رقص مرگ
by Mehdi
genre:
Drama
description:
دست نوشته
chapters
chapter 1:
01
01
chapter 1
—
updated 05/01/08
—
2692 characters
—
14 people liked it
—
14 reviews
رقص مرگ
یک روز تعطیل،آسمان آبی و طلوع تدریجی خورشید...والبته شیطنتهای نگران کننده تکه ابری سفید و بازیگوش درآسمان زندگی....تو از خانه خارج می شوی در حالیکه تنهائی وجودت را آزار میدهد....در امتداد خیابان دور می شوی ،ولی من همچنان گامهای سردی را که یک به یک بر می داری بر وجود خود احساس می کنم .خدایا آانچه گرما بخش زندگی من بود ،آرام آرام وجود مرا ترک می گوید....وآنچه نگرانش بودم سایه خود را بر حیات من می گستراند.................. آری بازیگوشیهای کودکانه تکه ابر سفیددر دل آسمان خبر از پایان بودن ما با هم دارد ....رقص و شادمانی ابر عذابی بی امان را بر وجودمن مستولی ساخته،عذابی سخت......،لحظه ای بودن و لحظه ای نبودن والبته من در آن لحظات کوتاه بودن همچنان با توخواهم بود، در حالیکه تو با چشمان بی تفاوت به من ، طنازیهای ابر را به تماشا نشسته ای ......تمام لحظه های با هم بودن لحظه به لحظه به نقطه پایان نزدیک می گردد. ....افسوس که آن همه با هم خندیدنها و با هم گریستنها،.... به لحظه ای طنازی از یاد میرود.... ومن چه بسیار بر وجود خود دیگران را احساس نمودم و تو را ترک نگفتم. فراوان در خود گریستم و تو هرگز احساس نکردی و ..... هل هله ای در فضای رو به خاموشی ذهن من در حال جان گرفتن می باشد .روحی مسیحائی وجودم را آرام آرام به زندگی باز می گرداند و من در مسیری که تو میروی باز با تو خوا هم بود، چرا که نسیمی مهربان سایه ابر بازیگوش را از آسمان زندگی من دور ساخته و اینک ما با هم در میان شادمانی و رقص درختان به آهستگی دور می شویم ،اگر که تو هم با من باشی؟ .... ای کاش هیچ آسمانی هرگز ابری نباشد...(سایه)
اگر این دست نوشته مورد پسند واقع گردید ....با نظرات خود بنده را راهنمائی والبته تشویق به ادامه دست نوشته های دیگر نمائید.. لطفأ
مهدی
back to top
یک روز تعطیل،آسمان آبی و طلوع تدریجی خورشید...والبته شیطنتهای نگران کننده تکه ابری سفید و بازیگوش درآسمان زندگی....تو از خانه خارج می شوی در حالیکه تنهائی وجودت را آزار میدهد....در امتداد خیابان دور می شوی ،ولی من همچنان گامهای سردی را که یک به یک بر می داری بر وجود خود احساس می کنم .خدایا آانچه گرما بخش زندگی من بود ،آرام آرام وجود مرا ترک می گوید....وآنچه نگرانش بودم سایه خود را بر حیات من می گستراند.................. آری بازیگوشیهای کودکانه تکه ابر سفیددر دل آسمان خبر از پایان بودن ما با هم دارد ....رقص و شادمانی ابر عذابی بی امان را بر وجودمن مستولی ساخته،عذابی سخت......،لحظه ای بودن و لحظه ای نبودن والبته من در آن لحظات کوتاه بودن همچنان با توخواهم بود، در حالیکه تو با چشمان بی تفاوت به من ، طنازیهای ابر را به تماشا نشسته ای ......تمام لحظه های با هم بودن لحظه به لحظه به نقطه پایان نزدیک می گردد. ....افسوس که آن همه با هم خندیدنها و با هم گریستنها،.... به لحظه ای طنازی از یاد میرود.... ومن چه بسیار بر وجود خود دیگران را احساس نمودم و تو را ترک نگفتم. فراوان در خود گریستم و تو هرگز احساس نکردی و ..... هل هله ای در فضای رو به خاموشی ذهن من در حال جان گرفتن می باشد .روحی مسیحائی وجودم را آرام آرام به زندگی باز می گرداند و من در مسیری که تو میروی باز با تو خوا هم بود، چرا که نسیمی مهربان سایه ابر بازیگوش را از آسمان زندگی من دور ساخته و اینک ما با هم در میان شادمانی و رقص درختان به آهستگی دور می شویم ،اگر که تو هم با من باشی؟ .... ای کاش هیچ آسمانی هرگز ابری نباشد...(سایه)
اگر این دست نوشته مورد پسند واقع گردید ....با نظرات خود بنده را راهنمائی والبته تشویق به ادامه دست نوشته های دیگر نمائید.. لطفأ
مهدی
Did you like this?
vote
(14 people liked it)
reviews of this writing
chapter 1 review
Nazanin
said:
"
خوب بود ولي احتياج به كار بيشتري است . براي خوب نوشتن ابتدا بايد خوب ديد خوب حس كرد و...more
"
chapter 1 review
Samira
said:
"
salam,
matn khobi bod ama man ntonestam ertebate amighi bahash bargharar konam... omidvaram dar dastneveshte haye diga in etefagh baraye man biofteh!...more "
matn khobi bod ama man ntonestam ertebate amighi bahash bargharar konam... omidvaram dar dastneveshte haye diga in etefagh baraye man biofteh!...more "
chapter 1 review
Mahsa
said:
"
استعاره های به جا و زیبایی داشت و کلی مطلب را در قالب یک تصویر بیان کردید فقط تا انج...more
"
chapter 1 review
Rose
said:
"
nasre aali va zibayee bod. vaghean dashtane chenin zehne vasie va khalagh ro bayad tahsin goft . montazere edameye dast neveshte haye shoma hastam. ba...more
"
chapter 1 review
Maryam
said:
"
ziba bood o jozeeat ham khoob ada shode bood vali kheili ghamgin bood
omidvaram zendegitan sarshar az shadi o shoor o eshgh bashad
Maryam Golpayegan...more "
omidvaram zendegitan sarshar az shadi o shoor o eshgh bashad
Maryam Golpayegan...more "
chapter 1 review
persona
said:
"
hamishe yek aaghaz etefagh mioaftd va gharar nist hich aghazi kameltarine noe khood bashad...kasi ke ghalam be dast migirad va shoro be neveshtan miko...more
"
chapter 1 review
Sepide
said:
"
خوب بود ولي به نظر بزرگان و اهل فن بهتر است كه متون ادبي بيشتري مطالعه كنيد.
ضمناً ر...more "
ضمناً ر...more "
chapter 1 review
Elmira
said:
"
dashtan estearehaie honari tanha kafi nist man ehsas mikonam agarche matn daraie in ghalebhaie honari bood ghader be dargir kardane khanande nabood.
"





