عاشقانه هاي پاك- Pure Love discussion

287 views
جملات عاشقانه > رباعی و دوبیتی

Comments (showing 1-50 of 69) (69 new)    post a comment »
« previous 1

message 1: by [deleted user] (new)

سودای ترا بهانه‌ای بس باشد
مستان ترا ترانه‌ای بس باشد

در کشتن ما چه میزنی تیغ جفا
ما را سر تازیانه‌ای بس باشد

مولانا


message 2: by [deleted user] (last edited Aug 23, 2009 04:34AM) (new)

دل عاشق به پیغامی بسازد
خمارآلوده با جامی بسازد

مرا کیفیت چشم تو کافیست
قناعت گر به بادامی بسازد

بابا طاهر


message 3: by Ebrahim (new)

Ebrahim | 1 comments Mehrdad wrote: "سودای ترا بهانه‌ای بس باشد
مستان ترا ترانه‌ای بس باشد

در کشتن ما چه میزنی تیغ جفا
ما را سر تازیانه‌ای بس باشد

مولانا"


salam doste aziz in sher mano yade YADEGARE DUST nazeri andakht vali fekr konam oun mige MADHUSHE tora taranei bas bashad


message 4: by [deleted user] (last edited Aug 23, 2009 09:56AM) (new)

Ebrahim wrote: "Mehrdad wrote: "سودای ترا بهانه‌ای بس باشد
مستان ترا ترانه‌ای بس باشد

در کشتن ما چه میزنی تیغ جفا
ما را سر تازیانه‌ای بس باشد

مولانا"

salam doste aziz in sher mano yade YADEGARE DUST nazeri anda..."


عرض سلام و ادب خدمت شما دوست بزرگوار
بله درسته.اتفاقا آهنگ مورد علاقه خود من هم هست.فکر کنم به خاطر تفاوت نسخ باشه
من از توی این سایت می بینم اشعار را
http://ganjoor.net/moulavi/shams/roba...


message 5: by S.Parisan (last edited Aug 23, 2009 02:20PM) (new)

S.Parisan | 137 comments

رو دست بشوي از تن زان پيش كه خود سازد
سيلاب فنا ويران ، اين كاخ ترابي را

بشنو سخن وحدت اي تشنه كه آب آن سوست
بيهوده چه پيمايي اين "دشت سرابي" را ؟

"وحدت كرمانشاهي"


message 6: by [deleted user] (new)

چه خوش بی وصلت آهنگ منک بی
مرا وصل تو آرام دلک بی

ز هجرت ای بت شیرین چالاک
دمادم دست حسرت بر سرک بی

باباطاهر


message 7: by [deleted user] (new)

ای دوست غم تو سربه سر سوخت مرا
چون شمع به بزم درد افروخت مرا

من گریه و سوز دل نمی‌دانستم
استاد تغافل تو آموخت مرا

خاقانی


message 8: by faranak (new)

faranak | 63 comments از سينه ي تنگم دل ديوانه گريزد
ديوانه عجب نيست گر از خانه گريزد


من از دل و دل از من ديوانه گريزان
ديوانه نديدم كه ز ديوانه گريزد

دولتشاه قاجار


message 9: by Atefe (new)

Atefe | 9 comments mehrdad mer30
va mer30 az baghiyeye bacheha



message 10: by [deleted user] (last edited Aug 25, 2009 07:07AM) (new)

Atefe wrote: "mehrdad mer30
va mer30 az baghiyeye bacheha
"


خواهش میکنم
دوستان میتونند از سایت زیر شاعر مورد علاقه خودشون را انتخاب کنند و رباعی هاش را بخونن
و ما را هم در لذت بردن از اشعار مورد علاقه شون سهیم کنند

ganjoor.net
بیشتر شُعرای این سایت رباعیات هم دارند.به قسمت دیوان اشعار هر شاعر که مراجعه کنید مشخص میشه.والبته همه شُعرا را هم نداره


message 11: by [deleted user] (last edited Aug 31, 2009 06:49PM) (new)

بازآ بازآ هر آنچه هستی بازآ
گر کافر و گبر و بت‌پرستی بازآ

این درگه ما درگه نومیدی نیست
صد بار اگر توبه شکستی بازآ

ابوسعید ابوالخیر


message 12: by [deleted user] (new)

در خویش چو بر مغز رسیدم از پوست
گفتم بود این مقام جای من و دوست

چون نیک نظر نمودم از دیده دل
دیدم به میان منی نباشد همه اوست

صغیر اصفهانی


message 13: by [deleted user] (new)

من درد تو را زدست آسان ندهم
دل برنکنم ز دوست تا جان ندهم

از دوست به یادگار دردی دارم
کآن درد به صد هزار درمان ندهم

مولانا


message 14: by Hamide (new)

Hamide (tabasom) | 13 comments دل من در خیابان دو بیتیست
مسیرم خط پایان دو بیتیست
کتاب و دفترم راجمع کن دل
که امشب نیز باران دو بیتیست


message 15: by Hamide (new)

Hamide (tabasom) | 13 comments دو باره شور بر پا می کند عشق
و غم ها را مداوا می کند عشق
برای درد بیماران قلبی
همین جاها مطب وا می کند عشق


message 16: by [deleted user] (new)

تا با غم عشق تو مرا کار افتاد
بیچاره دلم در غم بسیار افتاد

بسیار فتاده بود اندر غم عشق
اما نه چنین زار که این بار افتاد

مولانا


message 17: by [deleted user] (last edited Aug 31, 2009 06:48PM) (new)

مردی ز کننده در خیبر پرس
اسرار کرم ز خواجه قنبر پرس

گر طالب فیض حق به صدقی حافظ
سرچشمه آن ز ساقی کوثر پرس


message 18: by [deleted user] (new)

از من شب هجر می‌بپرسید حباب
دریای غمم کدام آرام و چه خواب

در دل بود آرام و خیالی هر موج
در دیده خیال خواب شد نقش بر آب

خاقانی


message 19: by [deleted user] (new)

آفاق به پای آه ما فرسنگی است
وز ناله‌ی ما سپهر دود آهنگی است

بر پای امید ماست هر جا خاری است
بر شیشه‌ی عمر ماست هر جا سنگی است

خاقانی


message 20: by [deleted user] (last edited Sep 23, 2009 06:34AM) (new)

اگر یار مرا دیدی به خلوت
بگو ای بی‌وفا ای بی مروت

گریبانم ز دستت چاک چاکو
نخواهم دوخت تا روز قیامت

باباطاهر


message 21: by [deleted user] (new)

تن محنت کشی دیرم خدایا
دل با غم خوشی دیرم خدایا

زشوق مسکن و داد غریبی
به سینه آتشی دیرم خدایا

باباطاهر


message 22: by [deleted user] (last edited Sep 04, 2009 08:02AM) (new)

شبی خواهم که پیغمبر ببینم
دمی با ساقی کوثر نشینم

بگیرم در بغل قبر رضا را
در آن گلشن گل شادی بچینم

باباطاهر


message 23: by Bita (new)

Bita | 506 comments ساقی گل و سبزه بس طربناک شده است

دریاب که هفته دگر خاک شده است

می نوش و گلی بچین که تا در نگری

گل خاک شدست و سبزه خاشاک شدست


خیام


message 24: by Bita (new)

Bita | 506 comments گویند مرا كه دوزخی باشد مست
قولیست خلاف دل درآن نتوان بست
گر عاشق ومیخواره بدوزخ باشند
فردا بینی بهشت همچون كفدست

خیام


message 25: by Mahsa (new)

Mahsa | 92 comments در پرده اسرار کسی را ره نیست

زین تعبیه جان هیچکس آگه نیست

جز در دل خاک هیچ منزلگه نیست

می خور که چنین فسانه‌ها کوته نیست
خیام


message 26: by [deleted user] (new)

دوش از درم آمد آن مه لاله نقاب
سیرش نه بدیدیم و روان شد به شتاب

گفتم که : دگر کیت بخواهم دیدن؟
گفتا که: به وقت سحر، اما در خواب

شیخ بهایی


message 27: by [deleted user] (new)

ای شیر سرافراز زبردست خدا
ای تیر شهاب ثاقب شست خدا

آزادم کن ز دست این بی‌دستان
دست من و دامن تو ای دست خدا

ابوسعید ابوالخیر


message 28: by [deleted user] (new)

هر ساعتم اندرون بجوشد خون را
واگاهی نیست مردم بیرون را

الا مگر آنکه روی لیلی دیدست
داند که چه درد می‌کشد مجنون را؟

سعدی


message 29: by [deleted user] (new)

هشیار سری بود ز سودای تو مست
خوش آنکه ز روی تودلش رفت ز دست

بی‌تو همه هیچ نیست در ملک وجود
ور هیچ نباشد چو تو هستی همه هست

سعدی


message 30: by Bita (new)

Bita | 506 comments تا کی ز چراغ مسجد و دود کنشت
تا کی ز زیان دوزخ و سود بهشت

رو بر سر لوح بین که استاد قضا

اندرازل آنچه بودنی بود نوشت


خیام


message 31: by [deleted user] (last edited Sep 17, 2009 07:34PM) (new)

پیری ز خرابات برون آمد مست
دل رفته ز دست و جام می بر کف دست

گفتا می نوش، کاندرین عالم پست
جز مست کسی ز خویشتن باز نرست

عراقی


message 32: by [deleted user] (new)

از باده‌ی عشق شد مگر گوهر ما
آمد به فغان ز دست ما ساغر ما

از بسکه همی خوریم می را بر می
ما در سر می شدیم و می در سر ما

عراقی


message 33: by Bita (new)

Bita | 506 comments مـن هیچ نــدانم که مــــــرا آن که سرشت

از اهـــــل بهشت کـــــــرد یــــا دوزخ زشت

جـــــامی و بتـــــی و بربطـی بر لب کشت


این هــر سه مــرا نقــد و ترا نسیه بهشت


خیام


message 34: by [deleted user] (new)

گر بوی نمی‌بری در این کوی میا
ور جامه نمی‌کنی در این جوی میا

آن سوی که سویها از آنسوی آید
می‌باش همان سوی و بدین سوی میا

مولوی


message 35: by [deleted user] (new)

عشقست طریق و راه پیغمبر ما
ما زاده‌ی عشق و عشق شد مادر ما

ای مادر ما نهفته در چادر ما
پنهان شده از طبیعت کافر ما

مولوی


message 36: by [deleted user] (new)

عاشق همه سال مست و رسوا بادا
دیوانه و شوریده و شیدا بادا

با هشیاری غصه‌ی هرچیز خوریم
چون مست شویم هرچه بادا بادا

مولوی


message 37: by [deleted user] (new)

سیاهی دو چشمانت مرا کشت
درازی دو زلفانت مرا کشت

به قتلم حاجت تیر و کمان نیست
خم ابرو و مژگانت مرا کشت

باباطاهر


message 38: by Bita (new)

Bita | 506 comments Mehrdad wrote: "عاشق همه سال مست و رسوا بادا
دیوانه و شوریده و شیدا بادا

با هشیاری غصه‌ی هرچیز خوریم
چون مست شویم هرچه بادا بادا

مولوی"



مرسی آقا مهرداد
واقعا زیباست




message 39: by [deleted user] (new)

خواهش میکنم بیتا خانم عزیز


message 40: by [deleted user] (new)

گفتم عقلم گفت که حیران منست
گفتم جانم گفت که قربان منست

گفتم که دلم گفت که آن دیوانه
در سلسله‌ی زلف پریشان منست

عبید زاکانی


message 41: by [deleted user] (new)

دنیا نه مقام ماست نه جای نشست
فرزانه در او خراب اولیتر و مست

بر آتش غم ز باده آبی میزن
زان پیش که در خاک روی باد بدست

عبید زاکانی


message 42: by Bita (new)

Bita | 506 comments نی من منم و نی تو تویی نی تو منی

هم من منم و هم تو تویی هم تو منی

من با تو چنانم ای نگار ختنی

کندر غلطم که من توام یا تو منی


مولانا


message 43: by [deleted user] (last edited Nov 13, 2009 01:26PM) (new)

ز بوی زلف تو مفتونم ای گل
ز رنگ روی تو دلخونم ای گل

من عاشق زعشقت بیقرارم
تو چون لیلی و من مجنونم ای گل

باباطاهر



message 44: by [deleted user] (new)

دلم بی وصل ته شادی مبیناد
زدرد و محنت آزادی مبیناد

خراب آباد دل بی مقدم تو
الهی هرگز آبادی مبیناد

باباطاهر


message 45: by Jalil (new)

Jalil (BehzadARYAN) | 36 comments کاش رويا هايمان روزي حقيقت مي شدند... تنگناي سينه ها دشت محبت

مي شدند... سادگي مهر و صفا قانون انسان بودن است... کاش

قانونهايمان يک دم رعايت مي شدند ...اشکهاي همدلي از روي مکر است

و فريب ...،کاش روزي چشم هامان با صداقت مي شدند... گاهي از غم

مي شود ويران دلم ...، کاشکي دلها همه مردانه قسمت ميشدند






message 46: by Jalil (new)

Jalil (BehzadARYAN) | 36 comments خیام اگر زباده مستی خوش باش باگلرخی گر نشستی خوش باش
چون عاقبت کار نیستیست
انگار که هستی چو نیستی خوش باش


message 47: by Jalil (new)

Jalil (BehzadARYAN) | 36 comments من اینقدر بدم میاد از بعضی ها که خودشون میگیرن انگار از دماغ فیل افتادند


message 48: by [deleted user] (new)

تو یار مرا ندیده‌ای معذوری
زان روی گلی نچیده‌ای معذوری

از گلشن عشق یار بوئی نوزید
در زهدستان چریده ای معذوری

فیض کاشانی



message 49: by [deleted user] (new)

ای در دل من رفته چو خون در رگ و پوست
هرچ آن به سر آیدم ز دست تو نکوست

ای مرغ سحر تو صبح برخاسته‌ای
ما خود همه شب نخفته‌ایم از غم دوست

سعدی


message 50: by [deleted user] (new)

نی باغ به بستان نه چمن می‌خواهم
نی سرو و نه گل نه یاسمن می‌خواهم

خواهم زخدای خویش کنجی که در آن
من باشم و آن کسی که من می‌خواهم

ابوسعید ابوالخیر


« previous 1
back to top

6843

عاشقانه هاي پاك- Pure Love

unread topics | mark unread