Helena Helena's comments (member since Jun 25, 2009)


Helena's comments from the احمد شاملو group.

(showing 1-3 of 3)

سکوت (1 new)
Jun 26, 2009 04:28AM

6602 "سكوت آب
مي تواند
خشكي باشد وفرياد عطش؛
سكوت گندم
مي تواند
گرسنگي باشد وغريو پيروزمندانه ی قحط؛
همچنان كه سكوت آفتاب
ظلمات است
اما سكوت آدمي فقدان جهان و خداست؛
غريو را
تصويركن !
تمامي‌ِ الفاظ ِ جهان را در اختيار داشتيم و
آن نگفتيم
که به کار آيد
چرا که تنها يک سخن
يک سخن در ميانه نبود:

ــ آزادی!

ما نگفتيم
تو تصويرش کن!


Jun 25, 2009 06:07AM

6602 در این بن بست
دهان‌ات را مي‌بويند
مبادا که گفته باشي دوست‌ات مي‌دارم.

دل‌ات را مي‌بويند

روزگار ِ غريبي‌ست، نازنين


و عشق را
کنار ِ تيرک ِ راه‌بند
تازيانه مي‌زنند.



عشق را در پستوی خانه نهان بايد کرد



در اين بُن‌بست ِ کج‌وپيچ ِ سرما

آتش را

به سوخت‌بار ِ سرود و شعر

فروزان مي‌دارند.

به انديشيدن خطر مکن.

روزگار ِ غريبي‌ست، نازنين


آن که بر در مي‌کوبد شباهنگام
به کُشتن ِ چراغ آمده است.



نور را در پستوی خانه نهان بايد کرد

آنک قصابان‌اند
بر گذرگاه‌ها مستقر

با کُنده و ساتوری خون‌آلود

روزگار ِ غريبي‌ست، نازنين


و تبسم را بر لب‌ها جراحي مي‌کنند
و ترانه را بر دهان.



شوق را در پستوی خانه نهان بايد کرد



کباب ِ قناری

بر آتش ِ سوسن و ياس

روزگار ِ غريبي‌ست، نازنين


ابليس ِ پيروزْمست
سور ِ عزای ما را بر سفره نشسته است.



خدا را در پستوی خانه نهان بايد کرد

Jun 25, 2009 06:04AM

6602 روزی ما دوباره کبوترهایمان
را پیدا خواهیم کرد و مهربانی
دست زیبایی را خواهد گرفت.
روزی که کمترین سرود
بوسه است
و هر انسانی برای هر انسانی
برادری است.
روزی که مردم دیگر در خانه‌هایشان
را نمی‌بندند.
قفل افسانه‌ای است و قلب
برای زندگی بس است...
روزی که معنای هر سخن
دوست داشتن است
تا تو بخاطر آخرین حرف
به دنبال سخن نگردی.
روزی که آهنگ هر حرف
زندگی است
تا من بخاطر آخرین شعر
رنج جستجوی قافیه نبرم.
روزی که هر لب ترانه‌ای است
تا کمترین سرود بوسه باشد.
روزی که تو بیایی
برای همیشه بیایی
و مهربانی با زیبایی یکسان شود
روزی که ما برای کبوترهایمان
دانه بریزیم...
و من آن روز را انتظار می‌کشم
حتي اگر روزی
که دیگر
نباشم...