group discussion
topic:
قوانین گروه داستان کوتاه/ حتما بعد از عضویت مطالعه کنید
Comments
(showing 56-105)
post a comment »
ام.ای جان خوش اومدی به گروه
البته ناخودآگاه حاشیه ها هم پیدا میشن
اما گاهی اوقات اونم خیلی کم به داستان و بهتر فهمیدنش کمک میکنه
چقدر خوبه كه ما فقط به داستان بپردازيم، نه حاشيه هايي كه هيچ كمكي به داستان نمي كنه.با قوانين مذكور موافقم
با درود به همه
تازه به گروهتان پیوسته ام و اساسا هم با معرفی یک دوست و به خاطر این گروه عضو گودریدرز شدم
از قوانین پیروی خواهم کرد زیرا حافظ آزادی ها هستند اگرچه این خودش جمله ای سیاسی شد.
همگی شاد و دست به قلم باشید
Ali wrote: "تاپیک "بابی کشی - جمال زاده" که حذف گردید شامل مطلب انحرافی بود؟و یا اینکه نوشته ی استاد جمال زاده فاقد بار ادبی بود؟
شاید هم جنجالی بود؟
طبق قوانینی که تو این تاپیک نوشتین این موارد می تونن با..."
Mahyar wrote: "خوش حالم و همین را دوست دارم که این قوانین سلبی به معنای سلب آزادی بیان نباشند
:)"
Ali wrote: "تاپیک "بابی کشی - جمال زاده" که حذف گردید شامل مطلب انحرافی بود؟
و یا اینکه نوشته ی استاد جمال زاده فاقد بار ادبی بود؟
شاید هم جنجالی بود؟
طبق قوانینی که تو این تاپیک نوشتین این موارد می تونن با..."
دوست عزيز، علی عزيز،
من خبر از حذف مطلب بالا ندارم. از آن جايي که جمال زاده را نويسدهی بزرگي میدانم و روی نوشتههايش کار کردهام، مايلم برايم بنويسيد که موضوع از چه قرار است، البته اگر مايل باشيد.
با احترام،
فرشته
مهیار عزیزعضویت من قدمت چندانی ندارد ولی در این مدت هیچ نوع سانسوری را ندیده ام جز در برخی موارد خاص که انگشت شمارند
بله البته، اما من سر صحبتم به این مسئله نبود. گاهی همانطور که شما می دانید نوشته هایی قطعاً به این گروه ارسال می شود که ارزش ادبی ندارد و جایش اینجا نیست، اما گاهی هم با نوشته هایی مواجه می شویم که شاید نیاز به سانسور دارند یا عقاید خاصی را بیان می دارند؛ من با این مخالفم که این نوشته ها اگر ارزش ادبی دارند از گروه حذف شوند، چون به هر حال همین موضوعات هم می تواند گفت و گوهای داغ و پر مغزی را به وجود آورد که چه بسا همیشه برای ما سوالات بنیادی زندگی مان بوده ولی هیچ گاه آن را از دهان هیچ کس نشنیده ایم و دوست داریم جایی آن ها را بگوییم که سانسور نشویم - بدون این که حرف هایمان توهین باشند - و در نهایت حق دفاع از تمامی نظرات خود را، ولو خوب یا بد، داشته باشیممتشکرم بهزاد عزیز
دوست عزيزم مهيار جان
اينجا يك گروه دوستانست و اين قوانين بر اثر تجربه جمعي و بعد از پا گرفتن گروه و به اتفاق نظر اعضا تعيين شده و چيزي من در آوردي نيست
و اين هم يكي از اشكالات سايت هست كه اعضا قبل از خواندن قوانين قادر به عضو شدن هستند
و براي همين تذكر داده شده كه بعد از عضويت حتما اين تاپيك مطالعه شود
شما اگر با قوانين مشكلي داريد عضو شدنتان در اين گروه صحيح نيست
چون گروه داستان كوتاه با هدفي مشخص به كار خودش ادامه مي دهد
ولي خوشحال مي شويم اگر بعد از فعاليت در گروه و آشنايي با همه مسائل براي بهتر شدن هرچه بيشتر گروه ، اعضا نظرات خودشان را عنوان كنند
ولي اگر شخصي به طور كل با قوانين اوليه گروه مشكل دارد عضو شدنش در اين گروه صحيح نيست
در مورد اخراج از گروه هم بايد بگم
اگر كسي خلاف قوانين عمل كنه ابتدا تذكر داده خواهد شد
و در صورت تكرار از گروه اخراج مي شود
كه البته بايد بگم در طول اين يك سال و اندي تنها 2 مورد اخراج صورت گرفته
اميدوارم شما هم با مطالعه دوباره و دقيق تر قوانين تغيير نظر داده و به حضور خود در كنار ما ادامه دهيد
با تشكر
بهزاد
من که از همان بدایت امر گفتم که با قوانین مخالف هستم! اصلاً بیایید راجع به لزوم یا عدم لزوم وجود قانون در این گروه بحث کنیم. موافقید؟البته امیدوارم که مرا به خاطر همین حرف - مانند قدرت پیشگان و خودکامگان مخالف آزادی بیان - از گروه اخراج ننمایید
سلامخيلي خوشحالم كه به جمع شما پيوستم
راستشو بخوايد خودمم نميدونم نوشته هام خوبه يا بد
اگه چيزي هم بذارم نتيجه قلم فرسايي هامه كه نميدونم اسمشو
چي ميشه گذاشت؟(شعر.داستان.......)شايد بهتر باشه دوستان
قضاوت كنن
ممنون
فرهاد جان خوش اومدی به جمع ما
راستی می تونید شعر استاد سپهری را در قسمت شعر و ترانه بگذارید تا بیشتر دیده بشه و بچه های گروه لذتش را ببرن
سلام
من ضمن احترام به همه به عنوان یه عضو خیلی جدید قطعه ای از استاد سهراب سپهری (ره) تقدیمتون می کنم:
چشم تو زینت تاریکی نیست. پلک ها را بتکان کفش به پا کن و بیا، و بیا تا جایی که ماه به سرانگشت تو هشدار دهد. و زمان روی کلوخی بنشیند با تو و مزامیر شب اندام تورا مثل یک قطعه آواز به خود جذب کند
پارسایی است در آنجا که تو را خواهد گفت: بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است.
مرسی از همتون
Azade wrote: "Nazanin1987 wrote: "منم موافقم
منم وقتی عضو شدم زیاد اینجا به چشمم نیمد
امیدوارم نگید اشکال از چشمای توئه :))"
به نظر من كه چشمهاي تو بي اشكاله
ولي فكر كنم چشمهاي زينب از همه مون تيز بين تره
;)"
بات موافقم آزاده جونم
Nazanin1987 wrote: "منم موافقم
منم وقتی عضو شدم زیاد اینجا به چشمم نیمد
امیدوارم نگید اشکال از چشمای توئه :))"
به نظر من كه چشمهاي تو بي اشكاله
ولي فكر كنم چشمهاي زينب از همه مون تيز بين تره
;)
منم وقتی عضو شدم زیاد اینجا به چشمم نیمد
امیدوارم نگید اشکال از چشمای توئه :))"
به نظر من كه چشمهاي تو بي اشكاله
ولي فكر كنم چشمهاي زينب از همه مون تيز بين تره
;)
منم موافقم با قوانین.
ولی یه چیزی ،می دونین طبق این قوانین داستانهایی مثلا از صادق هدایتو نمیشه اینجا نوشت؟و خیلی از نوشته های دیگه ادبیات فارسی رو.
یه پیشنهادبهتر نیست اسم این تاپیک رو عوض کنیم
"قوانین گروه داستان کوتاه" یا یه چیزی مثل این بهتر نیست؟
کلمه ی قانون
بیشتر جلب توجه می کنه
"قابل توجه اعضاء محترم گروه داستان كوتاه"
اصلا به چشم نمیاد
بهتره اعضای جدید قبل از کامنت گذاشتن بخونش
دوست گرامی فعالیت های گروه مشخص هستش و توی شناسنامه گروه هم آورده شده.نوع کارهای بچه ها هم با خواندن مطلب فبلی که توی فولدرهای مربوطه قرار داره فابل ارزیابیه.
من متعجبم که عضو گروه می شوید و بعد تازه می خواهید بدانید کار و فعالیت گروه چیست؟
به هر حال خوش آمدید و قدمتان روی چشم.
فعالیت های گروه حوالی ادبیات میگرده
همه بچه ها به نوشتن و نقد کردن مشغولن
من سبک کاریم نوشته های کوتاهه
یا به قولی دلنوشته
از مدیران گروه هم میتونی راهنایی های لازم را بگیری
حمید ، بهزاد ، مهدی
همیشه ی راهنایی های خوبی می کنن
ممنون از زحماتتون و سعی می کنم تابع باشم هرجا که دیدم نیستم خودم خودم را از عضویت و هم صحبتی با اعضای گروه محروم می کنم.
نازنین عزیزفکر کنم من یکی از نوشته های اخیرت را خواندم و نقدی برای روی آن نوشتم. بعضی وقت ها به دلایل مختلف این اتفاق می افتد. یکی از آنها شاید موضوع نوشته ها باشد.
یعنی چی ؟
یعنی دارای خط قرمزه
یا مشکل دیگه ای داره
حرفتون را واضح تر بگید تا مدیران گروه پیشنهادی بدهند
بچه ها سلام
من یه مشکل خیلی کوچولو دارم:-) نمی تونم داستانمو جوری بذارم که شماها واسم نقدش کنید ... یکی بگه چکنم؟
ممنون و وامدار الطاف ملوکانه هرکسی که اینو بگه :-)
صفورای عزیزاول خیر مقدم بگویم که فکر کنم این کار نکرده بودم. دوم هم یک سوال. فرمودید که با این روند به هیچ جایی نمی رسیم. می خواستم بپرسم مگر قرار است به کجا برسیم؟ به هیچ عنوان قصد جسارت یا تمسخر ندارم و امیدوارم این برداشت را از حرف من نکنید.
منظورم این است که چهار ادیب بزرگ (فردوسی، مولانا، حافظ و سعدی) که ادیبان زبان و ادبیات فارسی را بر پایه این چهار ادیب تعریف می کنند به کجا رسیدند؟
به ما رسیدند و ما هم باید برویم و فقط بریم تا به آیندگان برسیم. این درجا ماندن است که تباهی می آورد
اما در خصوص دیگر نظریاتتان یک نکته دوست دارم که اشاره کنم. نمی دانم چقدر در گرهمایی های ادبی مثل شب شعر و امثال آن شرکت داشته اید. در این گردهمایی ها جوانان از ترس انتقادات جرات ابراز نظرشان را ندارند به همین دلیل هم یشرفت ادبیات بسیار کند شده است اما اینجا جایی است که کسانی که علاقمند به نوشتن هستند ولی کارشان ضعیف است، مثل خود من، می توانند آنچه در دست دارند بدون ترس ابراز دارند و نقد شوند و پیشرفت کنند
فکر می کنم همین برای شروع کافی باشد لااقل برای من و کسانی مثل من
شما مسلما از سر دلسوزی این نظر را ایرد کرده اید و جای خوش وقتی است اما فکر می کنم از این منظر به گروه نگریسته بودید و من خوشحالم که نویسنده ای قابل در این گروه عضو شده است که می تواند الهام بخش سایرین از جمله خود من باشد
امیدوارم کارهایتان را بزودی بخوانم و از آنها بیاموزم.
با سپاس
مهدی جان
من فکر می کنم این دوست عزیز ما خیلی عجله به خرج دادند
و اگر بیشتر وقت می گذاشتند و مطالب دوستان را می خوندند
اینطوری قضاوت نمی کردند
سرکار خانم صفورا.
خیلی خوشحالم که شما را در جمع خودمان می بینم.
پیشنهاد خوبی را مطرح کردید اما در حقیقت اینجا دقیقا همان یک جمع دوستانه ای است که شما از آن انتقاد کرده اید. ما در همین جمع دوستانه داستان هایمان را به اشتراک می گذاریم و بدون آنکه فضایی کارگاهی، آکادمیک و کلاسیک فراهم کنیم می خواهیم با همدیگر ابتدا داستان خواندن و سپس داستان نوشتن را فرا بگیریم.
آنچه شما مطرح فرمودید راهکار بسیار خوب و مناسبی است برای نویسنده شدن و تربیت نویسنده که من فکر نمی کنم با نوع فعالیت این گروه جور در بیاید. چرا که در رابطه با پیشنهاد شما حتما باید گروه دارای یک متخصص بسیار خبره که خودش از نظریه پردازان عرصه داستان و از برجستگان داستان نویسی باشد. حال آنکه در این گروه ما تا کنون از وجود چنین شخصی بهره نگرفته ایم و اصولا هم نمی خواهیم بهره بگیریم چرا که عرض کردم اینجا نه کلاس درس است و نه یک کارگاه داستان نویسی.
موفق باشید.
من تازه عضو این گروه شده ام ولی با اینکه تاپیک ها و کامنت هارا در حد مقدور مطالعه کرده ام چیزی دستگیرم نشده منظورم اینه که چیز بدر بخوری مطرح نمیشه بیشتر در حد گپ های دوستانه است . من پیشنهاد میکنم محور اساسی مثل تعریف داستان کوتاه و ویژگی های ان و به تبع ان طرح داستانهای کوتاه از خود و یا نویسندگان حول ویژگی های مطرح شده و در نهایت نقد این مطالب تعریف شود و به یک جمع بندی برسیم و گرنه از شاخه ای به شاخه پریدن و حد و مرز قرار دادن و ویاتقویت به تبع تفکر یکی ازدوستان صرفا پرداختن به "دنیای پاک داستان و ادبیات"!!!!! به جایی نمیرسیم














