Goodreads helps you keep track of books you want to read.
Start by marking “French Leave” as Want to Read:
French Leave
Enlarge cover
Rate this book
Clear rating
Open Preview

French Leave

3.39  ·  Rating Details  ·  2,601 Ratings  ·  267 Reviews
Simon, Garance and Lola flee a family wedding that promises to be dull to visit their younger brother, Vincent, who is working as a guide at a chateau in the heart of the charming Tours countryside. For a few hours, they forget about kids, spouses, work and the many demands adulthood makes upon them and lose themselves in a day of laughter, teasing, and memories. As simply ...more
Paperback, 108 pages
Published April 26th 2011 by Europa Editions (first published 2001)
More Details... edit details

Friend Reviews

To see what your friends thought of this book, please sign up.

Reader Q&A

To ask other readers questions about French Leave, please sign up.

Be the first to ask a question about French Leave

This book is not yet featured on Listopia. Add this book to your favorite list »

Community Reviews

(showing 1-30 of 3,000)
filter  |  sort: default (?)  |  Rating Details
Maryam Hosseini
چرا هـر چهار تای ما اینطـور هسـتیم؟
،چرا آدمهایی که بلـند تر از دیگران فـریاد میزنند ، ما را میترسـانند
چـرا احمق هایی که رفتار تهـاجمی دارند ، سبب میشـوند دست و پایِ خود را گم کنیم؟
مشکل ما چیست؟؟

.بسیار در این باره حرف زده ایم . بارها به بزدلی خود اعتراف کرده ایم
.برای پـس گـردنی خوردن به کسـی احـتیاج نداریم
آن قـدر بزرگ هسـتیم که خود، گـردن خــم کنیم

،میتوانیم این را هم بگوییم که نه ، آدم های بزدلی نیستیم
،که ما دانا هستیم
.که مهارت عقب نشینی کردن را فرا گرفته ایم
،که دوست نداریم گه را هـم بزنیم
.که م
...more
ablomof
Aug 10, 2013 ablomof rated it liked it  ·  review of another edition
Shelves: novel
به راستی از زندگی چه میخواهیم؟ مرخصی همیشگی برای با هم بودن و شادبودن؟ چرا کارهای روزمرهمان با خواستها و علایقمان هیچگونه سنخیتی ندارد؟ همیشه خسته هستیم از زندگی و به دنبال قدری مرخصی و استراحت! کاش اینگونه نبود! کاش کارمان شادمان میکرد! کاش از هم دور نمیشدیم و میتوانستیم باهم شاد باشیم! میترسم که وقتی سالها بعد به گذشته نگاه میکنیم به خود بگوییم کاش تصمیم دیگری گرفته بودیم! نمیدانم... این روزها اغلب اوقات نمیدانم ... ...more
Stela
Jan 17, 2012 Stela rated it really liked it  ·  review of another edition
La Gavalda, c'est une ancienne étudiante à moi qui me l'a fait découvrir et elle ne cesse pas de m'émerveiller, depuis. Je l'ai déjà dit: elle maîtrise l'art du croquis, quelques traits de crayon et voici tout un monde, charmant, mystérieux et discret, d'une beauté et d'une grâce ineffables: un coin de rue, une silhouette élégante, un chapeau audacieux, un chien sans défense, des contours qui suggèrent sans jamais définir. Une impression de la vie telle qu'elle pourrait être plutôt qu'une tranch ...more
Trish
Aug 28, 2011 Trish rated it really liked it  ·  review of another edition
Shelves: fiction, funny, europe, france
It is no surprise that this novel became a bestseller in France, as it captures a moment like a bird in flight—that sunny moment of refusing to acknowledge the weight of cares and celebrating the silly, the mad, and the wild. We are led in this madcap adventure by the irrepressibly sassy Garance, who travels from Paris by car with her brother and his wife to a relative’s wedding. Travelling wearing her thong because her skirt was too tight or slathering depilatory cream on her legs in the car (“ ...more
Somayeh
برای خواندن در یک بعد از ظهر روز تعطیل!

آنقدر ساده و صمیمی و قابل باور نوشته شده که گاهی فکر میکنی نوشته های یک وبلاگ را میخوانی، مزیت خواندن یک نویسنده جوان همین است که گویی خاطرات مشترکی ست که مرور میکنید، موقعیتهایی که یا تجربه کرده ای یا تصور تجربه کردنش سخت نیست،

پ.ن. دو و نیم ستاره برای این کتاب مناسب بود.
Farnoosh Noroozi
حسِ کتاب دقیقا با عنوانش هماهنگی داشت. خوندنش مثل یک گریز دلپذیر از روزمرگی های این زندگی، شیرین بود. مثل یک زنگ تفریح، بین دو کلاس. کوتاه اما زیبا... آنا گاوالدا رو بخاطر همین نثر ساده ولی گیرا و زیباش دوست دارم.
Haman
Oct 16, 2014 Haman rated it liked it  ·  review of another edition
Shelves: world-novel
«انچه ان هنگام زندگي ميكرديم، و هر چهارتامان از ان اگاه بوديم، اين بود: چيزي شبيه يك روز مرخصي اضافي حين خدمت ، كمي مهلت، فاصله بين دو پرانتز، يك لحظه لطافت. چند ساعتي كه از ديگران ربوده بوديم... تا چه زمان ياراي ان را خواهيم داشت كه اين چنين خويش را از بند روزمرگي برهانيم و جانانه نفسي تازه كنيم؟ زندگي هنوز چند روز مرخصي برايمان اندوخته بود؟ و نيز چند تا دماغ سوخته؟ چند تا دلخوشي كوچك؟ كي همديگر را از دست ميداديم و رشته ها چگونه ميگسستند؟ »
محمّد
اگر رابطهی بین خواهرها و برادرها این چنین رؤیایی باشد که گاوالدا در گریز دلپذیر ترسیم کرده، شاهد یکی از بهترین روابط انسانی هستیم. رابطهای که از هر نظری که به آن نگاه کنیم، دوستداشتنی خواهد بود. از طرف دیگر حس نپذیرفتن شخص دیگری در گروه چهار نفریشان و بالاتر انگاشتن سطح خودشان از دیگران اذیتکننده بود. گو اینکه هیچکس دیگری قابلیت درک این جمع و لیاقت حضور در آن را ندارد.
در نگاهی دیگر میبینیم که هر کدام از چهار نفر در زندگی شخصی خود هم نمیتوانند با دیگران ارتباط برقرار کنند. یکی از خواهرها طلاق گرف
...more
Saman Kashi
دو کتابی که قبلتر از این نویسنده ترجمه شده بود را دوست داشتم. فکر کنم برای آن دو چیزی هم نوشتم. خُب طبیعیست که با اشتیاق شروع به خواندن این کتاب کردم. بله خودش بود. همان نویسنده با همان ریز بینیهایی که دوست دارم. اما نه! باور کردنی نیست این همه سانسور. سانسور در حدی که متن و داستان دچار دستاندازهای بدی شده است. این تقطیعها به قدری اذیتم کرد که کتاب را بستم و از خیر خواندنش گذشتم. گذاشتم برای زمانی که یک نفر و یا یک سازمان فکر نکند از بقیه بیشتر میفهمد/میفهمند و آنچه را آنها تایید میکنند باید خوا ...more
Zahra
Mar 08, 2016 Zahra rated it it was ok  ·  review of another edition
برای خوندن این کتاب خیلی شوق داشتم و دقیقا اونی بود که فکر نمیکردم.
زبان نویسنده راحت بود ولی نه راحتی که باهاش راحت باشی:)))
از اینکه برا هر اتفاق داستان نتیجه گیری میکرد و یه خواننده منفعل بودم خوشم نیومد.
Hamidreza
دیشب تمومش کردم . خیلی خیلی خیلی زیبا بود . واقعا عالی بود . پر از احساسات ناب بچگی هامون . وقتی که هنوز و به طور کامل از برادرا و خواهرامون جدا نشدیم و می تونیم از بودن پیش هم لذت ببریم . این کتاب به ما میگه که تا هنوز از برادرا و خواهرامون جدا نشدیم به هم محبت بکنیم . یکهو میبینم هممون ازدواج کردیم و دیگه هر یه ماه یه بار میتونیم همدیگه رو ببینم . تا وقتی پیش همدیگه هستیم باید با هم رویا بسازیم و پا به دنیای صمیمی برادری یا خواهری مون بزاریم . هیچ کسایی مثل برادر و خوهرا نمیتونن از بودن پیش ه ...more
Nora
Jul 20, 2015 Nora rated it liked it  ·  review of another edition
چرا آدم هائی که بلندتر از دیگران فریاد می زنند، ما را می ترسانند، چرا احمق هایی که رفتار تهاجمی دارند ، سبب می شوند دست و پای خود را گم کنیم؟ مشکل ما چیست؟ مشکل از تربیت شایسته ی ماست که لحظه ای راحت مان نمی گذارد؟ دلیل سستی ما چیست
Elham Ghafarzadeh
مثل کتاب قبلیای که از آنا گاوالدا خونده بودم: ساده شاد با نثری روان... در لابلای توصیف روابط خانوادگی حس داشتن خواهر رو در من بوجود میآورد... حسی که هیچ وقت فکر نمیکردم داشته باشم... ...more
Klim
Apr 29, 2011 Klim rated it really liked it  ·  review of another edition
Легкое, непринужденное чтиво в, как всегда, привычной для Гавальды манере повествования, плавно погружающей читателя в маленький мир ее персонажей.
Книга из серии "Сел и запоем прочитал". Но главное чтобы она попала вам под нужное настроение.
А настроение у меня было как раз располагающее для истории о 2-х братьях и 2-х сестрах из одной семьи, которые давно уже разлетелись из своего гнезда. Кто-то женился, кто-то наоборот развелся, кто-то живет одним днем, а кто-то мечтательно планирует каждый де
...more
Omid Majidy Pour
Feb 12, 2016 Omid Majidy Pour rated it really liked it  ·  review of another edition
نسبت به سایر کارهای گاوالدا، بنظرم این اثر تکلیفش مشخص بود، ساده و روان و دوست داشتنی، نمی دونم چرا ولی موقع خوندن این کتاب مدام نیشم باز بود! :))
اگه می خوایید برای اولین بار کتابی از آنا گاوالدا بخونید، این کتاب برای شروع عالیه :)
Myriam
Jul 28, 2015 Myriam rated it really liked it  ·  review of another edition
Un charmant mini roman d'été.
Roghayeh Mahmoudi
همیشه که
صبر کردن
بخشیدن
ماندن و تحمل کردن
به این معنا نیست که همه چیز درست می شود
لازمه
گاهی وقتها دست از این تظاهر کردن برداری
باید دست بکشی از بخشیدن کسی که
هیچ وقت
بخشیدنت را نفهمید !
ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ
وقتی میمانی و می بخشی
فکر می کنند رفتن را بلد نیستی
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ
ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﺍ ﻣﺘﺬﮐﺮ ﺷﺪ
ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ
ﯾﮑﺠﺎ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ ...
Faeze Taheri
گاوالدا راحت مینویسه. شاید رمز موفقیش هم همین باشه.
البته من دو تا کتاب ترجمه شده ی دیگهش، «من او را دوست داشتم» و «دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد» رو بیشتر از این یکی دوست داشتم:)
آها.. گمونم حتی«35 کیلو امیدواری» رو:دی
...more
Nafiseh
Aug 15, 2014 Nafiseh rated it really liked it  ·  review of another edition
خيلى روون و گيرا نوشته شده بود، اما شايد تا اين حد حقيقى و ملموس بودن داستان براى من، يكم ناراحت كننده ميشد.

يه بازگويى از چيزايى كه هرروز ميبينيم و بى توجه از كنارش رد ميشيم.
Elahe
Apr 24, 2015 Elahe rated it it was amazing  ·  review of another edition
Shelves: فرانسه
شبیه دو کتاب دیگرش "دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد" و "من او را دوست داشتم" بسیار روان و قابل لمس.
Amir ali
Jun 28, 2013 Amir ali rated it liked it  ·  review of another edition
Shelves: رمان
کتاب بسیار به سادگی آغاز می شود، شروعی لیز که خواننده را می سُراند به فضای داستان و شخصیت هایش. تصور کنید جمله ی آغازین کتاب این است:
” هنوز ننشسته بودم، یک طرف باسنم در هوا بد و دستم به دستگیره درِ ماشین که زن برادرم هجوم آورد:

ای بابا… این همه بوق زدیم نشنیدی؟ ده دقیقه است این جا هستیم!

جواب دادم: سلام….

با همین دیالوگ در شروع کتاب ها شخصیت ها پرداخت می شوند و فضای داستان نشان داده می شود و حرکت از هم سطر آغازین دیده می شود. جالب این که رمان پیشین آناگاوالدا نیز( من او را دوست داشتم) در ماشین و با
...more
Nick Jones
Jun 18, 2012 Nick Jones rated it did not like it  ·  review of another edition
Written in first person: Garance is given a lift by her brother to a family wedding; they pick up their sister on the way. Written in short, descriptive, precise, light sentences, I thought this very short book was going to be superb...at least for the first couple of pages. But also in the car is the brother’s wife and she is the foil: she is petty, a pharmacist, materialist, average...her function is to show how likable and wonderful the others are. Then at the wedding the three siblings quick ...more
Кремена Михайлова
Една-две книги преди тази си мечтаех за нещо леко и „лудо” – ето появи се. Книжката е около 100 стр., но докато навляза в тона и настроението, ми трябваше известно време. Много съвременно, живо, „яко”. Чак ми се прииска подобно издивяване - кратко, но диво, за отпушване, за откъсване от ежедневния стереотип, за връщане към детството... Много кратки, насечен диалози, никакъв опит да звучат изкуствено добре – просто както биха се излели в реалния живот (особено в такъв „подарен ден”).

Хареса ми ка
...more
الناز ی
کی همدیگر را از دست می دادیم ورشته ها چگونه از هم می گسستند ؟
Fani
Well, it was not worth the 9.50 euros I paid for the 140-pages paperback edition in Greek, in any case. But it was fun, even if it was full of references to French culture that I ignore. And the first part about the silly sister-in-law touched my heart:) But all in all, it seemed more like a few pages taken out of the author's diary than a novel. If I hadn't paid as much money for it as I did, I might even have enjoyed it more, lol!
Eliza
Nov 01, 2015 Eliza rated it really liked it  ·  review of another edition
Αυτό το μικρό βιβλίο ήταν μια απολαυστική μπουκιά!Χαριτωμένο, καλοκαιρινό, δροσερό, διαβάζεται με μια ανάσα. Όχι πως έχει καμιά φοβερή ιστορία, προσφέρει απλά ξεκούραση και καλή διάθεση στον αναγνώστη του. Έχει όμορφες σκέψεις και συναισθήματα για τη σχέση που έχουν τα αδέρφια μεταξύ τους και ακριβώς εκεί ταυτίστηκα! Στις αδερφές μου, με αγάπη <3 λολ :-)
Mahboub
Apr 13, 2016 Mahboub rated it it was amazing  ·  review of another edition
خیلی ارام و خوب بود و من دوسشداشتم
Infada Spain
Aug 31, 2013 Infada Spain rated it it was amazing  ·  review of another edition
...πόσο μα πόσο πολύ μου άρεσε δε λέγεται...η γλύκα του και η δροσερή του πνοή ήταν ό,τι καλύτερο για ναποχαιρετίσω το καλοκαίρι που φεύγει!Για να μη μιλήσω για τη διορατική του ματιά στις ανθρώπινες (συγγενικές) σχέσεις...ας τ' αφήσω γι' άλλη ώρα! ...more
Ahmad Sharabiani
Breaking Away=L'échappée belle, Anna Gavalda
عنوان: گریز دلپذیر؛ نویسنده: آنا گاوالدا؛ مترجم: الهام دارچینیان؛ مشخصات نشر: تهران، نشر قطره، در 148 ص
دو خواهر و دو برادر و یاد ایام کودکی، کاش از بهشت کودکی دور نمیشدیم، کمی تا قسمتی خواندنی ست
Parham
Jul 19, 2015 Parham rated it liked it  ·  review of another edition
چقدر کوتاه و خوب بود، رمان کوتاه درباره سفر خواهر و برادرایی به دوران قدیم و خاطرات شون... شادیای کوچیک زندگی رو نشون میداد، چیزایی که تو زندگی همه هست... همینطور دلتنگی هاش رو!
« previous 1 3 4 5 6 7 8 9 99 100 next »
There are no discussion topics on this book yet. Be the first to start one »
  • La valse lente des tortues
  • The Innocent Libertine
  • The Bells of Bicetre
  • No mires debajo de la cama
  • The Midnight Love Feast
  • Lyckans hjul
  • Child of All Nations
  • Je vais bien, ne t'en fais pas
  • Tous les matins du monde
  • Electre
  • Pétronille
  • Clash of Civilizations Over an Elevator in Piazza Vittorio
  • Avoimien ovien päivä
  • La première gorgée de bière et autres plaisirs minuscules
  • The Hottest Dishes of the Tartar Cuisine
  • Le Zèbre
  • Gli uccelli di Bangkok (Pepe Carvalho #6)
  • Juoppohullun päiväkirja (Juoppohullun päiväkirja, #1)
26826
Anna Gavalda is a French teacher and award-winning novelist.

Referred to by Voici magazine as "a distant descendant of Dorothy Parker", Anna Gavalda was born in an upper-class suburb of Paris. While working as French teacher in high school, a collection of her short stories was first published in 1999 under the title "Je voudrais que quelqu'un m'attende quelque part" that met with both critical acc
...more
More about Anna Gavalda...

Share This Book



No trivia or quizzes yet. Add some now »

“For how much longer will we have the strength to tear ourselves away from everyday life and resist? How often will life give us the chance to play hooky? To thumb our noises at it? Or make our little honorarium on the side? When will we lose one another and in what way will the ties be stretched beyond repair?

How much longer until we become too old?

And I know we were all aware of this. I know what we're like.

We're too shy to talk about it, but at that precise moment on our journey, we knew.”
8 likes
“Puisque c'est ainsi. Puisque le temps sépare ceux qui s'aiment et que rien ne dure.
Ce que nous vivions là, et nous en étions conscients tous les quatre, c'était un peu de rab. Un sursis, une parenthèse, un moment de grâce. Quelques heures volées aux autres...
Pendant combien de temps aurions-nous l'énergie de nous arracher ainsi du quotidien pour faire le mur? Combien de permissions la vie nous accorderait-elle encore? Combien de pieds de nez? Combien de petites grattes? Quand allions-nous nous perdre et comment les liens se distendraient-ils?
Encore combien d'années avant d'être vieux?”
7 likes
More quotes…