Samar's comments
(member since Jan 04, 2008)
Samar's comments from the دکتر علی شریعتی group.
(showing 1-20 of 23)
عشق تنها كار بي چراي عالم است
چه آفرينش بدان پايان مي گيرد.
معشوق من چنان لطيف است
كه خود را به بودن نيالوده است
كه اگر جامه ي وجود بر تن مي كرد
نه معشوق من نبود.
چه تنگناي سختي است!
يك انسان يا بايد بماند يا برود.
و اين هر دو
اكنون برايم از معني تهي شده است.
و دريغ كه راه سومي هم نيست!
هر كسي به اندازه اي كه احساسش مي كنند ,هست.
هر كسي را نه بدان گونه كه هست,احساسش مي كنند,
بدان گونه كه احساسش مي كنند هست.
نه من هرگز نمي نالم.
قرن ها ناليدن بس است.
مي خواهم فرياد كنم.
اگر نتوانستم,سكوت مي كنم.
خاموش مردن بهتر از ناليدن است.
وقتي عشق فرمان مي دهد,
محال سر تسليم فرود مي آورد.
به نيروي عشقي كه در نهان به خدا داشتم,
و به قدرت پارسايي ها كه در خلوت خويش ورزيده ام,
و به اعجاز ايمانم به نور,
بر سر اين قيامت انفجار هاي بي امان فرياد زدم:
آرام!....
شبم روز شد و نارم ,نيروانا.
حريق نمرودي بر من گلستان ابراهيمي گشت.
هر گلوله ي آتشي,گل سرخي!
وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغ ها مي كند پر هايش سفيد مي ماند ولي قلبش سياه مي شود ............دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اصراف محبت است
چه بسيارند كساني كه هميشه حرف مي زنند بي آنكه چيزي بگويند و چه كم اند كساني كه حرف نمي زنند اما بسيار مي گويند
وقتي كه بود نمي ديدم.وقتي كه مي خواند,نمي شنيدم............وقتي ديدم كه نبود..............وقتي شنيدم كه نخواند.............!
خدا به همان اندازه كه براي كساني كه جز فهميدن نمي دانند دير ياب است,به همان اندازه براي كساني كه جز دوست داشتن نمي فهمند ,به اساني بوي يك گل استشمام ميشود
به من تكيه كن!من تمام هستي ام را دامني مي كنم تا تو سرت را بر ان بنهي!تمام روحم را اغوشي مي سازم تا تو در ان از هراس بيا سايي!تمام نيرويي را كه در دوست داشتن دارم دستي مي كنم تا چهره و گيسويت را نوازش كند!تمام بودن خود را زانويي ميكنم تا بر ان به خواب روي!خود را,تمام خود را به تو مي سپارم تا هر چه بخواهي از ان بياشامي,از ان برگيري,هر چه بخواهي از ان بسازي ,هر گونه بخواهي باشم!
از اين لحظه مرا داشته باش!
