Goodreads helps you keep track of books you want to read.
Start by marking “عادت می کنیم” as Want to Read:
عادت می کنیم
Enlarge cover
Rate this book
Clear rating
Preview

عادت می کنیم

3.1 of 5 stars 3.10  ·  rating details  ·  2,665 ratings  ·  106 reviews
Published (first published 2004)
more details... edit details

Friend Reviews

To see what your friends thought of this book, please sign up.

Reader Q&A

To ask other readers questions about عادت می کنیم, please sign up.

Be the first to ask a question about عادت می کنیم

This book is not yet featured on Listopia. Add this book to your favorite list »

Community Reviews

(showing 1-30 of 3,000)
filter  |  sort: default (?)  |  rating details
لیلی
Dec 23, 2014 لیلی rated it 3 of 5 stars  ·  review of another edition
Recommended to لیلی by: خانم کاظمی!:دی
Shelves: دارمشان
خانوم کاظمی گفت که بخونمش. وقتی داشتیم راجعبه چراغها را... حرف میزدیم. گفتش که من نمیدونم چرا همه انقد از اون کتاب استقبال کردن، در حالیکه عادت میکنیم چیز خیلی بهتریه... بعدش گفتش که بخونمش. چون گفتم که کلاً زویا پیرزاد دوست ندارم، و گفت اینو بخونم؛ قطعا نظر م عوض میشه.
نظرم عوض نشد. هرچند، نظرم عوض شده بود چند ماه پیش... همون وقتی که چراغها... رو دوباره خوندم و حس کردم که دوسش دارم. و خوشحالم که حس م به زویا همون موقع عوض شد، چون اگر عوض نشده بود، با خوندن این تغییری نمیکرد.
معمولی بود! مع-مو-لی!
...more
Parisa
هرچی میخونم حس میکنم نویسنده گویا در عین حال که داشته سبزی پاک میکرده و غیبت میکرده داستان و نوشته..نمیدونم چطور بود ولی من نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم و پایان داستان هم که از همه بدتر
Fatemeh.alef As
دیروز خریدمش، امروز تمومش کردم.
دیشب میدونستم چی میخوام درموردش بنویسم.اما الان که اومدم بنویسم دیدم هیچی تو ذهنم نیست.فکر میکنم میام مینویسم..
_______________________________________________________________
همیشه وقتی یه کتاب رمان رو میخونم اخرش از خودم میپرسم: چی بهت اضافه کرد؟ و بعدش جواب میدم : هیچی! فقط وقتت رو گرفت ازت! جای این میتونستی یه چیزی بخونی که بهت یه چیزی اضافه کنه!
البته، نمیشه مطلق گفت همیشه...گاهی اوقات بعضی! کتابهای رمان از نظر نوشتاری و ادبی ارزشمند هستند ..اما خوب اندک اند.
واقع
...more
Maryam Shahriari
دومين رمان خانم پيرزاد. ولي نه به زيبايي چراغ ها.
توصيفات خوبي از تهران و آدماش و خونه هاش داشت.
Fattane
دارم فکر میکنم ادبیات معاصر ایران داره یه تکونی می خوره
کلا شخصیت پردازی رو بیشتز از داستان پردازی دوست دارم، یه کتاب سیصد صفحه ای رو می خونی بدون اینکه قصه ی خاصی روایت بشه و در عوض به دغدغه ها، ارتباط ها، روزمرگی ها، افکار گنگ و پیچیده ی شخصیت می پردازه ... فوق العاده ست من این سبک نگارش رو می پسندم خیلی زیاد. البته بگم چراغ ها را من خاموش میکنم یه چیز دیگه بود ...
Ahmad Sharabiani
تا سال تحویل شد، تلفن کرد
آرزو از پنجره به بیرون نگاه کرد. برف میبارید
شیرین گفت عیدت مبارک. بعد زنگ میزنم
دست آرزو با تلفن پائین آمد. بیرون باران میبارید

عنوان: عادت میکنیم؛ نویسنده: زویا پیرزاد؛ مشخصات نشر: تهران، نشر مرکز، 1383، در 266 ص، شابک: 9789643057985؛ موضوع: داستانهای نویسندگان فارسی قرن 14 خورشیدی، قرن 21 م
...more
Masoome Ya
اگر اشتباه نکنم آخرین رمانی که از یک نویسنده ی زن ایرانی خاندم "پرنده ی من " نوشته ی "فریبا وفی" بود.حالا بعد از دو سال آمدم سراغ "زویا پیرزاد" و " عادت می کنیم" ـَش
داستان خوب و روانی بود و گرچه بیشتر روی زنان طبقه ی کم درد تر اجتماع و دغدغه هایشان تمرکز داشت ، اما توانستم درکش کنم.
به خصوص برزخی را که "آرزو" به عنوان شخصیت اصلی داستان ، درونش گیر کرده بود.جایی میان گذشته ای که با آن زندگی کرده ایم و هنوز گرفتارش هستیم و آینده ای پیش رو که قدرت پیش بینی اش را نداریم اما برای رهایی از برزخ و تغیی
...more
behnaz
سرگرم کننده است، طرح داستانیه خوبی داره، داستان سه زن از سه نسل مختلف در یک خوانواده که از یک رومان تیپیک شخصیت ها متفاوت ترند و حس همزادپنداری هم کمی در خواننده زن ایجاد میکنه.
Naghmeh Siami
نمیدونم من آخرای کتاب که میرسه هیجان زده میشم و تند تند میخونم ببینم بالاخره چی شد یا اینکه واقعا این کتاب آخراشو خیلی بهتر از اولاش نوشته بود. بهرحال هرجوری بود بالاخره خوندمش. اولاشو واقعا به زور میخوندم و اصلا جذبم نمیکرد ولی آخراش که رسید با اشتها میخوندم تموم شدنشم دوست داشتم.
روزمرگی های زویا پیرزاد موج میزد تو نگارش کتاب که هم دوست داشتنیه هم یه جاهایی دیگه واقعا دل آدمو میزنه.
...more
Mohsen
خب، البته که به اندازهی چراغها را من خاموش میکنم دوستش ندارم، ولی چیزهایی هست توی این زُمان که آدم را وسوسه میکند. من عاشق داستانهایی هستم که فضا و مکان شهری را درست از آب درآورده باشند و بهنظرم خانم پیرزاد در این کار بسیار موفق است. وقتی این را میخواندم، همهاش به این فکر میکردم که خانم پیرزاد چهقدر خوب میبیند همهجا را و چهقدر خوب این دیدهها را منتقل میکند به داستانش ...more
Farrokh
این کتابو چند نفر از اطرافیانم پیشنهاد کرده بودند ک بخونم و از نویسندش هم حسابی تعریف کردند.
متاسفانه پس از مطالعه کتاب، دلیل این همه تعریف رو نفهمیدم یا شاید اصلا ب هدف نویسنده پی نبردم !!!! ب نظرم نویسنده، ی قشر خاص و محدود در جامعه رو ب تصویر کشیده بود. مادری مطلقه ک بخاطر مشکلات زندگی و فشارهای جامعه بنگاه داری میکنه ک این امر سبب میشه از دخترش و افکار وی غافل بمونه. در همین حین با مردی آشنا میشه ک ب مرور زمان پس از کشف خوبی های او، عاشقش میشه و قصد ازدواج باهاش رو داره اما بدلیل مخالفت های د
...more
alidavod
به نام خدای جان آفرین
دغدغه های زویا پیرزاد از زاویه زنانه روایت میشوند و حتی میتوان گفت زنانه روایت میشوند. این نوع از روایت یعنی خودت باید سه نقطه ها را پر کنی و این جاهای خالی یک پاسخ بیشتر ندارند حتی اگر برای حدس زدن آن اتفاق اطلاعات کافی نباشد. گویی خواننده نیز باید زن باشد.
پیرزاد زنانه مینویسد چیزی که من دوست دارم. در کتاب دیگری از نویسندهدیگری مانند دوست داشتم کسی جایی منتظرم بود (آنا گاوالدا) با نوع دیگری از این نگارش مواجه میشویم. فرم کتاب خیلی هم زنانه نیست یعنی قهرمانان لزوما زن نیستند
...more
Roshanak
من دو کتاب از زویا پیرزاد خوندم و هر دو رو دوست داشتم. یکی چراغها را من خاموش میکنم و دیگری عادت میکنیم. البته عادت میکنیم رو بیشتر دوست داشتم به خاظر شخصیت اصلی کتاب زنی که تمام تلاشش رو میکند که در جامعه موفق باشد و در نهایت یاد میگیرد خودش رو دوست داشته باشد و برای خودش هم زندگی کند.
علی
در مورد "بانوان نویسنده" در وبلاگ گودریدز، یک مطلب کلی نوشته ام و تا اندازه ای به همه ی آثارشان اشاره کرده ام، پس نیازی به "ریویو"ی جداگانه نیست، اگر مایلید، اینجا را بخوانید؛
http://www.goodreads.com/author_blog_...
Amir Hossein
اگه یه خورده روح فمینیستی کتابو بذاریم کنار عالی بود! :) به نظرم خیلی بهتر از چراغ ها را من خاموش می کنم و اون مجموعه سه داستان کوتاهش بود!
در مجموع کتابیه که ارزش خوندن داره!
Mahad
احساسات يه زن در سن ميان سالي توقعاتي كه نسل قبل و بعدش ازش دارن و احساساتي كه زير بار اين همه مسئوليت كمتر فرصت خودنمايي دارن
Sajjad
این کتاب من رو با نوشته های فارسی آشتی داد ...
Sara
داستانهای پیرزاد را دوست دارم، روان مینویسه و آدمهاش برام باورپذیرند. شخصیت اصلی این کتاب، آرزو، زنی است که از همسرش جدا شده و خودش را متعهد کرده به برآوردن خواسته های مادر و دخترش، هرچند گاه باهاشون بحث و جدل داره ولی در نهایت تسلیم خواسته هاشون میشه. و یک روز تصمیم میگیره که خودش رو دوست داشته باشه و پی دل خودش بره. اینجاست که مادر و دختر برآشفته میشن ولی به قول مردی که دوستش دارد، به بودنهاش عادت کرده بودند، حالا به نبودنش هم عادت خواهند کرد.
Niloo
شاید داستان چراغ ها به نظر جدید تر میومد چون حداقل برای من محیط جدیدی داشت که دوست داشتم راجع بهش بدونم؛ ولی شخصیت های «عادت می کنیم» با اینکه خیلی معمولی هستن، تو داستان خیلی پررنگ و مهم هستن. همین پرداخت خوب خواننده رو به آدمهای داستان نزدیک می کنه و باعث میشه باهاشون همزادپنداری کنه و به سرنوشتشون علاقه مند بشه.حس خیلی خوبیه که فک کنی این شخصیت هارو الان از نزدیک میشناسی.
Amaj Anwar
در کل کتاب زیاد خوبی نبود ولی به اندازه صفحه نگاه کردن به زندگی از دیدگاه یک فمنیست تجربه جالبی بود.
درسته که کتاب در نهایت نتیجه گیری خاصی نداشت ولی به نظر من اینطور اومد که آخرهای داستان نویسنده مونده بود بین اعتقاداتش و واقعیت ها!!
...more
sabra
نثر کار رو خیلی دوست نداشتم ٬ به نظرم نویسنده شخصیت هارو جالب با طرز حرف زدن هاشون توضیح نداده و کمی منو یاد تجربه های ابتدایی یک نویسنده مینداخت ٬اما در نهایت نکته ای رو که میخواست بهش اشاره کنه دوست داشتم ...more
Aida
نسبت به کتاب من چراغ ها را خاموش می کنم یه کم ضعیفتر بود به نظرم. ولی من کلا این سبک رو دوست دارم. تا ستاره رو بهش می دم! ...more
Farimahjoub
ساده و در عین حال عمیق
Behnaz Davoudi
خواندنی و دوست داشتنی
farideh
Mar 31, 2007 farideh rated it 5 of 5 stars  ·  review of another edition
Recommends it for: everybody


A great novel for those who want to know how is everyday life in Tehran, Iran nowadays. Vivid characters that you see like them in your everyday life. A wonderful humour. Great language, especially the diologues. It's like you are watching a film. Not like any Persian novel I have read for years. Certainly not boring. the writer does not preach anything, just tells you a story. A very interesting story about generations, love, single mothers and lots of lots of other things. I recommend it stron
...more
Mohammad Yarahmadi
کتاب نثر روان و ساده ای داره. قصه سه زن و یک دخترجوان که دنیاشونش، دغدغه هاشون و رفتارشون باهم تفاوت زیادی میکنه. تقریبا همه یه جورایی ناراضیند اما به وضعیتی که دارن عادت کردن.
خوندن این کتاب رو خیلی دوست داشتم. خیلی هم زود تمومش کردم . چند تا ارجمله های که به دلم نشست:
ایه: ببخشید که وبلاگ رو به روز نکردم. به شدت- با شیش تا تشدید گرفتار بودم

سهراب گفته بود" زن بدون چروک زیر چشم مثل شراب یک ساله است. به درد نخور"

از تیکه کلام ایه هم خوش اومد که مادرش ور آژو خانوم صدا میکرد.
Samin
bi nazire,neveshtehash be man aramesh mide
Samin
Jul 09, 2008 Samin rated it 5 of 5 stars  ·  review of another edition
Recommends it for: everyone
Recommended to Samin by: a friend
dastane kheili jalebie.tafavote tarze fekre iek madarbozorg,madar va nave ra be tarze jalebi neshoon mide.aie dokhtarie mesle kheili az dokhtaraie emroozi va madaresh mesle madarhaie ma.albate be nezare man madarbozorge ghesse kheili mesle baghie madarbozorga nist.kheili in ketab ra doost daram va tahala khoondanesho be kheilia(az jomle madarbozorge khodam ke naveei be name aie dare!) pishnahad kardam.
Nasrin Salahshouri
bozorgtarin chizi ke yad gereftam in bood ,in hast ,ke gahi be jaye negaran bodan darbareye in o an khodam ro dost dashte basham.
va dar zemn inke digaran adat mikonand,mesle man o ma ke adat mikonim.
cheghadr adamhaee ke khodeshon ro majbor mikonand be hame tozih bedan aziyat mishan.
on jaee ke az shirirn miporse:ye soale ahmaghane beporsam?madaret to ro dost dasht?????? baram jaleb bod.
« previous 1 3 4 5 6 7 8 9 99 100 next »
  • جزیرهٔ  سرگردانی
  • آتش بدون دود
  • سمفونی مردگان
  • پرنده‌ی من
  • خانوم
  • اولدوز و کلاغ‌ها
  • داستانِ یک شهر
  • سُـلوک [Sulūk]
  • هشت کتاب
  • لیلی نام تمام دختران زمین است
  • جایی دیگر [Jāı̄ dı̄gar]
  • چشمهایش
  • شما که غریبه نیستید
  • وردی که برّه‌ها می‌خوانند
  • خسی در میقات
  • جنگل واژگون
925519
English: Zoya Pirzad

زویا پیرزاد نویسنده و داستان نویس معاصر در سال در آبادان از مادری ارمنی تبار و پدری روس تبار به دنیا آمد.[] در همان جا به مدرسه رفت و در تهران ازدواج کرد و دو پسرش ساشا و شروین را به دنیا آورد.
...more
More about زویا پیرزاد...
چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم سه کتاب طعم گس خرمالو The Space Between Us مثل همه‌ی عصرها

Share This Book