مناجات
by Ali
genre:
Religion & Spirituality
description:
دکتر شریعتی
chapters
chapter 1:
مناجات
مناجات
chapter 1
—
updated 11/01/07
—
2127 characters
—
0 people liked it
خدایا:
به من زیستنی عطا کن که در لحظه ی مرگ ، بر بی ثمری لحظه ای که برای
زیستن گذشته است ، حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش سوگوار
نباشم ...بگذار آن را من ، خود انتخاب کنم اما آن چنان که تو دوست داری. ای خدایی که
برای خوشبختی دریاها ، باران را دمادم فرستادی و به خاطر گل روی خورشید ، به کوه ها
گفتی هرگز راه نروند ، ای خدایی که همه ی دل ها به نام تو آغاز می شود و همه ی
عشق ها از نگاه تو سرچشمه می گیرد ، ای خدایی که واژه ها را آفریدی و به درختان
توفیق دادی که مداد بشوند ... به کاغذها هم نشینی با شعرها را عطا فرمودی ، یک روز
دروازه های ابدیت را به روی من باز کن . بگذار دمی در کوچه های بهشت بیاسایم !
ای خدایی که سراغت را از شمع ها می توان گرفت و ستاره ها به شوق تو می درخشند ،
ای خدایی که همه ی آلاله ها تو را می خوانند و همه ی جاده ها دوست دارند به تو ختم
شوند ، روح مرا مثل پر پروانه ها زیبا کن و مرا در میان گرگهای نفس تازه ، تنها مگذار !
ای خدایی که از تمام باغ ها زیبا تری و زیبایی آفرینه ها را دوست داری ، ای خدایی که
گل ها را همسایه ی دائمی من قرار دادی تا روز های خوشبوی ازل را فراموش نکنم ،
ای خدایی که هر روز و هر شب پشت پلک هایم می آیی و چشم هایم را با خود به ملکوت
می بری ، دلم را مالامال از عشق آینه ها کن و ابرهای مسافر را به سوی باغچه ام
back to top
به من زیستنی عطا کن که در لحظه ی مرگ ، بر بی ثمری لحظه ای که برای
زیستن گذشته است ، حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش سوگوار
نباشم ...بگذار آن را من ، خود انتخاب کنم اما آن چنان که تو دوست داری. ای خدایی که
برای خوشبختی دریاها ، باران را دمادم فرستادی و به خاطر گل روی خورشید ، به کوه ها
گفتی هرگز راه نروند ، ای خدایی که همه ی دل ها به نام تو آغاز می شود و همه ی
عشق ها از نگاه تو سرچشمه می گیرد ، ای خدایی که واژه ها را آفریدی و به درختان
توفیق دادی که مداد بشوند ... به کاغذها هم نشینی با شعرها را عطا فرمودی ، یک روز
دروازه های ابدیت را به روی من باز کن . بگذار دمی در کوچه های بهشت بیاسایم !
ای خدایی که سراغت را از شمع ها می توان گرفت و ستاره ها به شوق تو می درخشند ،
ای خدایی که همه ی آلاله ها تو را می خوانند و همه ی جاده ها دوست دارند به تو ختم
شوند ، روح مرا مثل پر پروانه ها زیبا کن و مرا در میان گرگهای نفس تازه ، تنها مگذار !
ای خدایی که از تمام باغ ها زیبا تری و زیبایی آفرینه ها را دوست داری ، ای خدایی که
گل ها را همسایه ی دائمی من قرار دادی تا روز های خوشبوی ازل را فراموش نکنم ،
ای خدایی که هر روز و هر شب پشت پلک هایم می آیی و چشم هایم را با خود به ملکوت
می بری ، دلم را مالامال از عشق آینه ها کن و ابرهای مسافر را به سوی باغچه ام
Did you like this?
vote