Goodreads helps you keep track of books you want to read.
Start by marking “تهران در بعد از ظهر” as Want to Read:
تهران در بعد از ظهر
Enlarge cover
Rate this book
Clear rating
Open Preview

تهران در بعد از ظهر

3.17  ·  Rating Details  ·  646 Ratings  ·  36 Reviews
72 pages
Published by نشر چشمه
More Details... edit details

Friend Reviews

To see what your friends thought of this book, please sign up.

Reader Q&A

To ask other readers questions about تهران در بعد از ظهر, please sign up.

Be the first to ask a question about تهران در بعد از ظهر

This book is not yet featured on Listopia. Add this book to your favorite list »

Community Reviews

(showing 1-30 of 1,094)
filter  |  sort: default (?)  |  Rating Details
Reza ghavami
Apr 23, 2016 Reza ghavami rated it liked it
Shelves: در-الویت
«لعنت به این دنیای هیشکی به هیشکی و هرکی به هرکی که آدم ها حتا برای عاشق نشدن هم اختیاری از خودشان ندارند.»
داستان «تهران در بعدازظهر» خوب بود دوسش داشتم ولی بقیه چندان خوب نبودن...من زیاد داستان کوتاه کلا دوست ندارم
Leila
Mar 29, 2016 Leila rated it really liked it

اشتباه اول من این بود که به تو اعتماد کردم . اشتباه دوم من این بود که عاشقت شدم . اشتباه سوم من این بود که فکر میکردم با تو خوشبخت می شم ، اشتباه بعدی من این بود که تو رو صد بار بخشیدم. اشتباه هزارم من این بود که هیچ وقت خودم رو از پنجره پرت نکردم بیرون . هنوز هم دارم اشتباه میکنم که با تو حرف ميزنم...





Maryam
Mar 27, 2016 Maryam rated it liked it
تکه هایی ازین کتاب را قبلا در کانال های تلگرام و فیس بوک خوانده بودم. داستان های کتاب جالب بودند مخصوصا تهران در بعد از ظهر و چند مسئله ساده. با این حال انتظار من ازین کتاب بیشتر بود...
Behdad Ahmadi
Apr 18, 2016 Behdad Ahmadi rated it liked it
مجموعه داستان کوتاه از مصطفا مستور.
خیلی معمولی. مضمونِ کاملن تکراری، قصه های تکراری، نثر تکراری، حال و هوای تکراری... تکرار بد نیست، اما زیاد که بشه جدن دل رو می زنه.

کاش آقای مستور جز درباره ی این عشق های آب دوغ خیاری هم چیزی بنویسه.

پ.ن) معمولا اسم بهترین داستان کتاب رو میذارن روی کتاب. "تهران در بعد از ظهر" به نظرم ضعیفترین داستان کتاب بود :دی
Armin1370
Jul 07, 2015 Armin1370 rated it liked it
بیشتر حس می کردم دارم یه وبلاگ می خونم تا کتاب
Ali Reza Rahiminia
Dec 08, 2011 Ali Reza Rahiminia rated it it was ok
خوب حالا با خواندن این کتاب ، می توانم با قاطعیت بگویم که الگوهای نوشتاری مستور ثابت هستند. به قول دوستی که در همین گودریدز نوشته بود مستور نویسنده ای است با جهان بینی محدود. شما این محدودیت در جهان بینی را با خواندن چند کتاب از او می بینید. و من بد جوری این تکراری بودن را در این کتاب حس کردم. اولا که داستانها فاقد "آن" هستند. این "آن" را نمی توانم توضیح بدهم اما نمونه فراوان است همینگه داستان آدم را درگیر نمی کند یکی از دلایل نداشتن آن است. دوم اینکه اینبار دیگر کلیشه ها توی ذوق می زنند. ( به ن ...more
Negar Ghadimi
دلایلِ زیادی وجود داره که ثابت می کنه زندگی کردن از خودکشی سخت تره.
------------------------------------------------
باز دیروز شهرِ دوازده میلیون و هفتصد و نود و شش هزار و پانصد و چهل و سه نفریِ تهران خالی بود؛ بس که در سفری...
طيبه تيموري
Jul 11, 2015 طيبه تيموري rated it it was amazing
«باز ديروز شهر دوازدهميليون و هفتصد و نود و ششهزار و پانصد و چهل و سهنفري تهران خالي بود؛ بسكه در سفري »

صفحه 49
***
تو يه كتاب خوندم بدترين كار تو دنيا اينه كه عادتهاترو ترك كني، چون تبديل ميشي به كسيكه ديگه نميشناسيش

صفحه 52
...more
Shahab Dabiri nejad
Dec 31, 2015 Shahab Dabiri nejad rated it liked it
جذاب ترین قسمت کتاب، نامه ای بود که شخصیت یکی از داستانهایش در پارک ساعی برای سوفیا می نویسد. آنجایی که می گوید: "لعنت به این دنیای بی سر و ته. لعنت به این دنیای هیشکی به هیشکی و هر کی به هرکی که آدم ها حتا برای عاشق شدنشان هم اختیاری از خودشان ندارند."
یا در جای دیگری از نامه که می گوید:"می خواهم برای اولین بار چیزی را که دارد توی دلم متولد می شود و هنوز جنین کوچکی است (چنین کوچکی است؟) سقط کنم. اتفاق تو نباید می افتاد و حالا که افتاده است من باید خودم را عادت بدهم به فراموش کردن آن"
Mohsenkhosro
Jun 18, 2011 Mohsenkhosro rated it really liked it
مصطفی مستور را دوست دارم، نه به خاطر کتابهایی که می نویسد تا بگوید کتابهایم فرمول خاصی دارند که خواننده باید آنها را کشف کند. مصطفی مستور را یک داستان پرداز خوب میدانم و به خاطر داستانهایش او را می پسندم.
Majid
اعتراف می کنم فصل آخرش که طرح چند مسئله هست خیلی فکرم رو به خودش مشغول کرد :دی
Abdollah2
Jul 28, 2011 Abdollah2 rated it did not like it  ·  review of another edition
الان ساعته تهران در بعد از ظهر رو خوندم و هنوز یه کم حالم بده. البته عمرا مستور قصد نداشته چیز لذت بخشی بنویسه و اینکه من حالم بد شد شاید به خاطر اینه که نویسنده کارش رو عالی انجام داده. منظورم اینه که موضوع و شخصیت و اتفاقات کتاب رو هر کسی هر جور دیگه هم بنویسه من بازم قول میدم حالم بد بشه. این دومین کاری بود که از مستور خوندم و گاهی بعضی صحنه ها و شخصیتها برام تکراری بود. از زنهای این کتاب بدم میاد گر چه گاهی بی تقصیرن و دیگه اینکه مسایل آخر کتاب به هیچ وجه ساده نبود. ...more
Mahdi Meskin
May 18, 2011 Mahdi Meskin rated it really liked it
اگر دوست دارید بروید بنشینید رو شانه آدم ها و همراه با آن ها بچرخید توی زندگی شان، مستور خوب کمکتان می کند .
مستور کمک می کند که برویم در فضای ذهن آدم هایی که اطرافمان ما هستند. کمی نزدیک و یا کمی دور.
مستور قطعات زندگی آدم ها را خوب سوالی می کند و این خوره را می اندازد توی ذهن ما که سوالات زندگی ماها چیستند؟
طرح معماهای سهل و ممتنع از زندگیمان
...more
Mohsen Rajabi
Jan 28, 2014 Mohsen Rajabi rated it did not like it  ·  review of another edition
در کتابهای مستور، هیچ اثری از لذت داستان نیست. (البته در استخوان خوک و دست های جذامی هست اما نه به طور راضی کننده.) من که شخصا نمی تونم کتاباش رو به کسی پیشنهاد کنم!
Saleh Rezaei nasab
کار ضعیفی بود در کل
دو از داستاناش و قبلا داده بود بیرون
بقیه ش هم حرف تازه ای نداشت
بد جور داره خودش و تکرار می کنه این مستور
Amir Mojiry
Feb 26, 2012 Amir Mojiry rated it liked it
Shelves: story
پنج شنبه شانزده اردی بهشت 1389
نمایشگاه کتاب تهران
Sahar
May 16, 2016 Sahar rated it really liked it
محشر ؛
اين حسّ منه يا واقن ايجوريه ؟ انگار مصطفي مستور هزاار تاا آدم و شخصيت داره و هزارجور قصه و داستان برا هركودومشون
كه توهر كتابيش مياد يه تيكه شو ميگه و يه ردّ پاي كوچيك ميذاره تو كتاب بعديه كه وقتي كشف ش ميكني غرق لذت و خيال ميشي و ميگي اين سوفي همون سوفي بود ؟ يا من خيالاتي شدم ؟
اين اتفاق مخصوصن وقتي با فاصله ي كمي كتاباشو بخونيد بيشتر ميفته ؛
بعضي وقتا سوفي دقيقن اون سوفي نيست ، ولي يه ربطاي ظريفي انگار هستن كه آدم كيف ميكنه از كشف ش ..
؛
داستان كوتاهِ آخر ؛ چند مسأله ي ساده ..
با احتمال ِ
...more
Peyman Karimi
صبح تو راه شروع به خوندنش کردم،منتظرم کارم تموم شه برم خونه بقیهاش رو بخونم. البته زیاد جذبم نکرده. یواش یواش کارهای مستور برام دارن تکراری میشن. یعنی انگار یه جوری داستان کوتاهاش حرف دیگهای برای گفتن ندارن.
تنها نکتهای که تو این کتابش توجهم رو جلب کرده اینه که انگار توی همهی داستانها رنگ سرخ باید حضور داشته باشه. نمیدونم قضیهاش چیه و فکر هم نمیکنم چیز مهمی باشه، فقط چیزی در حد یه ربط دهندهای که نویسنده فکر کرده استفاده کنه.

پس از خواندن:
در آخر گاهی رنگ سبز میشه. در هر صورت من که چیزخاصی در این ند
...more
Ali Heidari
Oct 29, 2014 Ali Heidari rated it liked it
Shelves: my-bookshelf
کتاب از 6 داستان کوتاه تشکیل شده است .

هیاهو در شیب بعداز ظهر : دوستان جوانی که با هم بیرون رفته اند و الیاس صوفی مسلک از بقیه جدا شده و به دنبال عکاسی می رود .
چند روایت معتبر درباره ی بهشت : کله کدو بچه ی عقب افتاده ای است که عاشق موهای خواهرش منیژه می باشد .
تهران در بعد از ظهر : چند روایت مختلف از رابطه زنان و مردان در تهران .
چند روایت معتبر درباره ی دوزخ : دختری که ذره ذره از معصومیت دور شده و مسیر زندگی اش تغییر کرده است .
چند روایت معتبر درباره ی برزخ : پسر که عاشق سوفیا و سارا شده است .
چند
...more
Masoud Niazi
Oct 30, 2014 Masoud Niazi rated it liked it
تصویر واقعی داشت از افکار آدم ها .و مشکلات ملت رو خوب نشون داد .این داستان ها اطراف همه ما وجود داره خیلی کم به اونا پی میبریم از این جهت که درک خواننده رو بالا میبره خوبه
Ehsan
Feb 01, 2012 Ehsan rated it really liked it
این که هر زن انگار شاخه ای بود از درختی مقدس که در یکی از آن میلیون ها خانه افتاده بود. این که خوشبختی، همه ی خوشبختی نه تکه ای از آن، یا داشتن تمام آن شاخه های سبز است یا هیچ کدام.

نسرین، خواهر بزرگتر نسیم و نسترن چهار سال پیش با دلیل از شوهرش طلاق گرفت. نسیم خواهر کوچکتر در تدارک ازدواج با بهترین مرد زندگی اش است. نسترن کوچکترین خواهر هرگز تمایلی به ازدواج ندارد و تصمیم دارد برای همیشه مجرد بماند.
با دلیل منطقی نشان دهید نسترن از دو خواهر دیگر خود به مراتب خوشبختتر خواهد بود.
...more
حمید شجاعی
Jan 12, 2014 حمید شجاعی rated it did not like it
کتابهای مستور را یکدوره میخوانی و میپسندی، بعد تازه یادت میافتد ادبیّات هم وجود دارد. ادبیّات پرمحتوا هم وجود دارد. تازه یادت میآید خودت را درگیر ملموسها نکنی. ...more
Nadi Ghaffari
کتاب بدی نبود شاید خوب هم بود اما من شدیدن داستان آخر رو دوست داشتم.فوق العاده بود.به هرحال چیزی که مشخصه اینه که کتاب به شکل واضحی مستوری بود.

همیشه فکر میکردم میتوانم بهشت زنی را داشته باشم تا وقتی که از جهنم زندگی خسته میشوم پناه ببرم به سایه های خنک درختان آن بهشت.هنوز آن فکر بزرگ و تکان دهنده را کشف نکرده بودم.نوز نمیدانستم دچار چه بلاهت پیچیده ای شده ام.
الناز ی
Jun 10, 2013 الناز ی rated it liked it
Shelves: favorites
من میخواهم تا انجا که در توان ادمی مثل من است فراموشت کنم.تو را. چشم هایت را. موهایت را که مدام از لای روسری ات میریزند توی صورتت.دستهایت را که با ان انگشتری نگین سبز و ساعت فانتزی صفحه بزرگ دخترانه شان دل را اشوب میکنند.خوب من خسته ام خسته شده ام....میخواهم برای اولین بار چیزی را که دارد توی دلم متولد میشود و هنوز جنین کوچکی است سقط کنم.
Elham 8
تا قبل از خوندن این کتاب طرفدار مصطفی مستور بودم... نمیدونم چرا بعضی از شاعرا و نویسنده ها این کارو میکنن، یهو میزنن تو ذوق مخاطبشون و ...
نثرش به خوبی پیش و بهتره حتی، اما از محتواش بدم اومد
اهل برچسب زدن روی ایدئولوژی های نویسنده و شاعر جماعت نیستم
ولی دیگه نمیشه کاملا بی خیال این صحبتام شد
Babak Habibi
Sep 16, 2013 Babak Habibi rated it did not like it
خیلی سطحی بود واقعا نمیدونستم چه حرفی رو میخواست بیان کنه
یه سری داستان پراکنده بدون هدف خاصی شاید با تلفیق یه سری پاراگرافایه خوب از لحاظ جمله بندی
همین
...more
soheila
Jun 27, 2013 soheila rated it it was ok
همیشه فکر می کردم می توانم بهشت زنی را داشته باشم تا هروقتی از جهنم زندگی خسته می شوم پناه ببرم به سایه های خنک آن بهشت.

صفحه 47
Sadegh Ghasemi
May 22, 2013 Sadegh Ghasemi rated it it was amazing
نثر مصطفی مستور بی بدیل است و تهران در بعد از ظهرش برای من در سنین نوجوانی دریچه ای بود برای فهم جامعه
Suzan
Apr 14, 2013 Suzan rated it really liked it
اولین کتابی که از مصطفی مستور خواندم و مرا به کتاب های دیگرش سوق داد
Abolfazl
Jan 01, 2011 Abolfazl rated it liked it
روايت هايى از دوزخش فوق العاده است
مي فهميد كه جي ميكم؟
« previous 1 3 4 5 6 7 8 9 36 37 next »
There are no discussion topics on this book yet. Be the first to start one »
  • حفره‌ها
  • کافه پیانو
  • قلبم را با قلبت میزان می‌کنم
  • مهمانسرای دو دنیا
  • نفحات نفت
  • جراح دیوانه
  • داستان راستان
  • یک عاشقانه‌ی آرام
  • من قاتل پسرتان هستم
  • اطاق آبی
  • دختری که می شناختم
  • دستورِ زبانِ عشق
  • قصه‌های امیرعلی - جلد سوم
  • یوسف‌آباد، خیابان سی‌وسوم
  • مرده خورها
  • سرگذشت کندوها
  • فریدون سه پسر داشت
2917189
(Mostafa Mastoor)
مصطفی مستور در در اهواز به دنیا آمد. وی در سال در رشتهی مهندسی عمران از دانشگاه صنعتي اصفهان فارغالتحصیل شد و دوره كارشناسی ارشد را در رشتهی زبان و ادبيات فارسی در دانشگاه شهيد چمران اهواز گذراند.وی هم اکنون ساکن اهواز میباشد.
مصطفی مستور نخستین داستان خود را با عنوان دو چشمخانه خیس در سال نوشته و در همان سال در مجلهٔ کیان به چاپ رساند. وی نخستین کتاب خود را نیز در سال با عنوان
...more
More about Mostafa Mastoor...

Share This Book