♍'s Reviews > The Baron in the Trees

The Baron in the Trees by Italo Calvino
Rate this book
Clear rating

by
9265124
's review
May 05, 2014

it was ok

کوزیمو لاروس دو روندو
بر فراز درختان زیست
همواره زمین را دوست داشت
و به آسمان رفت.



" امپراتور با خیلی از همراهان از راه رسید . نیمروز شده بود که سر خود را به سوی شاخه ها بلند کرد تا کوزیمو را ببیند.به فراخور آن تشریفات لازم دید که چند جمله ای رسمی را به زبان آورد.گفت:
- به خوبی آگاهم که شما...
دستش را به پیشانی برد و سایبان چشمانش کرد.
- آگاهم که شما ، در این جنگلها...
یک گام پس رفت تا آفتاب چشمانش را نیازارد.
- ...در این جنگلهای سبز و خرم ما ...
کوزیمو به ناراحتی ناپلئون پی برد . مؤدبانه پرسید :
- حضرت امپراتور ، کاری هست که بتوانم برای شما انجام بدهم :
ناپلئون گفت :
- بله ، بله ، خاهش می کنم کمی نزدیکتر بیایید تا آفتاب چشمم را نزند...نزدیکتر ، آها...همین جا ، خوب شد...تکان نخورید...
آنگاه ساکت شد و به فکر فرو رفت . انگار چیزی به یادش آمده بود.آنگاه رو به اوژن نایب السلطنه ایتالیا کرد و گفت :
- به نظرم می رسد که عین این صحنه را جای دیگری هم دیده ام...
کوزیمو گفت :
شما نبودید ، اعلیحضرت اسکندر کبیر بود.
ناپلئون گفت :
- درست است ! درست است ! دیدار اسکندر با دیوژن.
نایب السلطنه گفت :
- اعلیحضرت همه ی نوشته های پلوتارک را به خاطر دارند.
کوزیمو گفت :
- ولی در آن دیدار اسکندر بود که از دیوژن پرسید چه کاری می تواند برایش انجام دهد ، و دیوژن در جواب از او خاست که از جلو آفتاب کنار برود !
... "



1 like · flag

Sign into Goodreads to see if any of your friends have read The Baron in the Trees.
Sign In »

No comments have been added yet.