فقر ادبی در وب
by milad sadeghi
genre:
Drama
description:
گفتگوی من با رضا شکراللهی سردبیر سایت ادبی هنری ،هفتان و خوابگرد و منتقد که در روزنامه ی کارگزاران در دو شماره در تاریخ 3/11/86 و4/11/86 منتشر شد اما متاسفانه تنها شماره ی اول را توانستم بیابم.
chapters
chapter 1:
فقر ادبی در وب
فقر ادبی در وب
chapter 1
—
updated 08/28/08
—
6942 characters
—
1 person liked it
—
1 review
میلاد میرمحمدصادقی: پدیده اینترنت آرام آرام و خاموش در زندگیمان نفوذ کرده و برای بسیاری از ما نیازی روزمره از زندگی شخصی و حرفهای شده است. در این قحطی نشریات کاغذی تخصصی ادبیات، شاهد ظهور گسترده مجلات و سایتهای ادبی در دنیای مجازی بودهایم اما بیشک هر پدیده تازهای مشکلات تازهای را هم یدک میکشد. این دنیای مجازی آیا میتواند بستری برای فعالیتهای جدی و پاسخگویی به نیازهای ما باشد؟ به دنبال یافتن این پاسخ سراغ سیدرضا شکراللهی، صاحب سایت ادبی-هنری خوابگرد و سردبیر سایت خبری-هنری هفتان رفتم. البته به فراخور موضوع مصاحبه، به شیوه «اینترنتی!»
جناب شکراللهی عزیز با تشکر میخواستم چند سطر از خودتان و خوابگرد و هفتان بگویید.
درباره خودم حرفی برای گفتن ندارم؛ جز اینکه اکنون 35 سالهام و با همسرم و پسر سهسالهام زندگی میکنم. «خوابگرد» www.khabgard.com که زمان تاسیس آن بیش از پنج سال پیش است، اکنون دیگر بیش از آنکه وبلاگ شخصیام باشد، پایگاهی شده با رویکردی انتقادی در عرصه فرهنگ و هنر و ادبیات؛ هرچند رخوتِ حاکم بر فضای فرهنگی کشور، روح مرا هم بینصیب نگذاشته و این روزها، انگیزههای کمتری برای استفاده کامل از آن دارم. سایت «هفتان» www.haftan.com هم یک ترمینال خبری است که عمری حدودا دوسال و نیمه دارد و صرفا در عرصه فرهنگ و هنر فعالیت میکند با شعار: «از هفت آسمان فرهنگ و هنر، در وب چه خبر؟». این سایت را اعضای فعال سایت و خودِ ما گردانندگان بهروز میکنیم. مدیریت و سردبیری سایت با من است و دو نفر از دوستانم، در بازنگری لینکها و ویرایش تیترها و توضیحها، بدون نام، به من کمکِ بسیار و بیدریغ میکنند. سایت هفتان تقریبا تمامی موضوعات فرهنگی و هنری را پوشش میدهد و برای هر کدام شاخهای جداگانه دارد. کارکرد اصلی هفتان این است که زحمت وبگردیهای تودرتو، وقتکش و گاه بینتیجه را برای اهل فرهنگ و هنر و ادبیات کم میکند و «برگزیده» خبرها و مطالبِ تازه را از خبرگزاریها گرفته تا وبسایتها و وبلاگها، به شکل پاکیزه در اختیار ایشان قرار میدهد، تا به انتخاب خویش، پی موضوع خویش بروند.
یک سایت ادبی به نظر شما چه امکان تازهای در اختیار نویسنده و مخاطب قرار می دهد؟
سایتهای ادبی از نظر محتوا همان کارکردی را دارند که نشریات کاغذی دارند، با این تفاوت که امکان تعامل با مخاطبان در فضای وب هم بسیار بیشتر است، هم تقریبا بیواسطه. افزون بر این، با توجه به هزینه راهاندازی یک سایت ادبی در برابر نشریات کاغذی، هم از نظر مالی و هم گرفتاریهای مخصوص ایران مثل مجوز و نظارت و... آدمها و گروههای زیادی امکان نشر آثار و نقدهایشان را مییابند و در واقع، فضای ادبیات در وب، فضای دموکراتیکتری به نظر میرسد. خب همین ویژگیها به اندازه کافی جذابیت دارند که باعث شوند تولیدکنندگان و مصرفکنندگان، احساس کنند امکانات تازهای در این فضا دارند.
در دنیای مجازی به دلیل سهولت راهاندازی یک وبلاگ یا سایت ادبی ممکن است عدهای دچار توهمی بزرگ شوند. این آدمها خود را همسطح نویسندگان و وبلاگنویسان بزرگ می بینند. این توهم میتواند در آنها به وجود آید که اگر فلانی وبلاگ دارد خوب من هم دارم. یا اگر اثر فلانی در اینترنت منتشر شده خوب اثر من هم میشود. این توهم به نظر شما چه عواقبی را در بر دارد؟
این توهم، از نظر من متاسفانه فاجعه بزرگی است که رخ داده و هنوز هم پیامدهای منفی آن برخی را آزار میدهد. ببینید، امکان نوشتن و نشر در فضای وب، امکان بیبدیلی است برای گسترش فضای دموکراتیک در ادبیات، و از این نظر بسیار ارزشمند است. اما آسیبِ جدی چنین فضایی، ایجادِ همین توهم زیانبار است که در دو، سه سال اخیر باعث شد نوعی ابتذال در این فضا رخنه کند. منظورم از «ابتذال» مفهوم اخلاقی و عرفی آن نیست، بلکه آسانگیری و جذابیتهای سطحی و زودگذر و غلبه سلیقه عوام بر خواص است، اما به مرور زمان، این مصیبت بزرگ کمی رنگ باخته. یکی به دلیل فراگیر شدن روزافزون استفاده از امکانات وب مثل وبلاگ و سایت، که خود باعث شکسته شدن هویتهای بیبنیاد شد و دیگر اینکه بیمایگان پس از مدتی حرفهایشان ته کشید و آرام و آرام به خود آمدند و دیدند که وبلاگداری و سایتداری لزوما به معنای برخورداری از اندیشه و هنر و توانایی و تجربه نیست. به اینها بیفزایید این را که به تدریج، نویسندگان و منتقدان واقعی، توانستند شبکهها و جزیرههای خویش را در این فضا بیابند و اکنون دیگر متوهمان این فضا امکان چندانی برای دیده شدن یا شنیده شدن ندارند. ماجرای آب دریاست و کفِ آن!
back to top
جناب شکراللهی عزیز با تشکر میخواستم چند سطر از خودتان و خوابگرد و هفتان بگویید.
درباره خودم حرفی برای گفتن ندارم؛ جز اینکه اکنون 35 سالهام و با همسرم و پسر سهسالهام زندگی میکنم. «خوابگرد» www.khabgard.com که زمان تاسیس آن بیش از پنج سال پیش است، اکنون دیگر بیش از آنکه وبلاگ شخصیام باشد، پایگاهی شده با رویکردی انتقادی در عرصه فرهنگ و هنر و ادبیات؛ هرچند رخوتِ حاکم بر فضای فرهنگی کشور، روح مرا هم بینصیب نگذاشته و این روزها، انگیزههای کمتری برای استفاده کامل از آن دارم. سایت «هفتان» www.haftan.com هم یک ترمینال خبری است که عمری حدودا دوسال و نیمه دارد و صرفا در عرصه فرهنگ و هنر فعالیت میکند با شعار: «از هفت آسمان فرهنگ و هنر، در وب چه خبر؟». این سایت را اعضای فعال سایت و خودِ ما گردانندگان بهروز میکنیم. مدیریت و سردبیری سایت با من است و دو نفر از دوستانم، در بازنگری لینکها و ویرایش تیترها و توضیحها، بدون نام، به من کمکِ بسیار و بیدریغ میکنند. سایت هفتان تقریبا تمامی موضوعات فرهنگی و هنری را پوشش میدهد و برای هر کدام شاخهای جداگانه دارد. کارکرد اصلی هفتان این است که زحمت وبگردیهای تودرتو، وقتکش و گاه بینتیجه را برای اهل فرهنگ و هنر و ادبیات کم میکند و «برگزیده» خبرها و مطالبِ تازه را از خبرگزاریها گرفته تا وبسایتها و وبلاگها، به شکل پاکیزه در اختیار ایشان قرار میدهد، تا به انتخاب خویش، پی موضوع خویش بروند.
یک سایت ادبی به نظر شما چه امکان تازهای در اختیار نویسنده و مخاطب قرار می دهد؟
سایتهای ادبی از نظر محتوا همان کارکردی را دارند که نشریات کاغذی دارند، با این تفاوت که امکان تعامل با مخاطبان در فضای وب هم بسیار بیشتر است، هم تقریبا بیواسطه. افزون بر این، با توجه به هزینه راهاندازی یک سایت ادبی در برابر نشریات کاغذی، هم از نظر مالی و هم گرفتاریهای مخصوص ایران مثل مجوز و نظارت و... آدمها و گروههای زیادی امکان نشر آثار و نقدهایشان را مییابند و در واقع، فضای ادبیات در وب، فضای دموکراتیکتری به نظر میرسد. خب همین ویژگیها به اندازه کافی جذابیت دارند که باعث شوند تولیدکنندگان و مصرفکنندگان، احساس کنند امکانات تازهای در این فضا دارند.
در دنیای مجازی به دلیل سهولت راهاندازی یک وبلاگ یا سایت ادبی ممکن است عدهای دچار توهمی بزرگ شوند. این آدمها خود را همسطح نویسندگان و وبلاگنویسان بزرگ می بینند. این توهم میتواند در آنها به وجود آید که اگر فلانی وبلاگ دارد خوب من هم دارم. یا اگر اثر فلانی در اینترنت منتشر شده خوب اثر من هم میشود. این توهم به نظر شما چه عواقبی را در بر دارد؟
این توهم، از نظر من متاسفانه فاجعه بزرگی است که رخ داده و هنوز هم پیامدهای منفی آن برخی را آزار میدهد. ببینید، امکان نوشتن و نشر در فضای وب، امکان بیبدیلی است برای گسترش فضای دموکراتیک در ادبیات، و از این نظر بسیار ارزشمند است. اما آسیبِ جدی چنین فضایی، ایجادِ همین توهم زیانبار است که در دو، سه سال اخیر باعث شد نوعی ابتذال در این فضا رخنه کند. منظورم از «ابتذال» مفهوم اخلاقی و عرفی آن نیست، بلکه آسانگیری و جذابیتهای سطحی و زودگذر و غلبه سلیقه عوام بر خواص است، اما به مرور زمان، این مصیبت بزرگ کمی رنگ باخته. یکی به دلیل فراگیر شدن روزافزون استفاده از امکانات وب مثل وبلاگ و سایت، که خود باعث شکسته شدن هویتهای بیبنیاد شد و دیگر اینکه بیمایگان پس از مدتی حرفهایشان ته کشید و آرام و آرام به خود آمدند و دیدند که وبلاگداری و سایتداری لزوما به معنای برخورداری از اندیشه و هنر و توانایی و تجربه نیست. به اینها بیفزایید این را که به تدریج، نویسندگان و منتقدان واقعی، توانستند شبکهها و جزیرههای خویش را در این فضا بیابند و اکنون دیگر متوهمان این فضا امکان چندانی برای دیده شدن یا شنیده شدن ندارند. ماجرای آب دریاست و کفِ آن!
Did you like this?
vote
(1 person liked it)
reviews of this writing
chapter 1 review
Ava
said:
"
jaleb bud.are fazaye democratictar.b khabgard ham sar zadam.az etelaatet mamnun.
"