مینی مال های من - تصمیم کبوتر

52555
description
تصمیم کبوتر
tags

genre

stats
Published on 2009-08-18 · 23 total people like it


تصمیم کبوتر
Chapter 1   —   Updated Aug 18, 2009   —   1,201 characters
دارم از سر کار برمیگردم و عقب ماشین باد گرم میخورم و به عادت همیشه به بالای خانه ها نگاه میکنم




.
ماشین در ترافیک است و هایده میخواند :"باد مستم که تو صحرا میپیجم دور تو میگردم !".



و من درترافیک به کبوتر خیره شده ام که دو دل است که بپرد یا بماند لب بوم.
این تردید ها را میشناسم خوب میشناسم .


به کبوتر فکر میکنم که جرا این همه تعلل میکند .اصلا چه فرقی میکند که بماند یا برود ! کاش میدانست تصمیم او یک نقطه کوچک در هستی است و اگر نپرد فقط حسرتش بر دل او میماند وبس


!
به کبوتر زیر لب میگویم : "بپر, نترس" . و به خودم فکر میکنم و می اندیشم که شاید تصمیم من هم در جهان لحظه کوچک تصمیم یک انسان خاکی بود و بس گرچه من هم صدایی را نشنیدم که به من بگوید:



:
بپر
نترس
...! !!



Comments (showing 1-6 of 6) (6 new)

dateDown_arrow    newest »

message 1: by Behzad (last edited Aug 20, 2009 04:24am) (new)

Behzad Vahdati manesh زوزه گرگ و شغال
سايه مرگ بر آب
ورد صدباره پير گله اين بود ز دور
بپرم؟
يا نپرم از لب جوب؟


message 2: by (setareh).ساینا (last edited Aug 23, 2009 12:05am) (new)

(setareh).ساینا ستاره باران باش

نپرس پياله هاي خالي از آن کيست.


message 3: by Leila (last edited Aug 24, 2009 09:38am) (new)

Leila Dehghan بپر
.
.
.
.

نترس ...... :)


message 4: by nazanin (last edited Aug 27, 2009 10:49pm) (new)

nazanin b liked it


message 5: by tAyebe teimouri...Medad Rangi (last edited Sep 07, 2009 01:08am) (new)

tAyebe teimouri...Medad Rangi سنگي در دست من است
و شيطنتي به اقتضاي كودكي
تو مرا از سيلي و تنبيه نمي ترساني
چيزي به دست من شكسته خواهد شد


message 6: by mohsen (last edited Apr 30, 2010 08:19am) (new)

mohsen کبوتر نشنید..تو هم نشنیدی ..ولی شاید کسی چیزی گفته باشد


back to top