khers's Reviews > نقدی بر قرائت رسمی از دین

نقدی بر قرائت رسمی از دین by محمد مجتهد شبستری
Rate this book
Clear rating

by
20887
's review
Feb 27, 09

bookshelves: ادیان-مذاهب

ایده مجتهد شبستری قابلیت های زیادی دارد. البته به نظر من تلاش مجتهد شبستری برای نقد قرائت رسمی از دین و تحقق پلورالیسم بیش از سایرین موفق بوده همچنین تلاش ایشان بر اولویت حقوق بشر و اینکه تلاشش منجر به نوعی سکولاریسم می شود برای من جالب هست
------------------------------------
تفاوت امثال کدیور با مجتهد شبستری در شفافیت و صراحت مرزبندی با قرائت رسمی و سنتی و تاریخی از دین هست. یعنی تاکید بر جامعه ای دموکراتیک و حقوق بشر و البته سکولاریسم . . اساسا به نظر من فقط در جامعه ای سکولار می شود در مورد ایمان و تجربه دینی حرف زد یا حتی به شعائر و مناسک دینی عمل کرد..........
1 like · likeflag

Sign into Goodreads to see if any of your friends have read نقدی بر قرائت رسمی از دین.
sign in »

Comments (showing 1-10 of 10) (10 new)

dateDown_arrow    newest »

message 1: by yaser (new)

yaser mirzaee من اين كتاب رو نخوندم اما كتاب هرمنتيك كتاب و سنت رو خوندم. به گمانم آقاي شبستري كلن يه ايده بيشتر ندارن و همون رو در مسائل مختلف بسط دادن.
البته به نظرم چندان هم در بسط آن ايده موفق نبوده اند. گر چه به گمانم خود آن ايده، قابليت هاي خوبي دارد.



khers نوشته دوست عزیز یاسر گرامی درسته ایده مجتهد شبستری قابلیت های زیادی دارد. البته به نظر من تلاش مجتهد شبستری برای نقد قرائت رسمی از دین و تحقق پلورالیسم بیش از سایرین موفق بوده همچنین تلاش ایشان بر اولویت حقوق بشر و اینکه تلاشش منجر به نوعی سکولاریسم می شود برای من جالب هست


message 3: by yaser (new)

yaser mirzaee دوست عزيز جناب خرس:به نظر من مجتهد از سايرين موفق تر نبوده است. اگر موفقيت را مثلن افرادي بدانيم كه تحت تاثير آن تلاش بوده اند به گمان من سروش و كديور بيشتر موثر بوده اند. و اگر موفقيت را برامدن از پس توجيه و تبيين آن چه مي گويند بدانيم. به گمان من باز هم كديور و ملكيان موفق تر بوده اند. اما اينكه تلاش ايشان منجر به سكولاريزم مي شود را من هم قبول دارم.


khers سلام یاسر عزیز ممنون از لطف تان و زحمتی که کشیده اید. دوست عزیز نمی دانم کیان را موقعی که منتشر می شد می خواندید یا نه شماره 45 کیان ویژه مدارا و تولرانس بود و نسبت به شماره های معمولی کیان حجمی بیش از 2 برابر معمول داشت هنوز لذتی را که از خواندن گفتگوی کدیور با شبستری بردم از یاد نمی برم در همین کتاب نقدی بر قرائت رسمی از دین در ص 446 ان آن گفتگو امده است. تفاوت امثال کدیور با مجتهد شبستری در ان به وضوح دیده می شود. یعنی تاکید بر جامعه ای دموکراتیک و حقوق بشر و البته سکولاریسم . . اساسا به نظر من فقط در جامعه ای سکولار می شود در مورد ایمان و تجربه دینی حرف زد یا حتی به شعائر و مناسک دینی عمل کرد..........


Mansor Pooyan روشنفكران دينى در اتحاد با روحانيت در آستانه انقلاب ۵۷ نيروئى بزرگ و مقتدر فراگرد آوردند كه به سادگى وزنه روشنفكران چپ را خنثى كرده، نيروى آنان را به كنارى روبيده و آنان را به دنباله روان انقلاب اسلامى تبديل كردند. در جريان انقلاب ،۵۷ رهيافت عواميگرى (پوپوليستى)، تحت رهبرى روحانيت بنيادگرا، آنچنان مقتدر و هژمونيك شد كه گروه روشنفكران عرفى و ليبرال (چون جبهه ملى ايران) نيز عملاً به پشتيبانى از روحانيت برخاستند و با سلب استقلال خويش عملاً به چرخ پنجم رهبرى خمينى تبديل شدند
پس از انقلاب، با سقوط دولت موقت مهندس مهدى بازرگان، عقد ناميمون ميان روشنفكران دينى و روحانيت بنيادگرا رو به گسست گذاشت و بعداً با انفصال رياست جمهورى بنى صدر ابعاد آن تعميق يافت. امروز، روياروئى دين باوران اصلاح گرا با روحانيت بنيادگرا، به صورت واقعيتى انكار ناپذير و نهادينه در آرايش نيروهاى سياسى در ايران به طور آشكارى برملا مى باشد
روشنفكران چپ، امروز همچون گذشته، «پروتستانتيسم اسلامى» و ضرورت تحقق آن را، به عنوان يك پيش شرط بسط و انكشاف مدرنيته ايرانى، انكار مى كنند. آنان همچون گذشته، نقش مثبت دين باوران را در جنبش مشروطيت لاپوشانى مى كنند. روشنفكران چپ برآنند كه هيچ نيرو و حتى فرد مذهبى، به حكم پايبندى به اعتقاد دينى، نمى تواند يك دمكرات باشد
اين دسته به اصطلاح روشنفكر، خود را از اصلاح طلبان دينى؛ يعنى آنانى كه خواستار مردم سالارى و جدائى دين از حكومت هستند، متمايز كرده و اطلاق «روشنفكرى» را ملك مطلق خود مى پندارند و از كاربرد «روشنفكران دينى» در مورد دين باوران تجددخواه تن مى زنند
Mansor Pooyan
www.mansor-pooyan.com



khers سلام دوست و استاد عزیز
1- نه تنها روشنفکران دینی در انقلاب 57 دنباله رو رهبری انقلاب ( البته نه لزوما روحانیت که بسیاری از روحانیت سنتی از رهبری انقلاب فاصله داشتند )بودند بلکه بقیه نیروهای دگر اندیش اعم از چپ مذهبی و ملی لیبرال مجبور به دنباله روی یا خرد شدن در زیر گام های میلیون ها حاشیه نشین لومپن ی بودند که به فرمان رهبری به خیابان ها ریخته بودند.
2- اما به درستی به نقش مثبت روشنفکران دینی اشاره کرده اید.هر تحولی در جامعه نیازمند نوعی تحول در دینداران هست که آن خود نیازمند روشنفکران دینی هست
جامعه ما برای گذار به جامعه ای دموکرات مردم سالار سکولار و پیشرفته نیاز به همکاری روشنفکری دینی دارد.چه موافق آن باشیم چه مخالف آن
و این مهم را الان بیشتر از هر کسی مجتهد شبستری به انجام می رساند


Mansor Pooyan دوست عزيز به درستی به نقش روشنفکران دینی اشاره کرده اید
جامعه ما مناسبات و شرايط پيشامدرنيته را پشت سر گذاشته است ولى هنوز به مناسبات و شرايط جامعه مدنى و سيستم سياسيِ مدرن وارد نشده است. تراژدى انقلاب ۵۷ مى آموزد كه توسعه اقتصادى و اجتماعى، بطور خودبخودى، نمى تواند توسعه فرهنگى، فكرى و اخلاقى مردم را فراهم آورد. بعبارت ديگر، توسعه سياسى و فرهنگى و وارهيدن از گرايشات استبدادِ شرقى نمى تواند بطور مكانيكى از عوامل توسعه اقتصادى و نوسازى ساختارى فرا به رويد. تحول در بنيادهاى فكرى و ارزشى و رفتارى مردم در گرو نوگرائى فرهنگى است. با نوآورى در آن دسته از سنت هاى فرهنگى كه قابليت و پذيرش معاصر شدن را دارند، بايد بتوانيم دستمايه لازمى، براى گذار از سنت به مدرنيته، فراهم آوريم
گفتمان متعلق به روشنفكران دينى تنها وقتى واجد ارزشهاى نوين و اينده گرايانه خواهد بود كه بر ضرورت مردم سالارى و جدائى دين از حكومت پاى فشارد. چرا كه؛ تجربه جمهورى اسلامى آموخت كه ميان جامعه مدنى و جامعه ولايى مفارقت بسيار وجود دارد
خروج از شرايط كابوسى و بختكِ كنونى، مى طلبد كه اتحاد عملى بزرگ، ميان همه گفتمانهائى كه به مردم سالارى و جدائيِ دين از حكومت در ايران معتقدند، صورت پذيرد. براى نيل به اين هدف، اتحاد مابين طيف وسيعى از نيروهاى اجتماعى اجتناب ناپذير است
Mansor Pooyan
www.mansor-pooyan.com


message 8: by [deleted user] (new)

چيز جديدي ننوشتي در مورد مجتهد شبستري


khers سلام میلاد عزیز
شاید مجتهد شبستری یا سروش و ملکیان و فراستخواه هر روز نتوانند چیز جدیدی بنویسند یا بگویند یا در مورد آنان نوشت
ولی تکرار و تعمیق و گسترش نفوذ این اندیشه ها مهم تر هست
به نظر من می شود از اندیشه مجتهد شبستری نوعی نیاز به دموکراسی حقوق بشر و سکولاریسم را ایجاد کرد ایجاد چنین مطالبه ای از راه اندیشه دینی یا اندیشه یک متفکر دینی به گسترش آن کمک می کند و من به عنوان یک شهروند دوست دارم در چنین جامعه ای زندگی کنم پس به ترویج و انتشار اندیشه های مجتهد شبستری کمک می کنم چنین مطالبه ای از نظر من هر چقدر تکراری باشد چون نهادینه نشده است و به نیاز سهم بزرگی از جامعه تبدیل نشده است کاری ضروری است


message 10: by [deleted user] (new)

من می توانم در مورد مجتهد شبستری و تفاوتش با کدیور بگویم که کدیور آدم روشنفکری است اما در تمام نوشته هایش انار دارد از بالای منبر روضه می خواند و دیگران پامنبری ایشانند . نمونه قابل توجه او هم در کتاب عاشورا درگذار به عصر سکولار است .روضه می خواند .و باید گریه کنی بر این نوشته ها .
اما مجتهد شبستری که گفتم چیز جدید نوشتی منظورم این نبود که شبستری مطلب جدیدی نگفته است .
شبستری دارد تعقل را وارد نگاه مذهب گرایانه ملت می کند . دقت کنید می گویم مذهب نه دین .
تفاوت این دو هم به نظرم سرچشمه اش از دیدگاه فقهی می آید که منظور من است .این تلاش که بتوان مذهب را دارای امری تعقلی کرد مهم ترین بخش کارهای شبستری است به نظر من .بهر حال ریشه دادن به حرکت شبستری وظیفه مهمی است که کسانی مانند من و شما باید آن را ادامه دهند و بیشتر و بیشتر معرفی کنند .


back to top