Group Discussion

Shajarian شجریان Shajarian شجریان

Topic: مصاحبه مشيري درمورد استاد

Comments (showing 1-1 of 1) (1 new)

dateDown_arrow    newest »

message 1: by Helena (new)

Helena | 6 comments
"مطلبي از فريدون مشيري و روابط ونظراتش درباره محمد رضا شجريان"

يكي از سالهاي دهه(50-1340)روزي در اداره ي راديو دوست شاعرم٬هوشنگ ابتهاج(ه ا.سايه)كه سرپرست واحد توليد موسيقي بود،گفت:
"امروز بديع زاده(خواننده ي معروف قديمي) سرزده وارد اتاق شد و با شگفتي و حيرت گفت:در اتاق شوراي موسيقي جواني آمده٬آواز مي خواند،صدايش از اينجا تا اينجاي پيانوست و با دستش فاصله اي را در حدود سه چهار اكتاو نشان داد."- ما همه تعجب كرديم.و منتظر مانديم.چندي بعد ٬جسته و گريخته خبرهايي درباره ي پخش آواز اين خواننده ي جوان مي شنيديم و مشتاق ديدارش بوديم.مي گفتند نامش"سياوش بيدكاني" است.بالاخره روزي توفيق ديدارش در واحد توليد موسيقي دست داد و ديديم هنرمندي است كه از خراسان برخاسته تا آفاق آواز اين سرزمين را چون خورشيد خاوري گرم وروشن كند.

بسيار محجوب، متواضع نازنين و صميمي با چهره اي كه همواره از نخستين تحسينها سرخ ميشد و سرخ ميماند وانگشتان هيجان زده اي كه دائما ً قطره هاي عرق شوق و شرم را از گونه و چانه اش پاك مي كرد.نسبت به استادان و پيشكسوتان بي نهايت فروتن بود.درعين حال،آن غرور خاص خراساني ها هم در برق چشمانش مي درخشيد.
محمد رضا شجريان كه ابتدا درواحد موسيقي با نام "سياوش"آغاز به كاركرد،مي توانم گفت كه محيط آنجا و قدرداني و محبت استادان را بهترين جا براي نشو ونما وپيشرفت خويش يافت و چنين هم بود.
من هر روز شجريان را درواحد توليد موسيقي در اتاقي ميديدم كه تنها٬ پاي دستگاهي مينشست و به صفحات آواز خوانندگان قديمي مثل قمر٬ظلي٬ تاج٬ طاهرزاده و اديب گوش ميداد.بعضي از آن صفحات، صداي پاك و روشني نداشت و با خش خش بسيار همراه بود.اما شجريان براي اينكه جزئيات حالات همان صداي ضعيف و دور را خوبتر بشنود و درك كند گوشش را تا نزديك سطح صفحه پايين مي آورد و من شاهد بودم كه گاه چند ساعت به همان حالت٬صفحه را دوباره و ده باره،گوش ميدهد.و اين كار را چند ماه٬ ادامه داد و من از شوق يادگيري و همت و پشتكار او حيرت مي كردم مثل اينكه هرگز از آموختن و تحقيق و پژوهش خسته نمي شد.
به تدريج كه برنامه ي گلهاي تازه ضبط و پخش ميشد٬اين توفيق را داشتم كه هنگام ضبط آن برنامه ها در اتاق فرمان باشم و بر كار درست خوانده شدن شعر،نظارت كنم.اين ارتباط دايمي باعث شد كه بين من و شجريان انس و الفت عميقي به وجود آمد.شجريان به سرعت ميشكفت و مي درخشيد و جان هاي تشنه ي موسيقي خوب و آوازدلنشين را گرم و روشن مي كرد و چنگ در تار وپود دلها مي افكند.
يكي از نخستين برنامه هاي بسيار موفق شجريان٬اجراي "راست پنجگاه"بود و چندي بعد اجراي دستگاه "نوا".
اين دو دستگاه به خاطر پيچيدگيها و دشواري هايي كه دارد كمتر مورد توجه و بهره گيري بوده،يعني آنقدر كه خوانندگان و نوازندگان دستگاه هاي همايون٬ سه گاه٬ ماهور٬ شور و آوازهاي دشتي و بيات ترك و افشاري را مي خواندند به اين دو دستگاه دشوار نمي پرداختند.
راست پنجگاهي كه محمد رضا شجريان،محمد رضا لطفي و ناصر فرهنگ فر اجرا كردند حدود 45 دقيقه است و براي آنها كه علاقه به موسيقي و ظرافت هاي خاص آن دارند بسيار دلپذير و شنيدني است؛تا آنجا كه يكي از دوستداران موسيقي كلاسيك و مخالفان سر سخت موسيقي ايراني روزي گفت:"اين راست پنجگاه را در سكوت دلخواه و خلوت محض٬چنان كه تو خواسته بودي٬شنيدم،مثل يك سرگذشت بود٬ مثل يك زندگي رنگارنگ بود..."
...در سفري به خراسان،چنين پيش آمد كه شجريان و من از راه هراز عازم مشهد شديم و قرار بود در گرگان به محمد رضا لطفي٬استاد تار و گروهش،كه مي خواستند برنامه اي در مشهد اجرا كنند٬بپيونديم.از تهران كه راه افتاديم، شجريان رانندگي مي كرد و من در كنارش موسيقي مي شنيدم(بد نيست به نكته اي اشاره كنم:به گمان من در دنياي شلوغ امروز٬يكي از بهترين راه هاي شنيدن موسيقي٬در راه سفر است.زيرا در اتومبيل ديگر كسي در نمي زند، مهماني نمي رسد٬ مزاحمي رشته ي ارتباط با موسيقي را قطع نمي كند.)
باري٬ پس از مقداري از راه و سخن گفتن از هر دري،شجريان نوار تازه اي را كه از مصر خواسته بود و برايش فرستاده بودند در دستگاه پخش اتومبيل گذاشت تا به اتفاق بشنويم:"خوش آوازي" به بانگ بلند قرآن همي خواند"و پس از قراﺋت هر آيه،فرياد از مرد و زن برميخواست زيرا كه معناي سخن را ميفهميدند.شيوه قراﺋت او ظاهرا ً به شيوه ي الازهر معروف است.نوار را درسكوت كامل شنيديم؛وقتي تمام شد و دقايقي چند گذشت شجريان با همان شيوه ،اما شيرين تر و دلنشين تر،آياتي را از حفظ ،از قرآن مجيد خواند،در حالي كه حركتها،سكون ها،تجويد و تحريرهايش به اندازه اي زيبا و حيرت آور بود كه تنها مي توانم بگويم :بي نظير!
كنسرت شجريان و گروه لطفي با شكوه بسيارو استقبال فراوان برگزار شد كه شرح آن فرصتي ديگر مي طلبد.
اما شبي ديگر كه شجريان همراه گروه پايور،كنسرت"شب نيشابور"را بر مزار خيام درهواي آزاد اجرا كردند جمعيتي مشتاق و هنردوست بر روي زمين،سكوها،پله هاو نيمكتها نشستند.استاد فرامرز پايوربر روي دوازده رباعي خيام،درگوشه هاي مختلف دستگاه شوركه هر يك با درآمدي زيبا آغاز ميشد،آهنگي تنظيم كرده بود.
معمولا ً نوارهايي كه به بازار مي آيد يا ترانه هايي كه از راديو پخش مي شود،ساعت ها در استوديوهاي ضبط براي تهيه ي آن زحمت مي كشند و بعضي قسمت هاي آن،گاه چند بار تكرار مي شود تا بهترين حالت ممكن به دست آيد.گاه در ميان ضبط،لحظه اي پيش مي آيد كه خواننده ناگزير است صداي خود را صاف كند،يا به علت سرفه،قسمتي از آنچه ضبط شده،ناچار بايد تجديد شود.شجريان در"شب نيشابور"رباعيات خيام را از حفظ، هر كدام در جاي خود و در گوشه ي خود با بهترين حالت و خوشترين صدا،بدون كمترين وقفه،بدون كمترين سرفه يا صاف كردن صدا،همه چيز را درست و كاملا ً در جاي خود خواند.ما همه نفسهايمان را در سينه حبس كرده بوديم و دلهايمان مي تپيد كه مبادا كمترين لغزشي يا اشكالي مثلا ً در فراموش كردن يك مصرع،حتي يك كلمه،مشكلي در برنامه پيش بياورد ولي او با قدرتي فوق العاده و تسلطي بي مانند،از عهده آمد.درست مي پنداشتي آنچه مي خواند،در نهانخانه ي سينه و گلويش صاف و صيقلي،شسته و رفته ،گرم و شيرين،پيشاپيش ضبط واديت شده و پخش مي شود.
اين همه،صرفا ً به دليل علاقه و عشق بي اندازه ي او به اصالت كارش بود و همچنين مديون اخلاق و رفتارش،كه هرگز لب به سيگار نزده و هيچ يك ازآلودگي هايي كه متاسفانه بعضي اهل هنر دارند،ندارد.
شجريان براي حفظ صدا و تندرستي اش،غالبا ً به كوه ميرود.ودر هواي پاك كوهستان،صداي بلندش را از ژرفاي دره،با بالاي ابرها مي فرستد.او بدون ترديد،يكي از تندرست ترين و پاك ترين هنرمندان اين سرزمين است.
هنگامي كه استاد نورعلي خان برومند درگذشت:شجريان در مراسم خاكسپاريش با اشك و بغض كامل،چند بيت از غزل سعدي"بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران" را خواند كه نوارش موجود است؛صداي او در اين سوگواري،به اندازه اي حزن انگيز است و از صميم قلب برخاسته كه با اختيار شنونده را به گريه وا مي دارد.بعد از آن براي شادروانان بنان و قوامي و ديگران نيز با ارادت و احترام كامل،ابراز احساس و اداي احترام كرد.
-صاحب نظر و آواز شناس گرامي حسين عمومي-قاضي دادگستري-كه احاطه ي كامل به جزﺋيات زير و بم ها و تحريرها در همه ي گوشه ها و مايه ها و دستگاه ها دارند و سبك همه ي خوانندگان و مكتب آنان را ميدانند و شجريان نيز يكي از معتقدان ايشان است و از محضرشان فيض مي برد و به راهنمايي هايشان دل مي سپارد،عقيده دارند كه:"شجريان به خاطر وسعت اطلاعات و معلومات آوازي و شناخت كامل موسيقي وصداي بسيار خوب و حنجره ي بسيار مناسب،بدون هيچ ترديد،بزرگترين خواننده اي است كه ايران تا كنون به خود ديده است."
-شجريان اينك در اوج محبوبيت است و سالن ها ي سه هزار نفري براي او بسيار كوچك است؛او بايد در استاديوم هاي پنجاه و صد هزار نفري بخواند تا بتواند پاسخي به اين همه نداي محبت كه از سوي هوا خواهانش نثارش مي شود بدهد.
-شجريان علاوه بر كار موسيقي و آواز به چندين هنر ديگر آراسته است.و در اتاقي بزرگ،چندين قناري و مرغ عشق دارد و به اصطلاح پرنده پروري مي كند و آوازش را با آواز قناري ها مي آميزد كه داد و ستدي بسياردلنشين است.
-شجريان سنتور نيز مي سازد و براي تهيه ي چوب مخصوص سنتور كه بايد با شرايط خاص به عمل آيد،تا اعماق روستاهاي اصفهان مي رود.حوصله و علاقه اش واقعا ً استثنايي است.
-شجريان سالهاست به گلبازي مشغول است،و انواع گلهايي كه پرورش مي دهد،نمونه است.در صدها نوع و رنگ.و او براي پرورش گل و كسب اطلاعات دايمي از اين هنر،با بسياري ازگل پروران و باغبانان آشنا شده و ارتباط برقرار كرده است.كه بيشترين ره آورد او از خارج،نشا و تخم گل است.
-شجريان استاد خوشنويسي نيز هست و خطش هم ،چون آوازش شيرين و خوش است.شجريان مي تواند عيناً مانند بيشتر خوانندگان بخواند.يك بار،آواز ديلمان را(كه بنان خوانده است)درست با آهنگ صدا و حالت بنان خواند؛به طوري كه اگر نگاهش نمي كردي.مي پنداشتي بنان است كه مي خواند!

"بر گرفته از مجله ي فضيلت"



back to top

post a comment »
unread topics | mark unread