quotes tagged as "1"
Join Goodreads to collect your favorite quotes!
- Recommend and discuss books with your friends
- Keep track of what you've read and what you'd like to read
- Form a book club, answer book trivia, collect your favorite quotes
(showing 1-15 of 26)
"Waddya want me to do? through my sling shot at him?"
— Shirley Hughes
— Shirley Hughes
"So I'll wait till kingdom come, all the highs and lows are gone, a little bit longer, and I'll be fine. I'll be fine."
— Nick Jonas (Jonas Brothers - A Little Bit Longer)
— Nick Jonas (Jonas Brothers - A Little Bit Longer)
"وقتی تو پیروز میشی من با غرور به همه میگم : هی اون دوست منه ! وقتی میبازی كنارت میشینم و میگم : هی من دوست توام"
— دوست واقعي
— دوست واقعي
tags:
1
4 people liked it
"The road whinnies and rears up. The sky gallops.
You are permanent within me in this chaos.
Somewhere deep in my mind you shine forever, without
moving, silent, like the angel awed by death,
or like the insect burying itself
in the rotted heart of a tree."
— Miklós Radnóti (Clouded Sky)
You are permanent within me in this chaos.
Somewhere deep in my mind you shine forever, without
moving, silent, like the angel awed by death,
or like the insect burying itself
in the rotted heart of a tree."
— Miklós Radnóti (Clouded Sky)
"In description words adhere to certain objects, and have the effect on the sense of oysters, or barnacles."
— William Carlos Williams
— William Carlos Williams
"According to my present theme the writer of imagination would attain closest to the conditions of music not when his words are dissassociated from natural objects and specified meanings but when they are liberated from the usual quality of that meaning by transportation into another medium, the imagination."
— William Carlos Williams
— William Carlos Williams
"The next minute or so was spent howling on the ceiling . Imp No.1 joined in, but he wasn't really feeling it. It shouldn't be "Who do we hate?", he thought, it really should be "whom", but this probably wasn't a good time to bring that up. "
— Eoin Colfer
— Eoin Colfer
"روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل به کامپيوتر مجهز است . تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه بشه نامه را ميفرستد . در اين حین در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه از مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چک کند . اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را نقش بر زمين ميبيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:
گيرنده : همسر عزيزم
موضوع : من رسيدم
ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش اونها اينجا کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا مياد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته . من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه . فردا ميبينمت . اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه . واي چه قدر اينجا گرمه !! "
— يك ماجرا
گيرنده : همسر عزيزم
موضوع : من رسيدم
ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش اونها اينجا کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا مياد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته . من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه . فردا ميبينمت . اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه . واي چه قدر اينجا گرمه !! "
— يك ماجرا
tags:
1
2 people liked it
"There was only the broad square with the scattered dim moons of the street lamps and with the monumental stone arch which receded into the mist as though it would prop up the melancholy sky and protect beneath itself the faint lonely flame on the tomb of the Unknown Soldier, which looked like the last grave of mankind in the midst of night and loneliness."
— Erich Maria Remarque (Arch of Triumph)
— Erich Maria Remarque (Arch of Triumph)
""...I had stood outside of Poe's house on 3rd street, too, and had done the same thing, staring mournfully up at the windows. The city was like some uncarved block without any name or shape and it showed no favoritism. Everything was always new, always changing. It was never the same old crowd upon the streets.""
— Bob Dylan
— Bob Dylan
"Yea ! by your works are ye justified--toil unrelieved ;
Manifold labours, co-ordinate each to the sending achieved ;
Discipline, not of the feet but the soul, unremitting, unfeigned ;
Tortures unholy by flame and by maiming, known, faced, and disdained ;
Courage that suns
Only foolhardiness ; even by these, are ye worthy of your guns."
— Gilbert Frankau
Manifold labours, co-ordinate each to the sending achieved ;
Discipline, not of the feet but the soul, unremitting, unfeigned ;
Tortures unholy by flame and by maiming, known, faced, and disdained ;
Courage that suns
Only foolhardiness ; even by these, are ye worthy of your guns."
— Gilbert Frankau
""Do you believe in an afterlife?" the gunslinger asked him as Brown dropped three ears of hot corn onto his plate.
Brown nodded. "I think this is it."
"
— Stephen King
Brown nodded. "I think this is it."
"
— Stephen King
"People fear what they don't understand, and harm what they fear"
— Some from Aunt Nelly of the Chronicles of Vladimir Tod
— Some from Aunt Nelly of the Chronicles of Vladimir Tod
"این داستان من است برای هر کسی که دوست دارد بداند چگونه دیوانه شدم :
در روزهای بسیار دور و پیش از آنکه بسیاری از خدایان متولد شوند، از خواب عمیقی بر خواستم
و در یافتم که همه نقابهایم دزدیده شده است
آن هفت نقابی که خود بافته بودم و در هفت دوره زندگانی بر روی زمین بر چهره زدم .
لذا بی هیچ نقابی در خیابان های شلوغ شروع به دویدن کردم و فریاد زدم:
دزدها ! دزدها! دزدهای لعنتی !
مردها و زنها به من خندیدند و برخی از آنان نیز به وحشت افتادند و به سوی خانه هایشان گریختند.
چون به میدان شهر رسیدم، ناگهان جوانی که بر بام یکی از خانه ها ایستاده بود فریاد بر آورد :
ای مردم ! این مرد دیوانه است !
سرم را بالا بردم تا او را ببینم اما خورشید برای نخستین بار بر چهره بی نقابم بوسه زد و این برای
نخستین بار بود که خورشید چهره بی نقاب مرا بوسید ، پس جانم در محبت خورشید ملتهب شد
و دریافتم که دیگر نیازی به نقابهایم ندارم و گویی در حالت بی هوشی فریاد بر آوردم و گفتم :
مبارک باد ! مبارک باد آن دزدانی که نقابهایم را دزدیدند!
این چنین بود که دیوانه شدم اما آزادی و نجات را در این دیوانگی با هم یافتم :
آزادی در تنهایی و نجات از اینکه مردم از ذات من آگاهی یابند زیرا آنان که از ذات و درون ما آگاه شوند،
می کوشند تا ما را به بندگی کشند امانباید برای نجاتم بسیار مفتخر شوم زیرا دزد اگر بخواهد از
دزدان دیگر امنیت یابد باید در زندان باشد !ا"
— Kahlil Gibrán
در روزهای بسیار دور و پیش از آنکه بسیاری از خدایان متولد شوند، از خواب عمیقی بر خواستم
و در یافتم که همه نقابهایم دزدیده شده است
آن هفت نقابی که خود بافته بودم و در هفت دوره زندگانی بر روی زمین بر چهره زدم .
لذا بی هیچ نقابی در خیابان های شلوغ شروع به دویدن کردم و فریاد زدم:
دزدها ! دزدها! دزدهای لعنتی !
مردها و زنها به من خندیدند و برخی از آنان نیز به وحشت افتادند و به سوی خانه هایشان گریختند.
چون به میدان شهر رسیدم، ناگهان جوانی که بر بام یکی از خانه ها ایستاده بود فریاد بر آورد :
ای مردم ! این مرد دیوانه است !
سرم را بالا بردم تا او را ببینم اما خورشید برای نخستین بار بر چهره بی نقابم بوسه زد و این برای
نخستین بار بود که خورشید چهره بی نقاب مرا بوسید ، پس جانم در محبت خورشید ملتهب شد
و دریافتم که دیگر نیازی به نقابهایم ندارم و گویی در حالت بی هوشی فریاد بر آوردم و گفتم :
مبارک باد ! مبارک باد آن دزدانی که نقابهایم را دزدیدند!
این چنین بود که دیوانه شدم اما آزادی و نجات را در این دیوانگی با هم یافتم :
آزادی در تنهایی و نجات از اینکه مردم از ذات من آگاهی یابند زیرا آنان که از ذات و درون ما آگاه شوند،
می کوشند تا ما را به بندگی کشند امانباید برای نجاتم بسیار مفتخر شوم زیرا دزد اگر بخواهد از
دزدان دیگر امنیت یابد باید در زندان باشد !ا"
— Kahlil Gibrán
tags:
1
1 person liked it
all quotes
my quotes
my quotes
browse by tag
humor (8085)
inspirational (6548)
love (4400)
life (4225)
writing (1592)
books (1235)
poetry (1118)
philosophy (1062)
death (1057)
religion (1032)
funny (978)
truth (965)
wisdom (929)
music (860)
god (803)
science (789)
reading (733)
art (715)
politics (713)
the (696)
romance (649)
friendship (626)
women (566)
inspiration (554)
happiness (535)
war (505)
fiction (492)
movie (423)
education (411)
time (408)
More...
inspirational (6548)
love (4400)
life (4225)
writing (1592)
books (1235)
poetry (1118)
philosophy (1062)
death (1057)
religion (1032)
funny (978)
truth (965)
wisdom (929)
music (860)
god (803)
science (789)
reading (733)
art (715)
politics (713)
the (696)
romance (649)
friendship (626)
women (566)
inspiration (554)
happiness (535)
war (505)
fiction (492)
movie (423)
education (411)
time (408)
More...

