Ahmad's Reviews > قصه های مجید

قصه های مجید by هوشنگ مرادی کرمانی
Rate this book
Clear rating

by
614778
's review
Jan 11, 12

bookshelves: short-stories, literature
Read in January, 2001

گلی از دست من بستون و بو کن
میون هر دو زلفونت فرو کن
به هر جایی که رفتی من نبودم
بشین و با خود گل گفتگو کن
هوشنگ مرادی کرمانی

داستان "عاشق كتاب" با این جملات آغاز می‌شود
مش اسدالله صفحه‌ای از كتابی پاره كرد. با صفحه پاره شده پاكت قیفی درست كرد. تویش تنباكو ریخت. گذاشت توی ترازو. وزنش كرد. درش را بست و داد دست من. قند و چای و زردچوبه هم گرفته بودم. مش اسدالله چرتكه انداخت، حساب كرد و پولش را گرفت. راه افتادم. به خانه كه رسیدم، مادربزرگ چیزهایی را كه از مش‌اسدالله، بقال سركوچه، گرفته بودم از من گرفت و پاكتها را خالی كرد و كاغذهایشان را، كه صفحه كنده شده كتاب بود، داد به من و گفت كه بریزم توی سطل آشغال
.
.
1 like · likeflag

Sign into Goodreads to see if any of your friends have read قصه های مجید.
sign in »

No comments have been added yet.