ممنوعه

by Cyrus Hoseini
6554

genre: Poetry
description:
A poem


chapters

chapter 1: ممنوعه


ممنوعه
chapter 1   —   updated 06/06/07   —   1258 characters   —   0 people liked it
چه واقعیت ناچیزی! برای من " تو" وطن بودی
نه این که نیمه پنهانم، تمام روح و بدن بودی

قفس شکسته کشیدی خط، به روی این همه تن دادن
خلاف عادت مرسومه، ورای باور من بودی

نشد که با تو بیاندیشم، حدود پا و گلیمم را
که روی طبل "دگر بودن"، مدام گرم زدن بودی

(چه طعم خالص اکسیری (دوباره یاد تو افتادم
شریک جمله گناهانم! همیشه خاطر من بودی

به من بگو تو نمی ترسی، که بین این همه نیمه- مرد
بدون وقفه:"تمام عاشق"، همیشه یکسره "زن" بودی؟

کدام واژه تورا آورد، به سطر بسته این کاغذ؟
تویی که ترجمه ای دیگر، میان این همه "من" بودی

خدا دوباره مرا ترساند، چرا دروغ؟ نبوسیدم
تورا که میوه ممنوعه، میان دست و دهن بودی

دهان بسته به نانم را، به جرم نام تو آلودم
چه فعل "استن" شیرینی، در انتظار "شدن" بودی

سیروس - اردیبهشت 86
back to top

Did you like this?   vote  

all writing
all of Cyrus's writing