Group Discussion
Topic: نوشته هاي كوتاه > بسی نکته
Comments (showing 1-8 of 8) (8 new)
date
newest »
newest »
تماما راه میروند،میخورند،میخرامند،ناز میکنند،عصبانی میشوند،ارام و گاهی مغرور که من اینم چنان است و انم انچنان؛
خیال میکنند و میپندارند همه عالم در کفشان و همه کاینات در سجودند و تنها یکی نمیکند و انهم شیطان است و او هم تمام کار و زندگی خود را صرف گول مالاندن سر انها میکند و شاد میشوند اگر گولش را نخورند و غمگین اگر بخورند!؛خدایی بالای سر دارند که اگر راه راست نروند انچنان جبار میشود که یادشان رود کی و کجا رحیم بود و رحمان!؛از قضا خدایشان نیز کاری جز ابتلا و ازمایش این بیچاره ها ندارد تنها نیز یک صراط مستقیم را اسفالت کرده که تنها از ان به کمال میرسند وهیچ راه فرعی نیز ندارد...(امثال خودم را میگویم
در زمانه ای که دلقکان
دکترند
دکتران
سیرک را اداره می کنند
بر لبم نشسته خنده ای به عاریت
بر تنم
گریه می کند لباس عافیت
Sanaziii wrote: "
در زمانه ای که دلقکان
دکترند
دکتران
سیرک را اداره می کنند
بر لبم نشسته خنده ای به عاریت
..."
واقعا که گریه میکنه لباس عافیت!!
راه های رسیدن به خدا زیاده.مهم آسفالت نیس مهم نزدیک بودن.تو سربازی با یه بنده ی حقیری آشنا شدم که تزریق میکرد.معتاد بود.بهش گفتم تا میزنی چه جوری میشی.گفت به خدا میرسم.خود من با دیدن یک کوه خدایم را پیدا کردم.
مادرم با نمازهای پی در پی به خدا میرسد
راههای خدا مقصد زیادن.همت کن خودت آسفالتشون کن
همه جملات بالا نظرات شخصیه.به کسی بر نخوره
Mohsen wrote: "راه های رسیدن به خدا زیاده.مهم آسفالت نیس مهم نزدیک بودن.تو سربازی با یه بنده ی حقیری آشنا شدم که تزریق میکرد.معتاد بود.بهش گفتم تا میزنی چه جوری میشی.گفت به خدا میرسم.
خود من با دیدن یک کوه خدایم..."
مرسی محسن جان خوندیش،منم منظورم همینایی بود که تو گفتی و منم از ادمایی که فقظ یک راه جلو پاشون میبینند بیزارم؛اگه هم اخرش گفتم امثال خودمو میگم دلیلش برمیگرده به جمله اخر خودت!

