group discussion
topic:
عشق و خدا- Love & God >
احساسات عاشقانه با حافظ
date
newest »
newest »
ای دل مباش یکدم خالی زعشق ومستی
وانکه برو که رستی از نیستی و هستی
گر جان بتن بینی مشغول کار او شو
هر قبله ای که بینی بهتر ز خود پرستی
عاطفه جون خیلی جالب بود
عزیزم این تاپیک مخصوص اشعار حافظ
ضمنا چت روم هم نیست که ایمیل مهردادو خواستی
با اجازت من اون کامنت رو پاک می کنم
عزیزم این تاپیک مخصوص اشعار حافظ
ضمنا چت روم هم نیست که ایمیل مهردادو خواستی
با اجازت من اون کامنت رو پاک می کنم
Mehrdad wrote: "بیتا خانم واقعا ممنونم به خاطر ایجاد این تاپیک"
خواهش میکنم آقا مهرداد
ممنون از شعرهای قشنگی که انتخاب میکنین
الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یادمرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم
جهان پیر است و بیبنیاد از این فرهادکش فریاد
که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم
آن كشيدم ز تواي آتش هجران كه چو شمع
جز فناي خودم از دست تو تدبير نبود
آيتي بود عذاب اندوه حافظ بي دوست
كه بر هيچ كسش حاجت تفسير نبود
یــــــــــاد باد آنکه نهانت نظری با ما بود
رقم مهر تو بر چهره ی ما پیــــــــــدا بود
باد باد آنکه خرابات نشین بودم و مست
آنچه در مسجدم امروز کم است آنجا بود
خرم آن روز کز این منزل ویران برومراحت جان طلبم و از پی جانان بروم
گر چه دانم که به جایی نبرد راه غریب
من به بوی سر آن زلف پریشان بروم
نذر کردم گر از این غم به درآیم روزی
تا در میکده شادان و غزل خوان بروم
دل عالمی بسوزی چو عذار برفروزیتو از این چه سود داری که نمیکنی مدارا
همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنایان بنوازد آشنا را
چه قیامت است جانا که به عاشقان نمودی
دل و جان فدای رویت بنما عذار ما را
زان يار دلنوازم شكري است با شكايت گر نكته دان عشقي بشنو تو اين حكايت
رندان تشنه لب را آبي نمي دهد كس
گويي ولي شناسان رفتند از اين ولايت
در زلف چون كمندش اي دل مپيچ كانجا
سرها بريده بيني بي جرم و بي جنايت
Mehrdad wrote: "زان يار دلنوازم شكري است با شكايت
گر نكته دان عشقي بشنو تو اين حكايت
رندان تشنه لب را آبي نمي دهد كس
گويي ولي شناسان رفتند از اين ولايت
در زلف چون كمندش اي دل مپيچ كانجا ..."
مرسی آقا مهردادانتخابتون
خیلی زیبا و مناسب است




