انجمن شعر discussion

16 views
مقالات و مباحث > روشنفکری و شعر

Comments (showing 1-2 of 2) (2 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Mohammadali, Hasanloo (new)

Mohammadali Hasanloo (09354609059) | 145 comments Mod
روشنفکری و شعر:علیرضا عباسی

1- شايد طرح عنواني به نام شناخت المان هاي روشنفكري در شعر، كه يك ويژگي ممتاز و متمايز هنري محسوب مي شود كمي عجيب و چالش برانگيزبه نظر برسد چرا كه شناسه ي ذهني موجود در زمينه ي هنرو هنر نوشتاري ، در فراز و نشيب تاريخ زيبايي شناسي ، مفهوم خردورزي ، عميق نگري و متفاوت بيني را بصورت نهادينه در خود پذيرفته است و از طرفي نمي توان تعريفي ذات باورانه از روشنفكر و فعاليت روشنفكري ارائه كرد كه صفت مطلق فردي محسوب شود و اين شايد به گستردگي زمينه هاي فكر مربوط باشد.

اهميت چنين موضوعي را مي توان در اين پنداشت كه يكي از نقاط اشتراك هر اثر هنري با مخاطبانش علاوه بر حس و دريافت ديداري و شنيداري ، دريافت پنداري است كه بر آمده از شاخصه ي انديشه ي مولف مربوط به جهان بيني وي مي باشد و از آنجا كه فكر بعنوان مولفه اي ممتاز در نهاد انساني قرار دارد و اثر هنري برتافته از ويژگي هاي دروني آميخته با تجربه هاي بيروني است، كشف لايه هاي انديشه درآن ميسر مي باشد و مي توان ازشاخصه ي انديشه به زيرساخت توانمندي در شكل دهي و پرداخت آثار تعبير كرد.

اما آنچه مي تواند مورد اهميت باشد تاثير اثر هنري از ميزان و نوع ِ تفكر هنرمند است كه نسبت به بلوغ پنداري وي از رنگ بيشتري برخوردار مي شود و آنجا كه هنرمند در وجوه فكري خود به ويژگي هاي روشنفكر نزديك باشد قابل بررسي ست كه اثر هنري وي تا چه ميزان متاثر از وجه روشنفكري او مي باشد.

به همين مناسبت براي تعريف از روشنفكر و فعاليت روشنفكري اش نيازبه زمينه هاي خاصي احساس مي شود كه بتوان فعاليت فكري در آنها را به روشنفكري تعبير كرد.

كابري فكر در زمينه هايي كه مي توانند در خرد جمعي جريان داشته باشند بسيار متنوع و پيچيده مي نمايد اما بطور مستقل مي توان نشانه هاي كارروشنفكري را از زمينه هاي اجتماعي دريافت كرد واين مي تواند راهگشايي باشد براي استنباط از وضعيتي كه كارروشنفكري در آن تمييز داده شود و روشنفكردر زمينه ي فعاليت فكري معين قابل شناسايي باشد ، تفكر تحليل گر و نقاد در بسترهاي عمومي و اجتماعي كه جايگاه تلفيق انديشه هاي جمعي است مي تواند نوع موثري از شكل گيري فعاليت روشنفكري باشد.

همچنان كه ويژگي تفكر انتقادي در عصر حاضر از تفكرات روشنگرانه پيشي گرفته است مي توان جايگاه ويژه ي تفكرات انتقادي را در فعاليت هاي روشنفكري احساس كرد ، آنچنانكه - بابك احمدي - انتقاد را روح اصلي كار روشنفكري مي داند و در تعريف خود ازروشنفكري (كارروشنفكري - بابك احمدي) ، برجسته سازي يك فعاليت كرداري - فكري جهت گسترش افق گفتماني ، ارتباط آن با زندگي اجتماعي و بيرون آمدن حلقه هاي فكري جديد در تلفيق با تفكرات رايج اجتماعي را نشانه هاي تبديل فعاليت كرداري - فكري به روشنفكري مي داند.

اگر در حال حاضر، خواننده ، خود را نسبتا واقف به درك از چنين اصطلاحي بداند ممكن است سئوالات جالب و قابل توجهي در ذهنش پيش بيايد از قبيل اينكه آيا هنرمند را مي توان صرفا بدليل برخورداري از ويژگي هنري كه مي تواند متضمن خرد او باشد، روشنفكر پنداشت ؟

آيا مناسبتي بين روشنفكري و هنر مي توان يافت و در اينصورت ابتدا بايد كداميك را در اثر هنري جستجو كرد و بطور يقين ميتوان ادعا كرد كه فعاليت روشنفكري كه برگرفته از خردي جمعي در نهادي فردي ست قابليت بازتاب در آثار هنري را مي يابد؟

اگر يك روشنفكر در زمينه اي خاص از هنرنيز مستعد و پرورده باشد ، كارفكري او در رده ي روشنفكري با خصوصيات هنري اش تا چه ميزاني قابليت آميختگي دارد؟

و بطوركلي اينكه آيا مي توان از اثر هنري ، خاصه در وجه نوشتار و منحصرا شعر ويژگي هاي روشنفكري را دريافت و اگرچنين امكاني بوجود آيد به اصالت هنر موجود در اثر هنري لطمه اي وارد نخواهد شد؟

عليرغم عدم چارچوب پذيري شعر در تعريف با نگاهي هرچند گذرا به منابع تاريخ هنر درخواهيم يافت شاخصه هاي تعيين شده اي با فراز و نشيب در دوره هاي مختلف وجود داشته و دارند كه در شناخت شعر و درك هنري از آن نقش ويژه اي ايفا مي كنند واين شاخصه ها ارتباط مستقيم با دريافت زيبايي شناختي دارند كه در شعر به استنباط تصويري ، تخيلي و فكري تعبير مي شوند.

با مرور تجربه در تاريخ زيبايي شناسي تمايز زيبايي هنري از كيفيت زيبايي در پديده ها استنباط شده است و درك زيبايي از شعر در وجهي هنري بر اساس المان هايي صورت مي پذيرد كه قابل دريافتند و در اين شاخه ي هنري كمتر به ساخت كيفيت كه از تصنع حاصل مي شود بها داده شده است كه اين امر ممكن است در ساير شاخه هاي هنر از اعتبار خاصي برخوردار باشد.

اگر از خلاقيت در هنر ياد كنيم با ويژگي معتبري روبرو هستيم كه بخش عمده اي از فعل آفرينش هنري را بخود مربوط ساخته است ، هرچند كه تعبير هايدگر از خلاقيت به ابداع تعبير شده است اما همچنان كشف درون بود موجوديت ، واقعيت ها و حقايق به عاملي دروني وابسته است كه از كار هنري قابل دريافت مي باشد.

نوع ابداع نسبت به آنچه مي خواهد در زمره ي آثار هنري قرار گيرد به اعتبار آن در حس و دريافت كمك شاياني مي كند و هر نشانه اي از صحنه ي وجود، مي تواند قابليت خود را در فعل آفرينش هنري به ظهور برساند، وجود تنها مربوط به موجوديت نيست و شامل تمام ادراكات از هستي ، چيستي ها و عدم مي باشد.

2- دريافت هرگونه وجه زيباشناختي در اثر هنري از اين قاعده مستثني نيست و با مولفه هاي دروني مخاطبان ارتباط تنگاتنگي دارد يعني همان ويژگي هاي منحصر بفردي كه انسان ها از آن برخوردارند ( مانند تخيل ، تصور و تفكر ).

پس اين اصل قابل پذيرش است كه وجود انديشه در كنار شاخصه هاي ديگر براي شكل گيري اثر هنري يكي ازشاخصه هاي موثق و موثر مي باشد چه بسا كه هنرمند ومخاطب به فراخور انديشه ي خود قادر به شكل دهي اثر هنري مي باشند و هركدام در اين زمينه نقش بسزاي خود را ايفا مي كنند.



نكته ي بسيار حايز اهميت در اينجاست كه نوع بكارروي هريك از المان هاي دروني هنرمند در يك اثر هنري منجر به ايجاد ژانر متمايز و متفاوتي از جهان نگري وي در آن اثر هنري مي گردد واين جهان نگري هرچه متناسب ترو منطبق تر بر معيارها ومصاديق هم عصربا خود باشد امكان همذات انديشي ومشاركت در فعل آفرينش هنري را براي مخاطب محفوظ خواهد داشت.

اين نكته كه مولفه هاي دروني هنرمند در كسب تجربه هاي بيروني اعم از داده هاي فرهنگي ، اجتماعي و نيز موقعيت هاي زيستگاهي خود متغير و تاثير پذير است ، مي تواند در تفاوت كاربري آنها موثر باشد ، پس اولين مهم در اين زمينه توجه به وضعيت زمان حال خاصه در اجتماع پيرامون براي هنرمند است و اين توجه شامل گستره اي وسيع مي باشد كه دركنار زيبايي ها دربرگيرنده ي زشتي ها ،چالش ها و تناقضات نيز مي تواند باشد .

هنرمند جزو افرادي از جامعه است كه علاوه بر تجربه هاي اكتسابي خويش بطور قابل توجهي از تجربه هاي ذهني نسبت به دنياي اطراف خود برخوردار مي شود و غليان حالات شعف و تاثر او نسبت به ادراكات و آموخته هايش از جهاني كه خود مي شناسد زمينه ساز گرته برداري از حقايقي است كه بطور نسبي از آنها آگاهي مي يابد.

در مباحث نقد ، هنگامي كه با چارچوب هايي نظير ريشه هاي روان شناختي ، ويژگي هاي انسان شناسي و هستي شناسي و نيز مواضع فرهنگي ، اجتماعي و سياسي مواجهيم بوضوح در مي يابيم كه هنر بطور قابل ملاحظه اي دربرگيرنده و موشكافنده ي هستي و چيستي مي باشد و بدون اغراق هيچ زاويه اي از وجوه موجوديت و وجود از گستره ي هنر خارج نمي ماند.

توجه به آلام انساني و نيز شگفتي و شادي هاي هستي بر اساس همان تجربه هاي ذهني ست كه هنرمند در خود احساس مي كند پس نمي توان ويژگي هايي را از مقوله ي هنري تمييز داد كه به كشمكش هاي دروني نمي انجامند ، خاصه كه اين ويژگي ها متضمن حقايق عمومي و زندگي اجتماعي باشند كه خصيصه اي انساني هستند.

اگر بخواهيم هنر را به هر نحوي از پرداختن به واقيعت و حقيقت منع كنيم در وافع منكراصل انديشگي در ذات انسان شده ايم و در همين راستاست كه هايدگر معتقد است هنر يكي از راه هاي اساسي تحقق حقيقت است و اينكه او نامستوري را حقيقت مي پندارد در واقع كنار زدن غبار از همه ي آنچيز هايي كه در صحنه ي وجود پنهان مانده اند و مي توان دريافت اين پنهان شدگي و غبارآلودگي مشمول روزمرگي هاي زندگي فردي و اجتماعي انسان ها نيز مي باشد كه در دسته ي حقايق فرار دارند.

وجود چالش ها و تناقضات در مناسبات و مشتركات انساني زمينه سازتوجهات ويژه اي ست كه هنرمندان را تحريك به واكنش مي كند و نوع واكنش درآنها ، معمولا در ارائه ي اثر هنري شان بازتاب مي يابد.

شعر بعنوان شاخه اي ويژه از هنر بدليل امكان برخورداري اش از مولفه ي تفكر قابليتي موثر در پرداختن به چيستي ها ، مفاهيم و موضوعات دارد، آنچنان كه علاوه بر ايجاد شگفتي و تحسين در مخاطب بخاطر ويژگي خلق بصورت قابل توجهي، توانايي ايجاد فكر را دارد و هرچند مستقيما مبلغ يا منكرموضوع يا مفهومي نيست اما قابليت تحليل را دارد و اين شاخصه ايست كه در تعاريف روشنفكري با آن مواجهيم.

پس شعر بستر قابل توجهي براي كار فكري ست كه مي تواند منتقد وضعيت ها و تحليل گر وقايع باشد و در عين حال از معيارهاي دريافت زيبايي هنري بهره ببرد و در صورتي كه در لايه هاي زيبايي شناسانه ي خود به ايجاد فكردر مباحث جمعي منجر گردد شكلي از كار روشنفكري را در خود جاي داده است.



مندرج در روزمامه ی شرق

به نقل از سایت هشتاد http://8aaad.com/archive/1389/05/post...


message 2: by Azade, Hazemizade (new)

Azade Hazemizade (azadehazemi) | 868 comments Mod
ممنون از لطفت


back to top

unread topics | mark unread