group discussion
topic:
تاريخ و فلسفه علم
Comments
(showing 1-5)
post a comment »
date
newest »
newest »
فلسفه و تاریخ دو مقوله بهم گره خورده است.یک فیلسوف باید درک درستی از تاریخ فلسفه داشته باشه تا دستگاه فلسفی درستی رو بیان کنه ، همینطور برای تاریخدان هم صدق میکنه. اینطور نیست؟
بی توجهی به نظرات گذشتگان گاه منجر به پیمودن راه پیموده شده میگرددکه این در وادی علم یعنی عقبگرد علمی
چه بسیارند متفکران مغرب زمین که به خاطر بی اطلاعی از تفکرات مشرقیان راهی را سالها پیموده اند بی آنکه بدانند آنچه ایشان از الفبایش سخن میگویند گذشتگان بطلان آنرا با ادله به اثبات رسانده اند
وسنت حاشیه نویسی علمای سلف ما بر کتب متقدمان نیز برای گریز از همین بلیه بوده و هست
البته روشن است که آگاهی از هر آنچه در گذشته گفته شده نه میسر است و نه مطلوب
اما اینکه ما از افکار روسای هر نحله فکری آگاهی یابیم از آن جهت که گفته شد بسیار ضروری است
اگر آگاهي و دانشي به سنت فلسفي نداشته باشيم،هيچ تفكر منسجمي پيدا نخواهيم كرد.مشكل جامعه علمي ما همين جاست.ما نه سنت فلسفي داريم و نه سنت جامعه شناختي
اعتقادی به این جمله ندارم
یعنی اینکه اعتقاد ندارم آدم برای اینکه تفکر فلسفی داشته باشه در ابتدای امر باید به گذشته روجوع کنه و در گذشته و با بررسی نظرات فلاسفه فیلسوف بشه .. اینم دقیقا چیزیه که الان تو محیط های فلسفی رواج داره که من با هاش مخالفم
در فلسفه معتقدم ابتدا باید اندیشید و سپس نیک اندیشید .. و پس از آن بار اندیشید و وقتی تفکرش به انسجام رسید به پشت سریهایش بنگرد
بنابراین با این اسلوب که من عرض کردم رابطه ی غیر مستقیمی بین فلسفه و تاریخ باقی می مونه
که در نتیجه نه فیلسوفی مورخ خوبی میشه ونه تاریخ دانی فیلسوف خوبی میشه
البته چون ویل دورانت خودش در مورد تاریخ زیاد کار کرده این طوری پنداشته
به مشابه تمامی دانشمندان و فیلسوفان غرب جز رو نماد از کل می دونن
دورانت هم موقعیت خودش رو بسط داده که از نظر من استدلال بی خودیه
----
بیشتر فلسفه علم که عنوان این تاپیک بود من رو به خودش جلب کرد چون برای ارشد یکی از رشته هایی که انتخاب کردم همین فلسفه علم بوده



