عاشقانه ها discussion

23 views
جملات زیبا

Comments (showing 1-8 of 8) (8 new)    post a comment »
dateDown_arrow    newest »

Saeid pahlavan | 8 comments برای شناکردن به سمت مخالف رودخانه قدرت و جرات لازم است وگرنه هر ماهی مرده ای هم میتواند از طرف جریان آب حرکت کند
(دکتر علی شریعتی)


چوب و سنگ استخوانهای ما را میشکنند اما کلمات قلب ما را

مرا بنویس از اول...آخرین گریه های من در متن خیالی خاطره ها جایی که تمام دیوار ها پنجره می خواهند چشمانت را جا نگذار، دستانم اما جا مانده اند در امتداد این کوچه که بوی دستان تو را می دهند


درنگاه کسی که پرواز را نمیفهمد هر چه بیشتر اوج بگیری کوچک ترخواهی شد .


اشك تنها موجودی است كه چون از چشم می افتد عزیز میشود!

بخشندگي را از گل بياموز، زيرا حتي ته كفشي كه لگدمالش مي‌كند را هم خوش بو مي‌كند

عمری با غم عشقت نشستمبه تو پیوستم واز خود گسستم ولیکن سرنوشتم این سه حرف بود تو را دیدم.
پرستیدم . شکستم



Bita | 54 comments در پشت چارچرخه فرسوده ای، کسی
خطی نوشته بود:
«من گشته ام، نبود!
تو دیگر نگرد،
نیست!»
این آیه ملال
در من هزار مرتبه تکرار گشت و گشت
چشمم برای این همه سرگشتگی گریست.
چون دوست در برابر خود می نشانمش
تا عرصه بگوی و مگو، می کشانمش:
- در جستجوی آب حیاتی؟
در بیکران این ظلمات آیا؟
در آرزوی رحم؟ عدالت؟
دنبال عشق؟
دوست؟.....
ما نیز گشته ایم
و «آن شیخ» با چراغ همی گشت...


گر خسته ای بمان و اگر خواستی بدان:
ما را تمام لذت هستی به جست و جوست.
پویندگی تمامی معنای زندگی ست
هرگز
«نگرد، نیست!»
سزاوار مرد نیست.

«فریدون مشیری»


Ali Baba (alibaba) | 77 comments دلم را سپردم به بنگاه دنیا و هی آگهی دادم اینجا و آنجاو هر روزبرای دلم مشتری آمد و رفتو هی این و آن سرسری آمد و رفت ولی هیچ کس واقعاً اتاق دلم را تماشا نکرد دلم، قفل بودکسی قفل قلب مرا وا نکردیکی گفت: چرا این اتاق پر از دود و آه است یکی گفت: چه دیوارهایش سیاه است!یکی گفت: چرا نور اینجا کم استو آن دیگری گفت:و انگار هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است!و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتریو من تازه آن وقت گفتم:خدایا تو قلب مرا می خری؟و فردای آن روزخدا آمد و توی قلبم نشستو در را به روی همه پشت خود بستو من روی آن در نوشتم:ببخشید، دیگر برای شما جا نداریماز این پس به جز اوکسی را نداریم


Ali Baba (alibaba) | 77 comments بهشت
تلخی وودکاست
وآغوشت
مستی بعد از آن
خدا شاهد است که من
...بدون تلخی
مستم
امین منصوری


Bita | 54 comments برخی انسان ها مانند گل یاس اند،

که عطرش شب و روز هوای پیرامونش را سرشار میکند،

و کسانی را که به این حلقهِ عطر آگین وارد می شوند

اجبارا و بلافاصله دستخوش نوعی سرمستی درون میکنند...



کریستین بوبن


Ali Baba (alibaba) | 77 comments روزها میگذرندکه به خود میگویم
گرکسی
آمدوبرزخم دلم , مرحمی تازه گذاشت
گرکسی آمدوبرروی دلم , طرحی ازخنده
گذاشت
...گرکسی آمدودرخاطرمن , نقشی ازخودانداخت
صدزبان بازکنم قصه
هاسازکنم
گره از ابروی هر غمزده ای درجهان بازکنم
من به خود میگویم اگرآمدآن
شخص !!!!!!
من به او خواهم گفت , آنچه درمحبس دل زندانیست
من به او
خواهم گفت , تاابددردل من مهمانیست


Ali Baba (alibaba) | 77 comments کنار این لیوان اگرچه تشنه ی توام

برای خالی نبودن عریضه؟

اصلا

عریضه ای نمی نویسم برای تو

حتی

اگر برای ابد لیوانم خالی بماند

تا اطلاع ثانوی همه چیز تعطیل است

حتی آب

مگر اینکه صدایم بزنی

و کنارم بنشینی عین این لیوان

خیالت اما راحت باشد

کنار این لیوان هم

تشنه ی تو ام

.


Matin ahmadi | 7 comments افرين علي جان عالي نوشتي


back to top

unread topics | mark unread