دزد بچه ها
by Cyrus Hoseini
genre:
Literature & Fiction
description:
An Intorduction
chapters
chapter 1:
دزد بچه ها
دزد بچه ها
chapter 1
—
updated 09/04/08
—
2383 characters
—
7 people liked it
—
2 reviews
تصویری که از دزد بچهها داشتم، سالها وامیداشتم که بعدازظهرها، آرام و با دستهای خیس از هیجان در خانه را بازکنم و سرک بکشم. باد تابستانی موج گرمی به هوا میزد و باد برای تکمیل صحنه، گرد و خاک خیابان را به هوا بلند میکرد، با زمزمهای آرام و پیوسته ... هو... هو ...هو. و من میایستادم تا گرد و خاک مرا دربرگیرد و از پشت هیاهوی گنگ باد، صدای بم کامیونی زنده شود که یک بارِ جنازه با خودش میبرد و دو راننده ریزنقش آن، با کلههای طاس و گوشهای نوک تیز به من خیره شده بودند. و چه لذتی داشت درست آن لحظه که تصویر کامیون از لابلای ذرات خاک رقصان جان میگرفت و درها برای گرفتن من باز میشد، به خانه دویدن و در را بستن.
٭٭٭٭
اظطراب آقای دکتر! اسمی که تو به بیماریم دادی. حاصل جمع ترسهایی که داشتم، از تاریکی، بلندی، کلاس درس، مردم، دوست داشتن و دوست داشته شدن و بیش از همه از نوشتن. و گفتی که ترس در مواحهه با خودش میشکند. اما نگفتی که این شکستن، آبستن مرض سختتری است. ورود به تاریکی، پرش از بلندی (که لذت به زمین رسیدنش جان به لبم میآورد)، امتحان، اجتماع، عشق و سرگشتگی و داستان، بیماری دیگری هدیهام کردند. با اجازه اسمش را میگذام هوس. و هوس آخری کار دستم داد. نوشتن در توانم نبود. افسون واژهها، که با نخستین کلمات از دهان کوتوله گوشدراز بیرون آمد، اظطرابم را فرونشاند. ایستادم تا گرد و خاک فرونشست و رویاییم، در خلوت بعدازظهر، با هٌرم گرما بخار شد. پشت هیاهوی باد، هیچ نبود.
سه شنبه، 4 فروردين، 1383
Did you like this?
vote
(7 people liked it)






