group discussion
topic:
نوشته هاي ديگران >
روزهای افراطی...
Comments
(showing 1-8)
post a comment »
date
newest »
newest »
گیرم که تنهافصل سال بهار باشد
تنها قانون طبعیت وصل باشد
باران آسمون نعمت باشد
گیرم که تو تا به ابد عشق من باشی
من تا بی نهایت در پناه تو
چه سودی دارد
وقتی هنوز ندونستم برای چی به این دنیا اومدم؟
گیرم که تنهافصل سال بهار باشد
تنها قانون طبعیت وصل باشد
باران آسمون نعمت باشد
گیرم که تو تا به ابد عشق من باشی
من تا بی نهایت در پناه تو
چه سودی دارد
وقتی هنوز ندونستم برای چی به این دنیا اومدم؟
گیرم که آن کودک با جوراب پشمی برود مدرسهپیوستن ای آرزو به حقیقت چه سودی بر حال من دارد که
شب
و
روز
در فکر بوسیدن لبخند های توام
کودک همسایه
کودک همسایه
کودک همسایه
کودک همسایه
پای بدون جوراب
پای بدون جوراب
پای بدون جوراب
پاییز
پاییز
پاییز
پاییز
پاییز
____________________________
گیرم که
.
.
نع
بهتره نگیرم
گیرم پول نداشته باشمچه مرضی بود چک بدم
گیرم جوراب نداشه باشم
نمی دونی چقدر حال میده
وقتی پاتو از کفش در میاری
بوی مست کننده ی عرق پاتو بشنفی
بفکر خربزه باش جانم که آبه
ولی نون لای گلوت می مونه
گیرم حساب خودم را با آرزوها پاک کردمبا تو که آنقدر دور رفته ای که دور می بینم
گیرم پرنده شدم از جنس بی حصار بلند پرواز
بی قید آسمان و تیر و شکستن
گیرم خزان نریزد برگهایم را
تیشه نچیند شاخه هایم را
گیرم که نام بطلان حسرت تمام تقویم هایم را پرکند
تو پرشوی از نگاه و حضور
در من که اینهمه خالی، تنها
گیرم خدای مهربان
همیشه ازین کوچه بگذرد
...
..
.
اما به حال آنکه نشسته است غمگین
بر خاک سرد گور
اما به حال دستهای تمنا پر از چروک ، پر از شکسته های غرور
اما به حال زار هرچه باز نمی گرداند این آب های رفته را به جوی
فرقی نمی کند
که این قباله ها
توی کدام صندوقچه خاک می خورند
گیرم که یک بالون واقعی داشته باشمبر فرض که با کایت مثل پرنده ها پرواز کنم
گیرم که با چتر نجات رها شوم بین آفتاب گردانها
به واقعیت پیوستن این آرزوهام
چه سودی دارد
برای آن جوانکی که
به خاطر چندقران پول و یک چک برگشتی
مانده پشت میله ها
در بند
آن هم در روزهایی
که از عمر انسان حساب می شود
.
.
.
روزهای افراطی خودم


