داستان كوتاه discussion

87 views
نوشته هاي كوتاه > که چی بشه؟

Comments (showing 1-6 of 6) (6 new)    post a comment »
dateDown_arrow    newest »

message 1: by [deleted user] (new)

:خوب چرا گریه می کنی عزیز من؟اگه چیزی میخوای مث آدم حرف بزن
:من آدمم؟
:بله.از امشب،شما رسما آدمی
:چرا از امشب؟
:چون امشب به دنیا اومدی
:به دنیا اومدم که چی بشه؟
:که زندگی کنی
:زندگی کنم که چی بشه؟
:ببین من کار دارم.وقتی مامانت اومد هر سوالی خواستی ازش بپرس.
:آخه می خوام بدونم از کجا اومدم،واسه چی اومدم،کجا قراره برم،آخرش چی میشه...
:ای بابا.همون گریه کنی بهتری.واسه همینه بچه ها وقتی به دنیا میان حرف نمی زنن،یه حکمتی توشه.
:حالا جواب نمیدی؟
:آخه بچه جون ، من خودمم نمی دونم.تازه می خواستم سوال اولتو از خودت بپرسم.اصلا یادت میاد قبلِ اینجا، کجا بودی؟
:نه...فقط می دونم مث الان گیج نبودم.هیچی مهم نبود،اصلا هیچی نبود
:هیچی خوبه.لابد آخرشم میرسی به هیچی
:منظورت چیه؟
:یعنی آخرش میمیری.
:یعنی به دنیا میایم که بمیریم؟
:یعنی به دنیا میایم که بمیریم؟ سوال خوبیه ،ولی دلیل خوبی نیست....ببین هرکسی،یعنی هر وجودی که پا به این دنیا میذاره ،یه سرنوشت مخصوص خودش رو داره،یکی نیومده میمیره،یکی اونقدر میمونه تا همه دور و بریاش بمیرن،یکی هم متوسط عمر میکنه.همه آخرش باید،منظورم اینه که باید،بمیرن.میگن ما محکومیم به فنا.این درست.اما من میگم توی این بازه ی زمانی،یعنی بین تولد و مرگ،دست خودته که چی کار کنی...ما کود میشیم واسه نفرات بعدی.اما مهم اینه که چه کودی باشی.اگه خودتو بشناسی،وجودتو ارتقا بدی،اونوقت میشی یه کود ارزشمند.اونوقت واسه وجود نفرات بعدی مهم میشی،بود و نبودت فرق میکنه، دیگه الکی نیستی.می فهمی چی میگم؟
:نه
:خودمم نفهمیدم...ولش کن.حالا بگیر بخواب تا وقت داری،که بعدا باید کلی بیدار بمونی
:بیدار بمونم که چی بشه؟
:که فکر کنی،کار کنی،زندگی کنی...که یه کود خوب و مفید بشی.دیگه بخواب.شب به خیر
:شب به خیر


Amin (gharibehichestan) | 266 comments سلام
بعد از مدتها برگشتم و این اولین متنیه که خوندم
متن خوبی نبود حالا چرا؟چون خیلی ساده انگارانه نوشته شده بود در حد دلنوشته های یه نفر که تازه نوشتن رو شروع کرده شما تازه شروع کردی؟فک نکنم
دیالوگ نویسی را هم کمی بیشتر جدی بگیریم
موضوع موضوعیه که قرنها ذهن انسانها رو درگیر کرده جای کار بیشتری داشت

خواندمتان
موفق باشید


message 3: by [deleted user] (new)

مرسی از خواندنت امین
درسته،یه نوشته ی ساده بود.زیاد جدی نگیرش


Reza speed (rezaspeed) | 10 comments یه فلسوف انگلیسی که متاسفانه الان اسمش تو خاطرم نیست میگه : ماها وقتی به دنیا می آییم با سوالات زیادی روبرو میشیم و خود همین سوالات بی پاسخ باعث میشن که ما دنبال یه احدیت و افسانه هایی باشیم که بتونیم به واسطه اونها پاسخ مناسبی برای سرگشتگی هامون پیدا کنیم چون اگه خودمون پاسخ سوالات خودمون رو بدیم بالطبع برای همگان قابل قبول نخواهد بود .ولی وقتی پاسخ از یک ناخودآگاه و به قولی از سمت خدا یا حتی انسانی خاص به ما داده میشه ما می تونیم کمی درد این سرگشتگی رو کم کنیم . اسم فیلسوف رو حتما پیدا می کنم و می گم .
این نوشته سرشار از سوالات تکراری بود که همه ما کم و بیش با اون درگیر هستیم ولی کیه که بگه این سوال ها رو نداره . این حدیثی است که به تکرار در طول تاریخ گفته شده و پرسیده خواهد شد .
موفق باشید ...


message 5: by [deleted user] (last edited Dec 23, 2012 07:57AM) (new)

Reza wrote: "یه فلسوف انگلیسی که متاسفانه الان اسمش تو خاطرم نیست میگه : ماها وقتی به دنیا می آییم با سوالات زیادی روبرو میشیم و خود همین سوالات بی پاسخ باعث میشن که ما دنبال یه احدیت و افسانه هایی باشیم که بتو..."


من قبلا دنبال جواب بودم از یه منبع خارجی،اما بعد فهمیدم که راه رو غلط میرم و باید تو جود خودم کشفش کنم.گرچه هنوزم کشفش نکردم و این جوابا فقط یه حدسه،اما فکر کنم یه حدس نزدیک.

ممنون رضا.نظرت برام مهمه


message 6: by [deleted user] (new)

Vase' wrote: "قشنگ بود. این جا توی این بخش اکثر چیزایی که می خونم فقط نوشته های کوتاهه. طوری بود که به نظرم می رسید (البته با توجه به میزان کم داستان های کوتاهی که خوندم) نمی شه در حجم کوچیکی به اندازه ی یه صفحه..."


واسع نظرت رو که خوندم یه کمی به خودم امیدوار شدم
:)
ممنون به خاطر این دلگرمی

نمی دونم کِی ولی اگه فهمیدم چطوری،حتما بهت می گم.
امااون علف ها،همین الانشم علف های مرغوبی میشن.مطمئن باش


back to top

unread topics | mark unread