group discussion
topic:
Poetry / شعر و ادب >
Haiku - در شعر كوتاه ژاپني هم ترجمه هاي نابي است...."هايكو"
Comments
(showing 1-8)
post a comment »
date
newest »
newest »
کتاب برف از سه گانه ی مکسنس فرمين داستانی راجب هايکو سرای جوانی ست که که دو سودا در سر داشت ... هايکو و برف ... و برای رنگ گرفتن هايکو هايش شاگردی استادی را می کنند...
رمانی جالب و کوتاه !
هايكوي زير را كه ازرا پاند هم به آن نظر داشته است به شكل فوق ترجمه كرده ام
The fallen blossom flies back to its branch:
A butterfly
شكوفهي فرو افتاده سوي شاخهاش پر ميكشد
پروانه
Is haiku not the international literature of our time? (Gary says!)
آيا اين روزها شعرهاي ما مانند هايكو هستند؟
I do not know much about haiku and also about current Persian haiku's but these days our modern poems are somehow simillar to them:
گنجشك ها با تو دوستند
گربه ها از صداي پايت فرار نمي كنند
سوسك ها
_اگر تو بخواهي _
كنار دمپايي ها دراز مي كشند
جانور درونم آرام شده است
تو با كدام زبان حرف مي زني ؟
--------------------------------------------
Sparrows are your friends
Cats do not escape from your steps
Cockroachs
-if you want-
lie beside slippers
The brute inside me is quiet
To what language you talk?
Hafez Mousavi / حافظ موسوي
lunar new year's eveso many cherry blossoms
waiting in one branch
commenting on post one ... i love haiku ... which i also teach and collect ... and am proposing publishing a book with haiku from around the world ... so this is to say i welcome haiku in farsi translated ... or a project to collaborate on translation of some haiku from farsi to english togther here, this summer perhaps ... if i am not inundated with bedil rubaiyat which i now also love ... [less words to work on ... and once one gets the haiku spirit, hai-i, it's like lightning flash] ... ...
is haiku not the international literature of our time? maybe so ...
:: some old old webpages
http://tinyurl.com/2amc9r
of possible interest
old pond
frog leaps in the sound of water
ترجمه هايكو به سادگي گفتن يك هايكو نيست .چون هايكوها اكثرا بومي هستند و در ترجمه شعري كه عميقا بومي ست مترجم با مشكل برخورد مي كند .زبان ها البته بطور مجرد براي اين شي و آن مفهوم واژه هايي دارنند :آب و راه و برادريا سرما و تشنه گي و غربت .. اما مترجم به اين حقيقت ميرسديا نمي رسدكه اين برابرها هنگامي كه از نظر كاربرد هاي خود مورد توجه قرار مي گيرند تا چه حد سركش و شايد بي خاصيت ميشونند .اگر مترجم بدين نكته رسيد شعر را غير قابل ترجمه مي يابد ....
احمد شاملو و نيكي كريمي و علي عبداللهي از مترجمان قديم و جديد هايكو به نحواحسنت كه به ذات شعر صدمعه نزند..هستند.
احمد شاملو و نيكي كريمي و علي عبداللهي از مترجمان قديم و جديد هايكو به نحواحسنت كه به ذات شعر صدمعه نزند..هستند.
شما هم ترجمه كنيد
مي بينيد هايكويي تازه اي متولد شد
...........................................
هايكو نوشته ي 3 بخشی داراي 17 هجا ست. و داراي دو منظره توامان .چيزي فراتر از فرم ادبي است. راه و وسيله اي است براي ديدن و درك دنياي پيرامون. هر هايكو لحظه اي را در خود تسخير مي كند. لحظه اي عادي ، كه آوازش تا به دورها شنيدني ست. و وقتي كه اين لحظه ، يك دم انسان را به بودنش به باور مي رساند تا با خود بگويد :"خيلي آشناست . . . اين را من نيز ديده ام ، شنيده ام و .. . .
هایکو ؛ کوتاه ترین نوع شعری در جهان است که توسط ژاپنیها به ادبیات جهان معرفی شده است. رولان بارت در كتاب امپراطوري نشانهها نوشتهاي با عنوان دستبرد به معنا دارد : « هايكو داراي خاصيتي شبحواره است و آن اينكه هر كس همواره تصور ميكند به سادگي اشعاري همانند آن بسرايد آيا ميتوان چيزي سادهتر در يك نوشتار خودانگيخته از بوسون يافت:.
غروب پاييز
فقط به پدر و مادرم
ميانديشم
مي بينيد هايكويي تازه اي متولد شد
...........................................
هايكو نوشته ي 3 بخشی داراي 17 هجا ست. و داراي دو منظره توامان .چيزي فراتر از فرم ادبي است. راه و وسيله اي است براي ديدن و درك دنياي پيرامون. هر هايكو لحظه اي را در خود تسخير مي كند. لحظه اي عادي ، كه آوازش تا به دورها شنيدني ست. و وقتي كه اين لحظه ، يك دم انسان را به بودنش به باور مي رساند تا با خود بگويد :"خيلي آشناست . . . اين را من نيز ديده ام ، شنيده ام و .. . .
هایکو ؛ کوتاه ترین نوع شعری در جهان است که توسط ژاپنیها به ادبیات جهان معرفی شده است. رولان بارت در كتاب امپراطوري نشانهها نوشتهاي با عنوان دستبرد به معنا دارد : « هايكو داراي خاصيتي شبحواره است و آن اينكه هر كس همواره تصور ميكند به سادگي اشعاري همانند آن بسرايد آيا ميتوان چيزي سادهتر در يك نوشتار خودانگيخته از بوسون يافت:.
غروب پاييز
فقط به پدر و مادرم
ميانديشم


