خلاء - به تاوان عدالت (chapter 5) by faranak
chapters
chapter 1:
وقتی که دیگر عاشق نبودم
chapter 2:
یک لحظه فراموشی
chapter 3:
ستاره ای که در فالم نبود
chapter 4:
سرزمین مسموم
chapter 5:
به تاوان عدالت
chapter 6:
کودکیهای مرده
chapter 7:
قصه یک ماهی غرق شده
به تاوان عدالت
chapter 5
—
updated Jan 11, 2008
—
446 characters
—
1 person liked this writing
—
1 review of this writing
به قضاوت ايستاده ام
مستحق تنهايي حجيمي
كه پوكم ميكند
به عدالتي كه اعدام شد
خلوت شلوغ افكار
روي خط بي پايان تداعي
وقتي كه خاطره ها نم ميكشند
مسموم زهري كه به سلامتيش نوش ميكني
به داوري خود نشسته ام
!اعدام نه
محكوم ابدي نظاره كردنم
back to top
مستحق تنهايي حجيمي
كه پوكم ميكند
به عدالتي كه اعدام شد
خلوت شلوغ افكار
روي خط بي پايان تداعي
وقتي كه خاطره ها نم ميكشند
مسموم زهري كه به سلامتيش نوش ميكني
به داوري خود نشسته ام
!اعدام نه
محكوم ابدي نظاره كردنم
Did you like this?
vote
(1 person liked this writing)

