داستان كوتاه discussion

69 views
گفتگو و بحث > دیالوگ و دیالوگ نویسی

Comments (showing 1-19 of 19) (19 new)    post a comment »
dateDown arrow    newest »

message 1: by Ava (new)

Ava | 101 comments "لبخند باشکوه آقای گیل" رو تازه تموم کردم. جدا از داستان نمایشنامه - که البته قابل توجه - کار قابل تاملی ی از اکبر رادی تو حیطه ی دیالوگ نویسی ( این رو هم بگم که نشر قطره یه مجموعه از کارهای رادی رو پارسال تجدید چاپ کرده ) به نظرم یه درس و یه نمونه ی عملی از چیز هایی ِ که در مورد دیالوگ نویسی می دونیم: پیشبرنده بودن، دادن اطلاعات، عدم حضور زواید، تناسب با شخصیت والبته نقش اش توی شخصیت پردازی، که این آخری خیلی قشنگ توی این نمایشنامه کار شده.
خوندنش باعث شد برگردم به دیالوگ و دیالوگ نویسی که همیشه موضوع مورد علاقه ام بوده. فکر کردم می تونیم این جا یه بحثی در موردش داشته باشیم. شاید بتونیم چند تا مثال از دیالوگ های موفق بیاریم یا این جا لینک بذاریم وکتاب معرفی کنیم.

پیشاپیش از همه ی کسایی که شرکت می کنند ممنون.



message 2: by Ashkan (last edited Sep 01, 2009 12:07PM) (new)

Ashkan Ansari | 2143 comments اول بگویم فکر می کنم نوشتن یک فیلمنامه یا نمایشنامه کار بسیار حساس و دشواری است و البته اجرایی کردن آن (دکوپاژ) که داستان خود را دارد.
من تجربه نمایشنامه نویسی داشتم که خوشبختانه تبدیل به یک کار دانشجویی موفق شد (البته نه از نظر منتقدان، چون منتقدی وجود نداشت و فقط دانشجویان از آن استقبال کردند) و دو فیلمنامه که یکی از آن به یک کار آماتور تبدیل شد و خوب با توجه به امکانات بد از آب در نیامد.
در کل کار بسیار سختی است و ظرافت های خاصی دارد.
اول تعریفم را از دیلوگ بیان کنم. فکر می کنم یک دیالوگ خوب الزاما نباید کلامی در خود داشته باشد و حتی می تواند حاوی سکوت باشد. مثل موسیقی می ماند که سکوت های غیر معمول(به آن سنکوپ یا سکته گفته می شود)مانند یک نت موثر خودنمایی می کند. با وجود بار معنایی خود کلمه دیالوگ، من به این تعریف اعتقاد دارم. مثالی از آن می آورم.
در بخش پایانی فیلم پدرخوانده 1 وقتی زن دن کورلیونه جدید از او می پرسد که آیا شوهر خواهرش را کشته است و او می گوید نه و به اتاق می رود تا مذاکراتی کند، آلپاچینو در مقابل نگاه ملتمسانه زنش و گریه های او یک سکوت تحویل می دهد. شما صدایی از فیلم دریافت نمی کنید ولی در ذهنتان کلماتی را خواهید شنید.
اما اگر از این استثنا بگذرم فکر می کنم تبدیل دیالوگی که در فیلمنامه اولیه نوشته می شود بهتر است پس از انتخاب بازیگران بازنویسی شود. این کمک به بهبود کیفیت احساسی فیلم خواهد کرد. شما آنچه را که می شنوید بر اساس دریافت شخصیتی از سوی بازیگری است که زبان نویسنده شده است و این می تواند کامل کننده یک دیالوگ خوب باشد.
نه مثل بعضی از این سریالهای تلویزیونی که یک مشت کلمات را سر هم می کنند که هیچ همخوانی با آن بازیگر ندارد.
فکر می کنم این مسئله آنقدر ظرافت دارد که می شود راجع به آن خیلی نوشت و خیلی بحث کرد.
آوا جان ممنون که پیش قدم شدی و یک بحث ادبی را بعد از مدت ها شروع کردی.
ء



message 3: by hasti (new)

hasti | 287 comments منتظر چنین فرصتی بودم.گرچه در تاپیک (یک انتقاد کلی)که اشکان خان گذاشته بود پیشنهاداتی مشابه آنچه که الان آوا انجام داده آورده بودم.

با سپاس از این دو دوست عزیز و فعال

همانطور که آوا اشاره کرد دیالوگ وسیله ای است برای معرفی شخصیت ها و مشغولیات ذهنیشان به خواننده ودر واقع به راوی اجازه ی کندوکاو اضافی و دخالت بیجا در ذهن شخصیت ها را نمیدهد و از طرفی خواننده را نیز با داستان درگیر میکند و او را وا میدارد تا از لابه لای دیالوگ ها رمز و راز داستان را کشف کند.
گاهی هم به قول اشکان سکوت کردن به تنهایی اسرار دل شخصیت را فاش می کند

فقط یک نکته اینجا می ماند.در فیلم و فیلم نامه مخاطب میبیند و اگر کاراکتر داستان سکوت کند مخاطب از حالات چهره و کلا از زبان بدن کاراکتر میتواند معنی سکوت را کشف کند
ولی در داستان این فرصت وجود ندارد.سکوت باید همراه باشد با توصیفات اضافی از کاراکتر که راوی ناچارا ارائه میدهد تا شاید سکوت توسط این توصیفات به خواننده جهت رمز گشایی کمک کند.
. این شاخ و برگ دادن اضافی در لحظه ای که فقط میخواهیم سکوت کاراکتر خودنمایی کند-نه چیز دیگر- میتواند به داستان لطمه وارد کند.چطور میشود از چنین اتفاقی اجتناب کرد؟

اگر دوستان لطف کنند و کتاب هایی/مخصوصا در زمینه ی داستان کوتاه/ که از دیالوگ های قوی برخودار است را معرفی کنند ممنون میشوم.




message 4: by Ava (new)

Ava | 101 comments خب پست های خوبی گذاشتید و فکر می کنم بتونیم بهتر ادامه بدیم. پیشنهاد می کنم یه شکل منسجم تری به بحث بدیم یا اگه استفاده از این واژه این جا نامربوط نباشه " آکادمیک " کار کنیم. مطمئنن کسایی تو این گروه هستند - مثل آقای اشکان- که سابقه ی کار روی فیلمنامه یا نمایشنامه دارند یا تحصیلات دانشگاهی اش رو یا شاید حتا کسایی باشند که ادبیات دراماتیک خوندن یا کسایی که نمایشتامه زیاد خوندن یا فیلم های خوب زیاد دیدن. به همین خاطر احساس می کنم پتانسیل این رو داشته باشیم شفاف تر و درست تر جلو بریم تا این بحث و شرکت درش بتونه واسه همه مفید باشه
برای شروع هم می تونیم با همون شیوه ی معمول سوال پرسیدن بحث رو تفکیک کنیم:
دیالوگ چیه؟
کاربردش کجاست؟
ویژگی های یه دیالوگ خوب چی اند؟
تفاوت دیالوگ نویسی برای داستان، نمایشنامه و فیلم نامه چیه؟
نویسنده تا چه حد مجازه که ازش استفاده کنه؟ ( البته این سوال مربوط می شه به داستان )
شخصیت چه طور با دیالوگ شکل می گیره؟
و... ( لطفن سوالای خودتون رو هم اضافه کنید.)


نشر " افراز" روی نمایش نامه کار می کنه. می تونید این جا باهاش آشنا شید:
www.afrazbook.com

می دونم نیازی به این که بگم نیست ولی یادآوری می کنم که حتمن باید کار های همینگوی رو خوند و رو دیالوگ هاش مکث کرد.



message 5: by Mehdi (new)

Mehdi | 1840 comments Mod
آوا خانم خیلی ممنون از این بحث جالب.

اما به واقع دیالوگ نویسی خیلی هم بحث مهمی در داستان نویسی نیست.
دیالوگ نویسی بیش تر در همان فیلمنامه و نمایشنامه است که اهمیت بسیار بالایی دارد.

اگر بخواهیم آکادمیک به قضیه دیالوگ نگاه کنیم بخث به جاهایی کشیده می شود که به نظر من نیاز به مقدمات موخرات بسیار زیادی دارد.
تئوری های مختلفی را باید تبیین کرد. از مکاتب مختلفی باید صحبت نمود و در پایان نیز قطعا نتیجه کلاسه شده ای حاصل نخواهد شد.
اما یک سئوال همیشه ذهن من را به عنوان یک دوستدار فیلم و نمایش به خود جلب کرده که دیالوگ خوب چیست و آیا اکتسابی است یا باید در وجود انسان وجود داشته باشد.
از همین فیلمسازان و نویسندگان تئاتر داخلی بهره می گیرم.
بهرام بیضایی استاد مسلم تئاتر و نمایشنامه نویسی است اما به نظر من دیالوگهایش درخشان نیست.
اما نویسندگان و فیلمسازانی چون مرحوم علی حاتمی یا داوود میرباقری نویسندگان دیالوگ بسیار قابلی هستند.
حال چرا می گوییم این دو دیالوگ نویس های خوبی هستند اما بیضایی دیالوگ نویس درخشانی نیست؟
این که دیالوگی ماندگار شود باید چه خصوصیاتی داشته باشد؟
مثلا دیالوگ های بسیار سخیفی در تاریخ سینمای ایران و حتی سینمای غرب وجود دارند که ماندگار شده اند اما به واقع دارای کدام ارزش هستند.
"اینقده خوبه"
" آخرین بار بهت گفتم این بار آخریه که بهت می گم بار بعد دیگه زنده نیستی"
" ما به همه گفتیم زدیم تو هم بگو زده"
"می خوام لامپتو روشن کنم"
...
....
......
و چیزهایی از این قبیل که ترجیح می دهم به خاطر ابتذال ذاتی زبان این جور دیالوگها از گفتنشان اجتناب کنم .
سرمان را مثل کبکها زیر برف نباید بکنیم چرا که دیالوگهایی شبیه به اینها که نوشته شد سالها ماندگار شده اند و هنوز هم در ته ذهن خوانندگان و بینندگان مانده اند اما آنچه که یک فیلم یا یک نمایشنامه را دارای ارزش و اعتبار می کند نه فقط دیالوگ که تم، درون مایه، پردازش های متعدد فضا و شخصیت و در حقیقت بار دراماتیک قضیه است.
البته زبان و دیالوگ بار دراماتیک داستان های نمایش و فیلم را تا حد زیادی به دوش می کشد اما همه چیز مربوط به دیالوگ نیست.
اصولا از نظر من دیالوگ متر و معیار خوبی برای ماندگاری نیست.
هر چند که مساله بسیار مهمی است.
و معمولا دیالوگهایی هم در هر دوره موفق بوده اند که با ظرایف زبان معیار جامعه آن روز همراه بوده اند.




message 6: by Ava (new)

Ava | 101 comments من با اعضای این گروه آشنایی چندانی ندارم ولی آقای مهدی فکر می کنم شما اگر حرفه ای نباشید نیمه حرفه ای هستید. خوشحالم که تو بحث شرکت کردید.

منظورم از پست قبلی این بود که هر چند مقدماتی و ناشیانه یه جوری با هم گوشه های موضوع رو بگیریم تا در نهایت بتونیم جمع اش کنیم. با توجه بهش یه گله دارم: با ابن که پای ثابت گروه نبوده ام حس می کنم کامنت ها کم شده و نمی دونم چرا. ولی اگر با یه جمله هم شرکت کنین به من کمک کردین.

خب شروع یه کار باعث می شه آدم دنبالش بره. از چند نفر خواستم در این مورد کتابی معرفی کنند که متاسفانه جدا از چند تا کتاب با موضوع نمایش نامه و فیلم نامه کتاب ِ مستقلی در مورد ِ دیالوگ نمی شناختند. که همونا رو هم پیدا نکردم. موند سرچ گوگل که بین اشون لینک جن و پری رو پیشنهاد می کنم. مقاله ی نسبتن بلند ولی مفیدیه. چند تا نمونه هم واسه توضیح کارش داره. من تا حالا در مورد شرایط متضاد چیزی نشنیده بودم که این جا باهاش آشنا شدم:
http://www.jenopari.com/article.aspx?...
در مورد سکوت به جای دیالوگ هم یه چیز جالب پیدا کردم که بعد تو یه پست دیگه می ذارم.

باز هم از همه ی کسایی که شرکت می کنند ممنون.



message 7: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2143 comments آوا عزیز
اول از این مقاله تشکر می کنم. من مطالعات زیادی راجع به ادبیات دراماتیک ندارم و فکر کردم شاید به همین دلیل باشد که نویسنده آن را (ویلیام نوبل) نمی شناسم. این بود که دست به دامان گوگل و ویکی پدیا شدم ولی آنجا توفیقی حاصل نشد.
به نظرم آمد این مقاله بیش از حد آکادمیک است و نویسنده دیدی اجرایی نسبت به گفته هایش ندارد. به دنبال اصل مقاله گشتم و فکر کردم شاید مترجم در ترجمه کوتاهی کرده باشد که آن را نیز نیافتم.
ولی فکر کنم کلیاتی که می توان از این مقاله استنتاج کرد بسیار مفید واقع شود.
از زحمتی که کشیدی ممنونم


message 8: by Ashkan (last edited Sep 03, 2009 09:08AM) (new)

Ashkan Ansari | 2143 comments مهدی عزیز
دوست داشتم این چند خط را به صحبت هایت اضافه کنم.
خیلی دلم می خواست سناریوی فیلم حسن کچل را در اختیار داشتم و می توانستم بخشی از دیالوگ های آن را در این بحث به نظر دوستان برسانم. واقعا از شنیدن آنها لذت می برم. مخصوصا آن جایی که آن زن روسپی دارد با حسن کچل صحبت می کند و می گوید:
بیا یه گاز از سیبت بزنم، خجالتت بریزه
(اشاره به صحبت های خودت)
و یا آن جایی که می خواهد خودش را معرفی کند و می گوید
حسن! حسن کچل!؟
(به تقلید از فیلمهای جیمز باند)
بی نهایت برایم جالب بودند و معتقدم علی حاتمی واقعا نابغه بود


message 9: by hasti (new)

hasti | 287 comments آوا جان در اینکه آقا مهدی حرفه ای هستند شکی نیست.
فقط من یک خواهش دارم
لطفا واژگانتان را با متر دانش ما اماتورها اندازه بزنید

اصلا فکر می کنم دلیل اصلی اینکه کامنت چندانی دیده نمی شود همین است
بعضی دوستان میآیند اینجا سر می زنند تا چیزی یاد بگیرند و نظری بدهند.اما گاهی مطالب آنقدر آکادمیک و تخصصی بیان شده که برای دیگرانی که حرفه ای نیستند نه مجال برای شرکت می ماند و نه رو برای اظهار نظر

با تشکر از تک تک دوستانی که تا کنون در این بحث شرکت کرده اند و آنها که بعدا شرکت خواهند کرد


message 10: by Farzan (new)

Farzan | 1391 comments من با نظر هستی موافقم
من تجربه ای در زمینه ی دیالوگ نویسی ندارم
هر چند در حد چند خط که برای یک فیلم دانشجویی با دوستم اشکان نوشتم
و بعد نوشته ی شما آنقدر آکادمیک بود
که من از آن سر در نیاوردم
برای همین فقط نوشته ات را خواندم و نظر بقیه دوستان


message 11: by Zainab (last edited Sep 04, 2009 06:43AM) (new)

Zainab Alvandi خوب من هم کم و بیش وارد بحث شم و چند جمله ای بنویسم.

البته نه آکادمیک
:)

آوا به داستنهای همینگوی اشاره کردی و دیالوگ نویسی.
من چند وقت پیش نقد جالبی از کوندرا تو "وصایای تحریف شده" خوندم. (فصل پنجم- در جستجوی حال از دست رفته).
نقدی بر داستان «تپه‌هایی چون فیل‌های سفید».


جالبترین نکته ی این داستان چند صفحه ای دیالوگهاش بود.
اگه کمی دقت می شود دیالوگها گنگ باقی مونده بودن. نویسنده هیچ تلاشی برای توصیف چگونگی بیانشون به خودش نداده بود. یعنی خیلی راحت می شود هر دیالوگ رو با حالتهای روحی مختلف مثل خشم، طنز، عشق، نفرت و یا کنایه خوند.
با هر لحن یک داستان مجزا.

من نمی دونم همینگوی با چنین دیالوگ نویسی چه هدفی داشت و یا به چی فکر می کرد ولی واقعا نکته جالبیه. جالبه که حالت روحی خواننده کاملا داستان رو تغییر می ده. و نویسنده هیچ تلاشی برای مشخص کردن حالات و روحیات شخصیت ها نکرده.

ولی چرا؟


message 12: by Ava (new)

Ava | 101 comments هستی جان پست اول شما خیلی خوب بود طوری که منو امیدوار کرد پس دلیلی برای این که الآن همچین نظری داشته باشی پیدا نمی کنم. من هم تو این زمینه تخصصی ندارم و اگر این طور بود اصلن بحثی رو شروع نمی کردم.

آقای فرزان یه بار دیگه کامنت ها رو بخونید. باور کنید ساده اند. شلف شما رو دیدم . کتابای خوبی خوندید. این تجربه تون از خوندن کتابای خوب می تونه این جا به همه ی ما کمک کنه.

مهدی و اشکان عزیز
من با این طرز برخورد با دیالوگ مخالفم. به نظرم دیالوگ باید تو کل کار دیده بشه و در مورد ارزشش هم با توجه به کل کار قضاوت بشه. علاوه بر اون اگه ما تو حرف زدن روزانمون ممکنه به هم بگیم "اینقده خوبه" چه دلیلی داره که یه نویسنده ازش برای نوشتن دیالوگ یکی از شخصیت هاش که ممکنه تو موقعیتی چنین حرفی بزنه، استفاده نکنه؟
مهدی جان من نمی دونم این جمله رواز کجا و چرا انتخاب کردید، شاید هم حق با شما است و واقعن مبتذل باشه. ولی شما تو دهن یه کاراکتر مبتذل چی می ذارین؟

زینب مرسی از این که حرف این داستان رو پیش کشیدی. حداقل اون قدر ازش تعریف شنیدیم که مطمئن باشیم با یه کار استخون دار طرفیم. لینک انگلیسی و یه ترجمه ی از "تپه هایی چون فیل های سفید" رو این جا میذارم که اگر کسی هست که نخونده باشدش، بخوندش. فکر میکنم بیشترمون این کار رو با ترجمه ی احمد گلشیری خونده باشیم. این لینک ترجمه از آراز بارسقیان ِ:
http://www.moonstar.com/~acpjr/Blackb...
http://barseghian.khazzeh.com/archive...
نکته ی جالب تو این داستان برای من اینه که روابط بین زن و مرد داستان فقط از طریق همین دیالوگ ها بیان شده. جدا از توصیف مکان، فقط جمله هایی ِ که بین دو تا کاراکتر رد و بدل می شه. همین و همین و با این حال خیلی کامل به نظر میاد. وقتی می خونیدش فکر می کنید همینگوی چه جمله و کلمه ای دیگه ای می تونسته اضافه کنه که اضافی نباشه؟



message 13: by Mehdi (last edited Sep 04, 2009 08:54AM) (new)

Mehdi | 1840 comments Mod
سرکار خام آوا
دقیقن به بحث اول من اشاره کردید.
در مورد دیالوگ حرف زدن ما را به هیچ جا می رسونه الا اینکه فقط حرف تو حرف می آره.
من نفهمیدم دلیل مخالفتتون چیه؟
من نمی گم دیالوگ مهم نیست.
اتفاقا می گم دیالوگ بار دراماتیک قصه رو داره کاملا به دوش می کشه از جنبه هایی اما اینکه دیالوگ چه جور باید نوشته بشه که خوب باشه به نظر من این سئوال جواب نداره.
چرا اینکه هر کسی یه جور حرف زدن و به تبع هر کسی از یک جور دیالوگی خوشش میاد.
اما باز هم عرض کردم دیالوگهایی موفق هستند که به زبان معیار جامعه نزدیک باشند.
نه الزاما قرار نیست هر دیالوگ مبتذلی از دهان یک کاراکتر مبتذل بیرون بیاد.
من بحثم اینه که وقتی دیالوگ مبتذل ماندگار می شه یعنی جامعه اون روز این جور زبون رو می پسنده، چون اون دیالوگ به زبان معیار نزدیک بوده و توی اون زبان معیار یه چیز فوق العاده هم بوده.
برای اینکه دیالوگ ها رو درک کنید بهتره خیلی زیادتر ز اون چیزی که تا حالا فیلم دیدید یا فیلم نامه خوندید اهتمام داشته باشید.
یک مثال هم از خارجی ها می زنم.
به زعم خیلی ها کوئنتین تارانتینو علاوه بر اینکه در خلق صحنه های خشونت بار استاده توی دیالوگ نویسی هم یکی از بهترین آدم های تاریخ سینماس.
تارانتینو یکی از بهترین دیالوگ های تاریخ سینما رو برای فیلم پالپ فیکشن نوشته.
در عین حالی که دیالوگ های قصه فیلم با فضای قصه همخوانی داره و بییننده را سر ذوق میاره و با دیده تحسین به نویسنده دیالوگ نگاه می کنه اما در حقیقت داره یک مشت خزعبلات مبتذل هم می شنوه.
به یک دیالوگ دیگه ای که اتفاقا خود تارانتینو نوشته ارجاعت می دم اما در نه در فیلمی از خود تارانتینو بلکه در فیلمی از یک کارگردان مکزیکی که اسمش رو فراموش کردم. در جایی از فیلم دیسپرادو تارانتینو وارد کافه می شه ، به بار من یه مشروب سفارش می ده و شروع می کنه برای رفیق بار من یک چیزی رو توضیح دادن.
این دیالوگ درخشانترین دیالوگ در تمام این فیلمه که اتفاقا توسط خود تارانتینو هم نوشته شده.
اگر تسلطی کم هم به زبا انگلیسی داشته باشید واقعا از این دیالوگ حیرت می کنید و قطعا تحسینش می کنید اما جز چرت و پرت چیزی نیست.
دیالوگ بالاخره جزئی از یک قصه است اما باید در عین حالی که بار دراماتیک رو تا حدی بر دوش می کشه با فضا هم همخوانی داشته باشه.
خیلی هم لازم نیست دیالوگ واضح باشه و همه چیز رو توضیح بده.
و این هم یعنی دیالوگ در خدمت قصه.
گاهی اتفاقا دیالوگ ها کاملا گنگ هستند اما فضا سازی ها و شخصیت پردازی ها هستند که ابعاد قصه را برای خواننده روشن می کنند.


message 14: by Athareh (new)

Athareh (athareh_22khyahoocom) | 34 comments :)


message 15: by Nazanin1987 (new)

Nazanin1987 | 599 comments من فقط خوندم ولی یکم گیجم بازم میام و می خونم ...


message 16: by Ava (last edited Sep 05, 2009 05:32AM) (new)

Ava | 101 comments حرف شما برای من مثل اینه که کسی بگه نمی شه در مورد ِ طرح داستان و نوشتنش حرف زد چون حرف تو حرف میاره!

انگار بگیم طرح مهمه و ساختار داستان روش می چرخه ولی همه ی داستان نیست. پس نمی شه در موردش بحث کرد و این که یه طرح خوب چه طور طرحیه جواب نداره.

درسته که هر کس تو ادبیات سلیقه ای داره. ولی مسلمن فرقی بین ادبیات خوب و انواع دیگه اش هست.

کتابای بی ارزش مودب پور نوبت چاپشون دو رقمی می شه وکتابای خوب ِ نویسنده های خوب تو چاپ دومشون لک لک می کنن و خفه می شن. پس ما باید بگیم کتابای مودب پور تو این جامعه فوق العاده بودن! و اصلن بحث کردن در موردش ما رو به جایی نمی رسونه!

این که دیالوگی موفق ِ که به زبان معیار نزدیک باشه کاملن درست. منظور من این بود که یه جمله ی مبتذل الزامن یه دیالوگ مبتذل نیست.

به نظر من مشکل ما تو این بحث از این جا میاد که داریم همه ی تخم مرغ ها رو تو یه سبد می ذاریم و تقدیم می کنیم. به نظرتون بهترنیست با یه نمونه مثل همین داستان همینگوی ادامه بدیم؟



با اسم کوئنتین تارانتینو آشنا نبودم. ممنون از معرفی اش و ممنون از مثالی که آوردین.



message 17: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2143 comments آوا عزیز
والا! من نگفتم که چیز مبتذل را نمی شود نوشت. من فقط به یک دیالوگ فوق العاده از علی حاتمی اشاره کردم که به نظرم آمد یک دیالوگ بی نقص است.
من فقط گفتم که باید جایگاه کاراکتر با دیالوگ مربوطه همخوانی داشته باشد.



message 18: by Ava (new)

Ava | 101 comments Ashkan wrote: "آوا عزیز
والا! من نگفتم که چیز مبتذل را نمی شود نوشت. من فقط به یک دیالوگ فوق العاده از علی حاتمی اشاره کردم که به نظرم آمد یک دیالوگ بی نقص است.
من فقط گفتم که باید جایگاه کاراکتر با دیالوگ مربوط..."


:) درسته


message 19: by Ashkan (new)

Ashkan Ansari | 2143 comments خوب خدا را شکر که رفع ابهام شد.


back to top

unread topics | mark unread