خلاء - وقتی که دیگر عاشق نبودم by faranak
chapters
chapter 1:
وقتی که دیگر عاشق نبودم
chapter 2:
یک لحظه فراموشی
chapter 3:
ستاره ای که در فالم نبود
chapter 4:
سرزمین مسموم
chapter 5:
به تاوان عدالت
chapter 6:
کودکیهای مرده
chapter 7:
قصه یک ماهی غرق شده
وقتی که دیگر عاشق نبودم
chapter 1
—
updated Mar 16, 2009
—
276 characters
—
1 person liked this writing
—
1 review of this writing
ایستاده ام
روی احساسم
قلبی ندارم برای نفس کشیدن
سینه ام تاریک و توخالیست
درد من سیال در ذهنم
روح من جایی به زنجیر
من درون خود به دیواری اسیرم
back to top
روی احساسم
قلبی ندارم برای نفس کشیدن
سینه ام تاریک و توخالیست
درد من سیال در ذهنم
روح من جایی به زنجیر
من درون خود به دیواری اسیرم
Did you like this?
vote
(1 person liked this writing)

