<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<GoodreadsResponse>
	<Request>
		<authentication>false</authentication>
		    <method><![CDATA[]]></method>
	</Request>
	<review id="14968625">
    <user id="761482">
    <name><![CDATA[شاه ميخ]]></name>
    <location><![CDATA[Iran, Islamic Republic of]]></location>        
    <url><![CDATA[http://www.goodreads.com/user/show/761482]]></url>
    <image><![CDATA[http://photo.goodreads.com/users/1202736307p3/761482.jpg]]></image>
  </user>
    <book>
  <id type="integer">2780717</id>
  <isbn nil="true"></isbn>
  <isbn13 nil="true"></isbn13>
  <ratings_count type="integer">2</ratings_count>
  <text_reviews_count type="integer">1</text_reviews_count>
  <title>&#1575;&#1604;&#1581;&#1610;&#1575;&#1577;</title>
  <average_rating></average_rating>
  <image_url>http://photo.goodreads.com/books/1202552311m/2780717.jpg</image_url>
  <link>http://www.goodreads.com/book/show/2780717._</link>
<author>
  <id type="integer">1127134</id>
  <name>Mohammadreza Hakimi</name>
  <ratings_count type="integer">4</ratings_count>
  <text_reviews_count type="integer">1</text_reviews_count>
</author>
</book>

    <rating>5</rating>
  <votes>1</votes>
  <spoiler_flag>false</spoiler_flag>
  <shelves>
        <shelf name="hakimi" />
        <shelf name="show" />
      </shelves>
  <recommended_for><![CDATA[]]></recommended_for>
  <recommended_by><![CDATA[]]></recommended_by>
  <read_at></read_at>
  <date_added>Sat Feb 09 02:17:20 -0800 2008</date_added>
  <date_updated>Sat Feb 09 02:17:41 -0800 2008</date_updated>
  <read_count></read_count>
    <body><![CDATA[در  مقدمه نخستین جلد &quot;الحیاه&quot;, و در &quot;سرآغاز گرانیده فارسی&quot; نیز, درباره اهداف و آرمانهای این کتاب سخن گفته شده است.<br/><br/>&quot;الحیاه&quot; در واقع, فراخوانی و دعوتی است به یک بازنگری عمیق و فراگیر در, در ابعاد &quot;هدایت اسلامی&quot;.<br/><br/>هدایت اسلامی, شامل &quot;تربیت&quot; است و &quot;سیاست&quot;. تربیت (انسان پردازی), از ساختن (و به ثمر رساندن) فرد آغاز می شود, به منظور ساختن ( و به ثمر رساندن ) جامعه. و سیاسست ( جامعه سازی) , از ساختن و(و به ثمر رساندن) جامعه آغاز می شود, به منظور ساختن ( و به ثمر رساندن فرد). بنابراین, دو امر یاد شده (تربیت و سیاست), دو  واقعیت توامانند و دو روی یک سکه. و همه موضوعات و مسائل دیگر, از این دو امر نشات می گیرند, و در این دو امر و چگونگی آن دو مندرجند.<br/><br/>و بخوبی پیداست که تربیت صحیح فردی بدون سیاست صحیح اجتماعی تحقق پذیر نیست, چنانکه سیاست صحیح اجتماعی بدون تربیت صحیح فردی تحقق پذیر نه . و مقصود از سیاست, مدیریت جامع اجتماعی است که در برگیرنده همه بعدهاست: اقتصادی, سیاسی, قضایی, اداری, فرهنگی, آموزشی, دفاعی و ...<br/><br/>اساس هدایت اسلام – که از آن نام بردیم- تعلیماتی است که دین اسلام برای انسان آورده است تا &quot; صراط مستقیم&quot; را به او بشناساند, و او را به پیمودن آن موفق سازد. و این تعلیمات در دو رکن پیوسته به هم گرد آمده است: &quot; قرآن-حدیث&quot;, دو رکنی که طلب هدایت از هر یک از آن دو بی مراجعه به آن دیگر منتج نیست. تصور اینکه با قرآن کریم بی مراجعه به &quot;عترت&quot; و احادیث و تعالیم آن می توان به &quot;هدایت فعلیه&quot; رسید درست نیست, و بر خلاف خود قرآن کریم و وصیت های مکرر و موکد پیامبر اکرم است, چنانکه تعلیمات عترت نیز بی عرضه تعلیمات آنان بر قرآن کریم  - در موارد لازم – درست نیست, و  بر خلاف تعلیمات خود عترت است, بلکه دو صورت یاد شده اصلا تمسک ( چنگ زدن و پیروی کردن) نیست, نه تمسک به قرآن و نه تمسک به عترت.<br/><br/>این موضوع سیار مهم, در حدیث نبوی مسلم الصدور, یعنی &quot;حدیث ثقلین&quot;, به روشنی تبیین گشته است. حدیث ثقلین, حدیثی است که مسلمانان همه – چه اهل سنت و چه شیعه- آن را از پیامبر اکرم – ص- نقل کرده اند, و در بسیاری از کتابهای معتبر اسلامی ثبت شده است, حتی برخی عالمان موثق و مشهور برادران اهل سنت] درباره اهمیت محتوایی آن سخنهایی مهم گفته اند. شش جلد از کتاب کبیر &quot;عبقات الانوار&quot;, تالیف علامه مجاهد بزرگ, حضرت میرحامدحسین نیشابوری هندی ( - در گذشته 1306ق*, درباره اسناد و دلالت مفهوم این حدیث عظیم است از طرق و مدارک اهل سنت.<br/><br/>&quot; حدیث ثقلین&quot; بر هر مسلمانی و اهل قبله ای حجت قطعی است. پیام پیامبر اکرم – ص- در این حدیث این است:<br/><br/>&quot;من در میان شما امت, دو یادگار گرانقدر باقی می گذلرم که تا هنگامی که به آن هرد تمسک جویید ( و از آن هر دو پیروی کنید), گمراه نخواهید گشت: یکی کتاب خدا ( قرآن) و دیگری عترت من.&quot;<br/><br/>و مقصود از عترت که در ریف کتابا خدا ذکر شده  و معادل آن قرار گرفته است, حضرت امیرالمومنین علی بن ایطالب علیه السلام  است و دیگر ائمه طاهرین هلیهم السلام, از فززندان  علی و پیامبر (از نسل حضرت صدیقه کبری, فاطمه زهرا سلام الله علیه, زیرا که علاوه بر تصریحات بسیار و ذکر نام این امامان که در  احادیث و شخنان پیامبر –ص- آمده است ( هم در مدارک اهل سنت و هم در مدارک شیعه), در میان امت و در نزدیکان پیامبر اکرم –ص-  بجز آنان , کسی نیست که از نظر علم و هدایت و آگاهی و تقوی بتوانند مانند آنان باشد, و پیروی از او منضم به پیروی از قرآن گردد.<br/><br/>بدینگونه, راه رسیدن به هدایت ( یافتن صراط مستقیم و پیمودن آن) , بنا بر نص  کلام آورنده دین و هدایت, منحصر است به پیروی از &quot;قرآن و عترت&quot;, یعنی پیروی واحدی که مبتنی است بر رجوع به دو رکن باقی. پس نه می توان به قرآن تنها بسنده کرد, بی رجوع به عالمان علم قرآنی ( که علم قرآن را از آورنده قرآن به ارث برده اند), و نه می توان به انتساب به ائمه طاهرین – ع – بسنده کرد, بی عمل به احکام قرآنی.<br/><br/>و باید توجه داشت که امکان خارجی انفصال این دو رکن از هدایت از یکدیگر نیز وجود ندارد, زیرا هر یک به آن دیگری دعوت کرده و ارجاع داده است. قرآن می گوید :&quot;فاسالوا اهل الذکر..&quot;, یعنی : مطالب و مسائل حقایق  و معارفی را که نمی دانید, از عالمان علم قرآنی بپرسید ( و در اخبار معتبر رسیده است که اهل الذکر, امامانند)؛ و مضمون کلام عترت این است:&quot;اعرضوا علی القرآن&quot;, احادیث و مطالبی را که از ما می شنوید بر قرآن عرضه کنید. این است آن هدایت واحد متکی به دو رکن &quot;صامت&quot; و &quot;ناطق&quot;.<br/><br/>و این چگونگی, به دلیل  انطباق کامل گفتار و هدایت ها و تعلیم های آنان است با قرآن کریم, که با اطمینان کامل این مقیاس را به ما آموخته اند. و این امر دو نتیجه دارد:<br/><br/>1- هر چه به نام ایشان گفته شود, و بر خلاف محتوای قرآن باشد, بی فاصله شناخته می شود.<br/><br/>2- مکتب های گوناگونی که در اسلام وارد شده است, اعم از فقهی, کلامی, فلسفی, عرفانی, تفسیری, اخلاقی, و تربیتی,  سیاسی و اجتماعی, همه و همه, با مقیاس مذکور ارزیابی می شود, یعنی با عرضه بر قرآن و کلمات مفسران حقیقی قرآن. و چون انطباق کامل نداشت کنار گذاشته می شود, بدون کمک گرفتن از عامل &quot;تاویل&quot;( دگروار-معنی کردن), که نه شرعا جایز است , نه عقلا.<br/><br/>و این وحدت و آمیختگی, در تعالیم قرآن و عترت, و اینکه هر یک از این دو رکن, هدایت آن دیگری  را به فعلیت می رساند, جعل الهی است و غیرقابل تغییر و تخلف است, و ربطی به اشخاص یا اعتقادی ندارد, جعل اولی اسنت در نص قرآن و احادیث صریح نبوی, و حقیقت هدایت  الهیه و تجسم کامل صراط مستقیم همین است.<br/><br/>کتاب الحیاه نیز, بر همین روش و آین, و همین تمسک و هدایت طلبی ] اهتداء), تصنیف و تالیف شده است. کسانی که در این نه سال , که از انتشار ججلد اول و دوم آن می گذرد, بدان کتاب یا ترجمه آن مراجعه داشته اند, به این موضوع وقوف یافته اند. بنابراین , &quot;الحیاه&quot; تنها مجموعه ای از احادیث و اخبار نیست, بلکه یک هدایت طلبی جامع, از دو چشمه الهی علم و هدایت است, و به تعبیر عصری : استخراج  یک جهان بینی و جهانشناسی ( یدئولوژی) اسلامی است از دو رکن دین اسلام: قرآ« - حدیث, به صورت مستقیم.<br/><br/>این است که همین جا یاد می شود که این کتاب تعلق چندانی به مولفان خود ندارد, زیرا که نقش عمده در آن, از آن آیات قرآن کریم و احادیث اسلامی ات. از این رو سزاوار است که هر کسی این کتاب را از آن خویش بداند, و مورد لحاظ قرار دهد , و با مجموعه  فصول و مباحث آن خویگر شود]]></body>
    <url><![CDATA[http://www.goodreads.com/review/show/14968625]]></url>
</review>

</GoodreadsResponse>