر ترانه‌ای برای آن توسط بیژن ترقی سروده شد و با اصلاحاتی در هارمونی و افزودن بخش‌های تازه به آن توسط سياوش بيضايی برای اركستر نيز تنظيم و به همراه خواننده اجرا گردید. از این سرود اجرای تازه‌تری نیز موجود است که با تغییرات اندکی در شعر همراه است.
نام جاویدِ وطن صبح امیدِ وطن
جلوه کن در آسمان همچو مهر جاودان
وطن ای هستی من شور و سرمستی من
جلوه کن در آسمان همچو مهر جاودان
بشنو سوز سخنم که "هم‌آواز" (اجرای دوم: هوادار) تو منم
همهٔ جان و تنم وطنم وطنم وطنم وطنم
بشنو سوز سخنم که نواگر این چمنم
همهٔ جان و تنم وطنم وطنم وطنم وطنم
همه با یک نام و نشان به تفاوت هر رنگ و زبان
همه با یک نام و نشان به تفاوت هر رنگ و زبان
همه شاد و خوش و نغمه‌زنان ز صلابت ایران جوان
"ز صلابت ایران جوان" (اجرای دوم: ز اصالت ایران کهن) ز صلابت ایران جوان

در اجرای دوم این بیت‌ها دوباره خوانده می‌شوند:
نام جاویدِ وطن صبح امیدِ وطن
جلوه کن در آسمان همچو مهر جاودان
بشنو سوز سخنم که هم‌آواز تو منم
همهٔ جان و تنم وطنم وطنم وطنم وطنم
همه با یک نام و نشان به تفاوت هر رنگ و زبان
همه با یک نام و نشان به تفاوت هر رنگ و زبان
همه شاد و خوش و نغمه‌زنان ز صلابت ایران جوان
ز اصالت ایران کهن ز صلابت ایران جوان
بشنو سوز سخنم که نواگر این چمنم
همهٔ جان و تنم وطنم وطنم وطنم وطنم
http://fa.wikipedia.org


back to top

post a comment »
unread topics | mark unread