register
tour
sign in
home
my books
find books
friends
explore
groups
explore
books
trivia
people
authors
videos
writing
quotes
events
swap
parsa's quotes
(showing 1-4 of 4)
sort by
popularity
random
favorite
date added
"روزي اگر سراغ من امد به او بگو:
من مي شناختم او را
نام تو را هميشه به لب داشت
حتي در حال احتضار
ان دلشكسته عاشق بي نام و بي نشان
روزي اگر سراغ من امد به او بگو:
هر روز پاي پنجره غمگين نشسته بود
و گفتگو نمي كرد
جز با درخت سرو
در باغ كوچك همسايه
شب ها به كارگاه خيال خويش
تصويري از بلندي اندام مي كشيد
و در تصورش
تصوير تو بلند ترين سرو باغ را
تحقير كرده بود.
روزي اگر سراغ من امد به او بگو:
او پاك زيست
پاكتر از چشمه هاي نور
همچون زلال اشك
يا چون زلال قطره ي باران به نو بهار
ان كوه استقامت
ان كوه استوار
وقتي به ياد تو بود
مي گريست
روزي اگر سراغ من امد به او بگو:
او ارزوي ديدن رويت را
حتي براي لحظه اي از عمر خويش داشت
اما براي ديدن تو چشم خويش را
ان در سرشگ غوطه ور
ان چشم پاك را
پنداشت كه الوده است و لايق ديدار نيست
روزي اگر سراغ من امد به او بگو:
ان لحظه اي كه ديده براي هميشه بست
ان نام خوب بر لب لرزان داشت
شايد
روزي اگر.....
چه؟
او؟
نه
اه......
نمي ايد
حميد مصدق."
— روزي اگر.....
5 people liked it
"باور نمي كنم
هرگز باور نمي كنم كه سال هاي سال
همچنان زنده ماندنم به طول انجامد.
يك كاري خواهد شد.زيستن مشكل شده است.
و لحظات چنان به سختي و سنگيني بر من گام مي نهند و
دير مي گذرند كه احساس مي كنم خفه مي شوم
هيچ نمي دانم چرا؟
اما مي دانم كس ديگري به درون من پا گذاشته است.
و اوست كه مرا چنان بي طاقت كرده است.
احساس مي كنم ديگر نمي توانم در خود بگنجم و در خود بيارامم.
از بودن خويش بزرگ تر شده ام و اين جامه بر تن من تنگي مي كند.
اين كفش تنگ و بي تابي فرار!
عشق ان سفر بزرگ!
چه خيال انگيز و جان بخش است
ايجا نبودن
دكتر شريعتي
"
— باور نمي كنم
10 people liked it
"خدايا
آتش مقدس شك را
آن چنان در من بيفروز
تا همه ي يقين هايي را كه در من نقش بسته كرده اند را بسوزد.
و آن گاه از پس توده ي اين خاكستر
لبخند مهراوه بر لب هاي صبح يقيني
شسته از هر غبار,طلوع كند.
خدايا,
به هر كه دوست مي داري بياموز
كه عشق از زندگي كردن بهتر است,
و به هر كه دوست تر مي داري,بچشان
كه دوست داشتن از عشق برتر!
خدايا,
به من زيستني عطا كن,
كه در لحظه ي مرگ,
بر بي ثمري لحظه اي كه براي زيستن گذشته است
حسرت نخورم.
و مردني عطا كن
كه بر بيهودگي اش سو گوار نباشم.
بگذار تا آن را من,خود انتخاب كنم
اما آن چنان كه تو دوست داري.
چگونه زيستن را تو به من بياموز
چگونه مردن را خود خواهم آموخت!
دكتر شريعتي"
— نيايش
8 people liked it
" "من مناجات درختان را هنگام سحر
رقص عطر گل يخ را در باد
نفس پاک شقايق را در دامن صبح
همه را مي بينم
مي شنوم
من به اين جمله نمي انديشم
به تو مي انديشم"
— i dont know!
4 people liked it
parsa's profile »
all quotes
add a quote
tags from parsa's quotes
close