سال گذر
Event for شعر سـپـيـد
This event has ended
This event has ended
| Date: | July 09, 2008 05:55AM -- July 09, 2008 06:55AM |
|---|---|
| Venue: | IR |
| Type: | unknown |
| Added by: | Taha |
description
" تولـدت مبـارک "
به روزهایی می اندیشیدم که شادوخندان فارغ ازهرمرده بادوزنده باد به هر روزنی که میخواستم سرک می کشیدم ومیخ می کوبیدم برسنگ ومعمای رنگین کمان به کوه وآزمایشگاه وکتابخانه ام می کشاند وهیچ رویایی همچو پـرواز
ذهن نازکم را نمی خاراند...
گفتند:تولـدت مبارک
به مبارکی ِتولدی می اندیشدم که می گویند حتمن مبارک بوده هرچندهنوز نمیدانم چرا؟!اما به قاعده ای که گفت:"و بدانیم اگر کرم نبودزندگی چیزی کم داشت" بی هیچ دلیل تسلیم شدم وبه اشاره ای که گفت:"ونخواهیم مگس ازسرانگشت طبیعت بپرد" ماندم اما هر چه پاهایم بزرگ تر شدنداندیشه ی پروازازذهن به دلم رسوب کرد...
می گویند:تولدت مبارک
به شومی ِروزهایی فکر میکنم که هرچه بیشتر میگذرندپاهایم بزرگتر می شوندوسنگینتر،واین دل نا آرامتر،دلی که اندیشه ای درآن رسوب کرده وهر روز بی قرارتر،اما ذهن دیگر به چیزی جزقبض آب ونان نمی اندیشد،حتی دیگر نمیداند پرواز راباکدام الف می نویسند...
می گویی:تولدت مبارک
آری این بیست وششمین سالروز تولدمن است وهنوز صدای تو خوب است..اما تو بگو،بگو وقتی بزرگتر میشویم آرزوهامان را کجا جامی گذاریم؟ چراهرروز بیشتر این رشته ی چسبان دل وذهن رامی ساییم؟ فاصله ی دست و زبان را..؟
باشد تو بگو "مبارک باشد" لابد مبارک است دیگر،هرچندهنوز نمیدانم چرا..؟
18 تـیـر سال
به روزهایی می اندیشیدم که شادوخندان فارغ ازهرمرده بادوزنده باد به هر روزنی که میخواستم سرک می کشیدم ومیخ می کوبیدم برسنگ ومعمای رنگین کمان به کوه وآزمایشگاه وکتابخانه ام می کشاند وهیچ رویایی همچو پـرواز
ذهن نازکم را نمی خاراند...
گفتند:تولـدت مبارک
به مبارکی ِتولدی می اندیشدم که می گویند حتمن مبارک بوده هرچندهنوز نمیدانم چرا؟!اما به قاعده ای که گفت:"و بدانیم اگر کرم نبودزندگی چیزی کم داشت" بی هیچ دلیل تسلیم شدم وبه اشاره ای که گفت:"ونخواهیم مگس ازسرانگشت طبیعت بپرد" ماندم اما هر چه پاهایم بزرگ تر شدنداندیشه ی پروازازذهن به دلم رسوب کرد...
می گویند:تولدت مبارک
به شومی ِروزهایی فکر میکنم که هرچه بیشتر میگذرندپاهایم بزرگتر می شوندوسنگینتر،واین دل نا آرامتر،دلی که اندیشه ای درآن رسوب کرده وهر روز بی قرارتر،اما ذهن دیگر به چیزی جزقبض آب ونان نمی اندیشد،حتی دیگر نمیداند پرواز راباکدام الف می نویسند...
می گویی:تولدت مبارک
آری این بیست وششمین سالروز تولدمن است وهنوز صدای تو خوب است..اما تو بگو،بگو وقتی بزرگتر میشویم آرزوهامان را کجا جامی گذاریم؟ چراهرروز بیشتر این رشته ی چسبان دل وذهن رامی ساییم؟ فاصله ی دست و زبان را..؟
باشد تو بگو "مبارک باشد" لابد مبارک است دیگر،هرچندهنوز نمیدانم چرا..؟
18 تـیـر سال
Please sign in to rsvp »
who's coming
donya
said 'yes'
man divune shodam
Taha Hadi Roudi
(organizer)
said 'yes'
Sara shamsi
said 'yes'
SHabnam Es
said 'yes'
Behrang
said 'yes'
zaynab rabia'netaj
said 'yes'
Mary ...
said 'yes'
naarin
said 'yes'
L M
said 'yes'
Ramatia malaki
said 'yes'
Mohammad Azimi
said 'yes'
ماهور
said 'yes'
Katayoun
said 'yes'
Baran
said 'yes'
AFsaneh Rezaei
said 'yes'
frida
said 'yes'
Pegah Ghaemian
said 'yes'
Mojgan
said 'yes'
Saleh Salehi
said 'yes'
sara nasr
said 'yes'
Shirin 2
said 'yes'
sara
said 'yes'
Hossein Margani
said 'yes'
Kabir mojabi
said 'yes'
Mahdokht
said 'yes'





















