خلاء - قصه یک ماهی غرق شده (chapter 7) by faranak
chapters
chapter 1:
وقتی که دیگر عاشق نبودم
chapter 2:
یک لحظه فراموشی
chapter 3:
ستاره ای که در فالم نبود
chapter 4:
سرزمین مسموم
chapter 5:
به تاوان عدالت
chapter 6:
کودکیهای مرده
chapter 7:
قصه یک ماهی غرق شده
قصه یک ماهی غرق شده
chapter 7
—
updated Jan 11, 2008
—
259 characters
—
1 person liked this writing
—
1 review of this writing
نفسم تیر میکشد
بودنم تهی از زیستن
غرق میشوم در عمق مرده زار مرداب
با تنی که پاره پاره آرزوهای نداشته است
بوی آب می آید
بوی آب میدانی؟
Did you like this?
vote
(1 person liked this writing)

