Zainab Alvandi Zainab's comments (member since Dec 12, 2008)


Zainab's comments from the فلسفه group.

(showing 1-3 of 3)

Groups_nophoto-50x66 Sara wrote: "
متاسفانه برای عکسش خیلی دلیل هست.مثلا اینکه این همه بدی تو دنیا وجود داره.مثلا این..."



نه به نظرم به این سادگی ها نیست
تا حالا بحث دو نفر رو دیدن که یکی اعتقاد به زیبایی دنیا داره و اون یکی نه.
خوب اونها تا دنیا دنیاست می تونن برا هم دلیل بیارن ولی فکر نکنم دلایل هیچ کدوم به این زودیا تموم بشه.

و حرفی که خودتون زدین تو دنیا بدی وجود داره. البته ولی زیبایی هم وجود داره. همون اندازه که شما به وجود زشتی اعتقاد دارین بعضی ها به عکسش دارن.

بر می گرده به تجربه ی خودمون از زندگی که داریم، به نگرش ما، به تعریفمون از خوبی و بدی، و اصلا به حال و هوامون.


هیچ وقت فکر نمی کردم از زیبایی زندگی حرف بزنم. این یه نظر کلی بودم. من خودم به زشتی و تلخی زندگی اعتقاد دارم.
Groups_nophoto-50x66 Zahra wrote: "مهم ترین "چرایی برای زیستن ""

آره عالی
چرایی برای زیستن
و البته برای عکسش هم
Groups_nophoto-50x66 و سوال من، البته فکر نکنم مهمترین باشه. فقط یک سوال:

در دوره ای از زندگیم در اوج غم و ناراحتی بودم که یک سوال خیلی ساده به ذهنم رسید.
در اوج پوچی از خودم پرسیدم: آخه این دنیا چه بدی بهم کرده که تا این حد شاکیم؟ چه چیز تا این حد ناراحتم می کنه؟
جوابی نداشتم.
واقعا برام عجیب و ناراحت کننده بود که نتونستم جواب بدم. از چیزی دم می زدم که هیچ دلیلی براش نداشتم. خودم رو می دیدم که هیچ دلیلی برا اعتقاداتم ندارم. و بی خود داشتم ناله می کردم. مثل آدم احمقی که خودش هم خبر نداره چه مرگشه.
همه ی برداشتهام از زندگی زیر سوال رفت. و با همین یه سوال روند زندگیم کاملا تغییر کرد


تا اینکه چند سال بعدش در اوج شادی و خوشی( که حاصل همون سوال اول بود) یه سوال به ذهنم رسید:
آخه از چه چیز این زندگی، این همه لذت می برم؟ چه چیز زندگیم لیاقت این همه خوشی رو داره؟
و جوابی در کار نبود
واقعا خنده دار بود. احساس حماقت می کردم.

من فهمیدم یه چرای کوچیک می تونه بدیهی ترین و قابل درک ترین مسائل زندگیمون رو به احمقانه ترین و غیر قابل درکترین چیزها تبدیل کنه. چرایی که می تونه واقعا متعجبمون کنه از چیزیی که بهش اعتقاد داریم.

و اینکه انسان گاهی وقتها در کمال بلاهت به چیزهایی ایمان میاره که حقیقتا خودش هم درست نفهمیده چیه. ایمان نه فقط تا حدودی تن دادن.

و به این هم فکر کردم که خیلی احمقانست که بیشتر آدمها در مقابل بدی ها چرایی برا پرسیدن دارن
ولی هیچ وقت چیزهای خوشایند رو زیر سوال نمی برن.
اونها هم می ترسن و هم خیلی احمقانه افکار زیبا و خوشایند رو درست می دونن.

کسی که از زیبایها بگه بدون شک درست می گه.